چه خوبه که بالاخره  با اشباح  برگشتی !
درباره فیلم «اشباح» و بازگشت داریوش مهرجویی به مسیر اصلی فیلمسازی‌اش

چه خوبه که بالاخره با اشباح برگشتی !

نویسنده : احسان رحیم زاده

مهرجویی فیلم‌ساز توانمند و با سابقه کشورمان که با فیلم‌هایی مثل گاو، آقای هالو، اجاره‌نشین‌ها، لیلا، سنتوری و... برای خودش اعتباری در سینمای کشور دارد با ساخت فیلم‌هایی مثل «نارنجی‌پوش» و «چه خوبه که برگشتی» و... چند سالی است که به شدت مورد انتقاد مخاطبان سینماست، چرا که کمدی سرخوشانه او را نه کمدی می‌دانند نه در شان فیلمسازی با اعتبار او. اما «اشباح» جدیدترین فیلم داریوش مهرجویی که به تازگی هم اکران شده را باید بازگشت آرام و منطقی داریوش مهرجویی به سینمای استانداردش دانست. بازگشتی که با شیب ملایم صورت گرفته و هدفش رسیدن به دوران اوج قبلی است.

 

پایان کمدی‌های سرخوشانه
«اشباح» اگر چه شبیه به سه فیلم غیرقابل انتظار قبلی نیست ولی باز هم فاصله محسوسی با آثار ارزشمند سینمای مهرجویی دارد. برای همین می‌توان گفت مهرجویی با شیب ملایمی به سمت روزهای اوج برمی‌گردد و فعلاً صرفا این امید را در دل‌ها زنده کرده که او قصد دارد تغییر رویه دهد و از جاده فرعی فیلمسازی‌اش خارج شود. یک فیلم متوسط که نشان می‌دهد کارگردان می‌خواهد دست از سر کمدی‌های عجولانه و سرخوشانه بردارد. در این فیلم مهرجویی دوباره به قصه‌گویی رو آورده و قصه‌اش را بدون لکنت و تاکید بر خطوط فرعی زاید روایت می‌کند. در این فیلم با یک قصه سرراست طرف هستیم که اول و وسط و انتها دارد. بیشتر عناصر فیلمنامه در خدمت روایت هستند و پیام‌های پنهان شده در درونمایه اثر از چارچوب داستان بیرون نمی‌زند. برای این که بدانیم این موفقیت چقدر ارزشمند است باید سه تجربه پیشین این کارگردان را مرور کنیم. 
مروری بر شاهکارهای (!) اخیر استاد 
در فیلم «آسمان محبوب» نظریه «جهان هولوگرافیک» خودنمایی می‌کرد و در سراسر اثر مهرجویی دوست داشت این فرضیه را با زبان تصویر به اثبات برساند. (حتما می‌دانید که کارگردان کتابی به همین نام ترجمه کرده و در این حوزه صاحبنظر است). فیلم «نارنجی‌پوش» بر نظریه «فنگ‌شویی» متمرکز شد و این‌که ما باید اطرافمان را تمیز نگه داریم و انرژی‌های خفته را رها کنیم. در «چه خوبه که برگشتی» کارگردان به سراغ سنگ درمانی رفت و البته نیم نگاهی هم به اشعار خیام داشت. پیام اخلاقی فیلم این بود که ما نباید رنج بیهوده ببریم و در عوض باید لحظات‌مان را با شادی و خوشی سپری کنیم. 
پایانی بر نظریه‌های فلسفی
در خلاصه داستان اشباح آمده است: تیمسار سلیمانی (با بازی مهدی سروستانی) پس از بازنشستگی، با همسر خود سارا (مهتاب کرامتی) دچار مشکل می‌شود. سارا پس از مدتی متوجه می‌شود مستخدم خانه تاجی (ملیکا شریفی‌نیا) باردار است. وکیل خانواده (همایون ارشادی) نیز در تلاش براي آرام کردن اوضاع است و از سوی دیگر معمار (حسن معجونی) برای اهداف خود شرایط سختی را برای تاجی خانم و دخترش به وجود آورده است. فرزند خانه مازیار هم که به خارج فرستاده شده است به ایران برگشته و عاشق رزا، دختر تاجی، شده است و...
