آیینه‌هایی روبه‌روی جامعه
شبکیه

آیینه‌هایی روبه‌روی جامعه

نویسنده : سید مصطفی صابری

خلاصه داستان/ رعنا (غزل شاکری) زنی سنتی است که به‌‌خاطر مشکل مالی و زندانی شدن شوهرش همزمان با کار در یک خیاط‌‌خانه، مسافرکشی هم می‌‌کند، آدینه (شایسته ایرانی) هم دختری است از یک خانواده مرفه که یک ترنس است و تصمیم دارد با عمل جراحی به هویت تثبیت شده‌‌ای برسد اما پدرش (همایون ارشادی) این کار را مقابل آبروی خانوادگی می‌‌داند و تصمیم دارد به زور او را عروس کند، طی اتفاقی رعنا و آدینه با هم همسفر می‌‌شوند و... 

 

به دور از جنجال و ژست

همین‌‌طور که در اطلاعات فیلم (انتهاي اين مطلب) ملاحظه می‌‌کنید بین سال تولید و عرضه آن در شبکه نمایش خانگی حدود 5 سال فاصله بود، همین وضعیت با اندک تفاوتی برای اکران هم وجود داشت و جای تعجب است در سینمایی که فیلم‌‌ها با مضمون خیانت و .... به راحتی مجوز می‌‌گیرند و اکران می‌‌شوند فیلمی که به دور از حاشیه و محتواهای کاذب سعی دارد آیینه‌‌ای از یک پدیده اجتماعی باشد اینچنین با مشکل مواجه می‌‌شود. پاییز سال 1387 بود که پرونده‌‌ای مبسوط در «جیم» برای موضوع دوجنسیتی‌‌ها یا همان ترنس‌‌ها کار کردیم و همان وقت بود که فهمیدیم به‌‌رغم فتوای صریح حضرت امام(ره) درباره نداشتن منع شرعی عمل جراحی و همین‌‌طور اعطای وام و تسهیلات به این افراد، هنوز جامعه با این موضوع مواجهه درستی ندارد. «آیینه‌‌های روبه‌رو» هم سعی در تغییر همین نگاه دارد و در بستر داستان به مخاطب می‌‌گوید این افراد با منحرف‌‌ها و تنوع‌‌طلبان فرق دارند؛ در حقیقت آدم‌‌های این‌‌چنینی به دنبال یکی کردن هویت روح و جسمشان هستند، تا بتوانند با هویت تثبیت شده‌‌ای مثل یک آدم معمولی زندگی کنند و از قضا فیلم در بیان این موارد بسیار هم موفق بوده و در دام ابتذال گیشه‌‌ای نیفتاده است. 

 

گریز از دو خطر بزرگ 

«آیینه‌‌های روبه‌رو» به عنوان اولین فیلم تاریخ سینمای ایران که یک ترنس شخصیت اول داستانش است، با دو خطر بزرگ مواجه بود، اولی این‌‌که بخواهد از ایده فیلم برای فروش بیشتر استفاده کند آن‌‌هم با ایده‌‌های دم دستی مثل این‌‌که اعلام کنند تماشای فیلم برای زیر 18 ساله‌‌ها ممنوع است و... دومی این‌‌که در دام روشنفکر بازی‌‌های رایج در سینمای اجتماعی بیفتد، به طور مثال روی دروغ‌‌های مصلحتی رعنا تاکید بیش از اندازه داشته باشد، یا از زبان آدینه دیالوگ‌‌های فلسفی درباره پوچی زندگی و... بگوید. اما خوشبختانه فیلم بسیار سالم از هر دو خطر عبور کرده و راهش را کج نکرده اما انصافاً ضرر هم کرده است. چون هم با اقبال کم مخاطبان مواجه شده است هم بی‌‌اعتنایی منتقدانی که ژست‌‌ها را می‌‌پسندند نه دغدغه‌‌های فیلمسازان را.

بازی در آیینه

فیلم در کنار داستان سر راست خود که این ظرفیت را داشت به خاطر روایت زندگی دو آدم متفاوت اپیزودیک و درهم برهم روایت شود، از بازی‌‌های یکدستی هم برخوردار است، شایسته ایرانی که در فیلم «موج سوم» چندان دیده نشد و مهم‌‌ترین فیلم کارنامه‌‌اش هم هنوز اکران نشده، به خوبی از عهده شخصیت پیچیده فیلم برآمد و  بازی‌‌اش در کنار غزل شاکری بسیار ترکیب خوبی داشت. غزل شاکری در حقیقت بنا بوده به‌‌عنوان طراح صحنه و لباس با آذربایجانی و طائرپور همکاری کند، اما وقتی به‌‌خاطر مقررات زندان چادر به سر وارد محل ملاقات زندانی‌‌ها با خانواده‌‌شان می‌‌شود، تهیه‌کننده و کارگردان، رعنای فیلم را پیدا می‌‌کنند و او هم انصافاً به‌‌خوبی از عهده نقش یک زن سنتی و فداکار برآمده است. همایون ارشادی هم چنان ایفای نقش می‌‌کند که مخاطب از شخصیت مستبد پدر آدینه متنفر می‌‌شود و این یعنی موفقیت در ارائه نقش. تورج منصوری فیلمبردار توانمند سینمای کشور هم در حضوری افتخاری جلوی دوربین یک نقش کوتاه شیرین و به‌ یاد ماندنی را ارائه می‌‌کند. فقط حضور صابر ابر و هنگامه قاضیانی در فیلم به صورت یک معماست 

که گویا علتی هم جز پر کردن پوستر و تبلیغات نداشته است. در پایان ذکر این نکته خالی از لطف نیست که تماشای این فیلم شاید مناسب تمام اعضای خانواده نباشد.

 

نام فیلم آیینه‌‌های روبرو

کارگردان نگار آذربایجانی

فیلم‌نامه فرشته طائرپور و نگار آذربایجانی

بازیگران شایسته ایرانی، غزل شاکری، همایون ارشادی و نیما شاهرخ‌‌شاهی و حضور افتخاری هنگامه قاضیانی و صابر ابر

نظرات کاربران
کد امنیتی
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
ممنون.م