اندر حکایت جاده شمشک- دیزین
حکایت هفته

اندر حکایت جاده شمشک- دیزین

نویسنده : ایمان فروزان نیا-محمدحسین وکیلی

یک روز ظهر ابوجارچی ابن جیم خراسانی در خانه خویش نشسته بود. ناگاه مریدان بر او وارد شدند. ابن جیم سبب این رجوع بی‌وقت پرسید. مریدان گفتند یا استاد تشنگی!

پس ابن جیم تشتی آب فراهم آورد و سر چند مرید در آب بکرد و آنقدر آبشان داد تا مردند. مریدان گفتند: یا خفن؛ تشنه آب نیستیم، تشنه خبر ناب هستیم.

پس پیرنا گفت: ایها المرید بدانید و آگاه باشید که محور شمشک به دیزین در استان تهران و البرز در ساعت 8 صبح روز سه‌شنبه با تلاش عوامل راهداری و ماموران پلیس راه بازگشایی شد.

مریدان چون این خبر بشنیدند نعره‌ها زدند و جامه دریدند و در این بین کمی اندیشه کردند و گفتند: «یا استاد؛ این دیگه چه خبری بود؟ این که به درد ما نمی‌خوره»

ابن جیم چون این کلام بشنید سخت به گریه افتاد. پس مریدان را گفت: ای یاران غار من، می‌خواستم بر شما خبری ناب بگویم و آن خبر این بود که جانشین اداره منابع انسانی ستاد کل نیروهای مسلح گفته در صورت تامین منابع قانون جدید خدمت وظیفه عمومی حقوق سربازان معادل 60 تا 90 درصد حقوق کارمندان پایور نیروهای مسلح می‌شود.

لیک چون کمی اندیشیدم از شوخی با سربازی و حذف شدن مطلب توسط معاون سردبیر مرا هراس آمد. این بود که زبان در دهان گرفته و حکمت دیگر بر شما بازگو کردم.

مریدان چون حرف استاد بدین جا رسید، سخت آشفته شدند و 40 روز در خانه ابوجارچی گریستند و نقل است از شدت گریه جملگی در اشک خویش غرق شدند و این از بازی‌های روزگار بود.

نظرات کاربران
کد امنیتی