خوشبختانه در فیلم «اشباح» با هیچ‌گونه نظریه فلسفی و فرضیه شرقی و غربی مواجه نیستیم. فیلمنامه اشباح بر اساس نمایشنامه‌ای از «هنریک ایبسن» با همین عنوان نوشته شده است. همان نویسنده‌ای که داستان «خانه عروسک» را نوشته و اقتباس مهرجویی از این داستان منجر به تولید فیلم «سارا» شده است. در این فیلم خبری از نظریه‌پردازی و شعارگویی نیست و قصه‌گویی و توصیف روابط بین شخصیت‌ها به دغدغه اصلی خالق اثر بدل می‌شود. در این فیلمنامه با مجموعه‌ای از آدم‌ها مواجه هستیم که بیشترشان تیپ هستند تا شخصیت و همین مسئله ایجاد ارتباط با آدم‌ها را راحت‌تر می‌کند. بدیهی است که فیلمنامه‌های سینمایی به تیپ و شخصیت توامان نیاز دارند و بر خلاف تصور رایج استفاده منطقی از تیپ‌ها یک نقطه ضعف برای داستان محسوب نمی‌شود. تیپ‌های آشنای فیلم «اشباح» آدم‌های جذابی هستند و در نگاه اول مخاطب را با خودشان همراه می‌کنند. از مرد نظامی خشن گرفته تا آقازاده از فرنگ برگشته و زن فقیر و بدبختی که در خانه مرد کارگری می‌کند. 
گناه پدر و عذاب پسر
اشباح موقعیت‌های داستانی ایجاد می‌کند که برای مخاطب سینمای بدنه هم جذاب است. اختلاف طبقاتی بین آدم‌ها، رابطه عاشقانه دختر و پسر جوان، رفتار ظالمانه مرد نظامی و ... همگی موقعیت‌های آشنایی هستند که مخاطب عام از تماشای چندباره‌اش سیر نمی‌شود. البته موقعیت‌ها را به‌ خاطر دوستانی که می‌خواهند فیلم را ببینند بیشتر از این شرح نمی‌دهیم! فیلم در لایه‌های زیرینش برای مخاطبان نکته‌سنج پیام‌های جذابی دارد. مثلا این‌که چطور پسر سرهنگ به خاطر گناهان پدرش عذاب می‌کشد و تاوان پس می‌دهد. به این نکته توجه کنید چگونه سارا (همسر سرهنگ با بازی مهتاب کرامتی) گذشته ننگین او را ابتدا پنهان می‌کند و سپس در گام بعدی آن را با افتتاح یک موسسه خیریه افتخارآمیز جلوه می‌دهد. محتوا و ساختار نمایشنامه اقتباس شده آن قدر عمیق هست که بتوان با هر بار خواندنش نکات جدیدی کشف کرد و از آن لذت برد. اما نسخه تصویری آن حق مطلب را خوب ادا نکرده است.
لیلای دیگری خلق نشد!
فیلمبرداری به شیوه سیاه و سفید انجام شده است تا نماهای قدیمی باورپذیرتر به نظر برسد. در این فیلم بازه زمانی 20 ساله را می‌بینیم. یعنی از زمانی که فرزند کارگر زن خانه (تاجی خانم با بازی ملیکا شریفی‌نیا) به دنیا می‌آید و به سن ازدواج می‌رسد. مهرجویی در فیلم «لیلا» ثابت کرده که از عهده روایت یک تراژدی به خوبی برمی‌آید و می‌تواند احساسات مخاطبش را قلقلک بدهد. در فیلم «اشباح» بازی‌های بعضا ضعیف، ضرب‌آهنگ کُند و دیالوگ‌های فکر نشده جلوی خلق یک «لیلا»ی جدید را گرفته‌اند. 
مثلا به این دیالوگ خنثی توجه کنید که در نقطه اوج حسی فیلم از طرف مازیار (دانایی‌فر) خطاب به رزا (هنگامه حمیدزاده) گفته می‌شود: «من هنوز تو را دوست دارم اما به عنوان خواهر»! از بازی‌های ملیکا شریفی‌نیا و هنگامه حمیدزاده که بگذریم (این دو نفر دیپلم افتخار بهترین بازیگر را دریافت کردند) به امیرعلی دانایی می‌رسیم که بازی بی‌حس و حالی را ارائه داد. او همان بازیگر تازه‌کاری است که در «کلاه پهلوی» هم نقش فرماندار شهر سامان را ایفا می‌کرد. در ضمن چهره‌های مطرحی مانند هدیه تهرانی، بنیامین بهادری، طناز طباطبایی، پیمان معادی، علی مصفا و سحر دولتشاهی  قرار بود در فیلم «اشباح» نقش‌آفرینی کنند که حضورشان منتفی شد.

