هندوانه به شرط خنده!

هندوانه به شرط خنده!

نویسنده :

 تو زندگي هرکسي حتما اتفاق‌هاي بامزه‌اي روي مي‌دهد که ارزش خنديدن داشته باشد؛ اما بعضي‌ها آن‌قدر بي‌مزه، اين «وقايع اتفاقيه کمديه» را تعريف مي‌کنند که اشک آدم در مي‌آيد و برخي چنان ياد دارند که روي جزئيات ماجرا مانور دهند که حتي از وقايع بي‌مزه هم کمدي‌هاي شگفت‌انگيز مي‌سازند! مثلا امروز تو جيم متوجه شدم که همين «مرتضي اخوان» خودمان چقدر مخلوق بامزه‌اي است! خدا حفظش کند اما اگر جاکتابي فضايش را داشت مي‌نوشتم از اين‌که اين پسر که براي خودش مردي شده(!) چه واکنش خارق‌العاده‌اي داشت وقتي فهميد که امير قطر منچستر را چقدر قرار است بخرد...

*«هندوانه به شرط عشق» هم کتابي است از همين دست ماجراهايي که براي همه‌مان اتفاق مي‌افتد اما «فرهاد حسن‌زاده» نويسنده مشهور اين کتاب به گونه‌اي اين ماجراها را شرح داده که حتما لبخند را مهمان صورت‌تان خواهد کرد. اگر نويسنده اين کتاب را مي‌شناسيد که هيچ؛ اما اگر نمي‌شناسيدش بد نيست بدانيد فرهاد حسن‌زاده تاکنون کتاب‌هاي زيادي براي کودکان، نوجوانان و بزرگ‌ترها نوشته و آثارش در جشنواره‌هاي ادبي مختلفي نيز برگزيده شده است. برخي از آثار او عبارتند از: «حيات خلوت»، ‌«مهمان مهتاب»‌، «ماشو در مه»، «در روزگاري که هنوز پنج‌شنبه و جمعه اختراع نشده بود» و...

اين کتاب مجموعه داستان طنزي است که همگي از زبان نوجوان خانه روايت مي‌شود و شخصيت‌هاي خانواده هم به صورت ثابت اما با داستان‌هايي متفاوت تکرار مي‌شوند. شخصيت‌ها از اين قرارند: پدر خانواده با مختصر ذوق ادبي و البته با کمي خساست و اعمال نظر در همه امور البته مثل همه مردان روزگار، زن‌عزت (هرطور ميل‌تان هست بخوانيدش!). مادر خانواده که از سوي پدر تيمسار خوانده مي‌شود و البته به هيچ عنوان از اين لفظ خوشش نمي‌آيد، شخصيتي ملاقه به دست و مانند همه زنان روزگار ما از دست شويش (همسرش) بسي رنج مي‌برد و حرص مي‌خورد. پسر خانواده که ماجرا از زبان او روايت مي‌شود و به نوعي شخصيت معصوم و دوست‌داشتني دارد و سوسن که کمي به مارمولک‌ها شبيه است و ذوق ادبي‌اش را از پدر به ارث برده با اين تفاوت که او شعر کهنه را نمي‌پسندد و به شعر نيمايي و آزاد علاقه نشان مي‌دهد. بخشي از داستان «سه خميازه جانانه» را با هم مي‌خوانيم:

.... رعنا خانم آب دهانش را قورت مي‌دهد و به کلامش هم کلاس مي‌دهد و مي‌گويد: «چراغعلي‌خان! نمي‌خواي شلوارتو بپوشي؟ يعني مي‌خواي با زيرشلواري بري؟!»

آقا چراغعلي مي‌خندد و شکم مثل هندوانه‌اش تکان مي‌خورد: «اي بابا! سخت نگير. دو قدم راه مگه بيش‌تره؟ من که نمي‌خوام برم هتل هيلتون شام بخورم با بيل کلينتون. تو پارکينگ‌مون سوارشون مي‌کنم، در خونه پياده‌شون مي‌کنم و تو سه سوت برمي‌گردم.»

رعناخانم جمله هميشگي‌اش را تکرار مي‌کند: «وا... چه عرض کنم!» مهرداد که تازه گواهي‌نامه گرفته بدش نمي‌آيد خودنمايي کند و رخي به سوسن نشان بدهد. پسره هيز چشم از خواهر ما برنمي‌دارد. اگر مهمان‌شان نبوديم و نان و نمک‌شان را نخورده بوديم کاري مي‌کردم به قورباغه بگويد سيب‌زميني. پسره مشنگ...

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
برگزیده سایت

انتقال پیام در کمترین کلمات

٩٥/١٠/٢٣
کافه جهان نما

سیستان و بلوچستان شبیه هند به اصالت ایران

٩٥/١٠/٢٣
جالباسی

از درازآویز تزئینی به نام کراوات تا پیراهن واتو

٩٥/١٠/٢٣
جارچی

اصغر لالا

٩٥/١٠/٢٣
۵ ویژگی ممتاز از مرحوم آیت‌ا... اکبر هاشمی‌رفسنجانی‌که جوان‌ترها کمتر شنیده‌اند و بزرگترها احتمالا فرا

شیخِ کبیر

٩٥/١٠/٢٣
فتوچاپ

فتوچاپ 470

٩٥/١٠/٢٣
به بهانه خریدهای نجومی تیم‌های چینی و پیشنهادهای اغواکننده‌شان به ستاره‌های جهان فوتبال

چین چون پول

٩٥/١٠/٢٣
شاخ هفته

آرمان های بر باد رفته

٩٥/١٠/٢٣
در گفت‌و‌گو با «حسام اسلامی» کارگردان مسابقه جالب تلویزیونی «خانه ما»

نمی‌خواهیم خانواده‌ها را نصیحت کنیم

٩٥/١٠/٢٣
شبکیه

فیلم‌های جدید در شبکه نمایش خانگی

٩٥/١٠/٢٣
آنتن

اندر حکایت شیرینی های صفجه آرا

٩٥/١٠/٢٣
پایان‌نامه

ارائه حق تیر برای وام ضروری

٩٥/١٠/٢٣
بک بسته پیشنهادی گرم برای شب‌های طولانی زمستان

زندگی با بهانه‌های کوچک خوشبختی

٩٥/١٠/٢٣
جارچی

حسام علیه شبکه های تلویزیونی

٩٥/١٠/٢٣
سایت خوب

بهترین راهنمای آنلاین دکور و دیزاین خانه را بشناسید

٩٥/١٠/٢٣
خواندنی‌های زندگی اولین لژیونر والیبال بانوان ایران

مائده ُسمان خراش

٩٥/١٠/٢٣
«پیمان طالبی» گوینده مسابقه «خانه ما»

برنامه های رقابتی جذاب هستند

٩٥/١٠/٢٣
ذهن زیبا

ذهن زیبا 470

٩٥/١٠/٢٣
جارچی

اندر باب مریدان و کارهای خانگی

٩٥/١٠/٢٣
مینی‌ها

مینی 470

٩٥/١٠/٢٣
تبلیغات
تبلیغات