نظرات کاربران
کد امنیتی
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
ممنون.
maryam_f
maryam_f
٩٣/٠٣/١٠
٠
٠
مرسی:)
پربازدیدتریـــن ها
محبوب ترین کاراکترهای تاریخ بازی های ویدئویی را بشناسید

#سوپراستار_بازی ها

٩٦/٠٦/٢٣
یادداشت

خودکشی سازنده نهنگ آبی!

٩٦/٠٦/٢٣
مینیمال

نهنگ‌آبی یا نیسان آبی؟

٩٦/٠٦/٢٣
نگاهی به پراکندگی تیم‌های فوتبال چند لیگ معتبر اروپایی و مقایسه آن با لیگ ایران

خاک های فوتبال خیز

٩٦/٠٦/٢٣
نگاهی به فیلم نگار که ورای سینمای محافظه کارانه ماست

خلسه های دختری انتقام جو

٩٦/٠٦/٢٣
رامبدانه

با بروبچه‌های رامبد آشنا شوید

٩٦/٠٦/٢٣
درباره همه رفتارهای شگفت‌انگیز و غافلگیرکننده‌ای که از رامبد جوان دیدیم

رامبد چقدر سوپرایزمون می کنه؟ خیلی!

٩٦/٠٦/٢٣
رامبدانه

رامبد و انواع حاشیه های شخصی و کاری

٩٦/٠٦/٢٣
تلگجیم

تلگجیم 503

٩٦/٠٦/٢٣
چهره هفته

ماجامون خیلی هم خوبه

٩٦/٠٦/٢٣
به بهانه اکران فیلم «نگار» و روزهای پایانی «خندوانه» همه چیز درباره شخصیت و کارنامه رامبد جوان

رامبدانه

٩٦/٠٦/٢٣
کافه جهان نما

اتریش، سرزمین مدرنِ محترم

٩٦/٠٦/٢٣
یادداشت

لطفا خودمان را دوست داشته باشیم

٩٦/٠٦/٢٣
شاخ هفته

قبول دارم مقصرم

٩٦/٠٦/٢٢
پایان‌نامه

موسسات کشککی، اعتراضات اُملتی

٩٦/٠٦/٢٣
فتوچاپ

فتوچاپ 503

٩٦/٠٦/٢٣
رامبدانه

خوب و بد خندوانه در 4 فصلی که گذشت

٩٦/٠٦/٢٣
یادداشت

سینما رفتیم و افتاد مشکل‌ها...

٩٦/٠٦/٢٣
رامبدانه

رامبد به روایت رفقا

٩٦/٠٦/٢٣
به بهانه ثبت شدن نام «محمود خوردبین» در کتاب گینس سال 2018

شناسنامه پرسپولیس!

٩٦/٠٦/٢٣
تبلیغات