موریانه‌های درونی یک جامعه سالم!
جاکتابی

موریانه‌های درونی یک جامعه سالم!

نویسنده : الهام یوسفی

درون هر جامعه‌ای ناهنجاری‌هایی هست که همه مردم آن را ناهنجاری نمی‌پندارند! آن‌قدر که آن ناهنجاری همه‌گیر شده و کوچک و بزرگ و با سواد و عامی از کنار آن با بی‌تفاوتی می‌گذرند و حتی خود در شیوع آن شریک‌اند و آن را بسیار کوچک می‌پندارند، غافل از این ‌که این ناهنجاری تاثیرات بسیار مخرب‌تری برای جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند دارد. «نادر ابراهیمی» اما این‌ ناهنجاری‌ها را می‌بیند و از آن‌ها با عنوان «تضادهای درونی» سخن می‌گوید و در مجموعه داستانی با همین نام این تضادهای موریانه‌ای را به تصویر می‌کشد. 

درباره کتاب/ «تضادهای درونی» به راستی قصه تضادهای درونی آدم‌ها و جامعه زمان نادر است. تضادهایی که او آن‌ها را خوب دیده و شناخته است. تضادهایی که رسالت دارد به رخ مردمش بکشاند و آن‌ها را به اصلاح آن فرابخواند، تضادهایی که هنوز هم با آن روبروییم و ابعاد پیچیده‌تری به خود گرفته. داستان‌های او با تضادی اجتماعی که در آن ما به همه ملت‌ها امر به اتحاد می‌کنیم، ‌اتحاد سیاهان، اتحاد الجزایری‌ها، اتحاد مردم رنج‌دیده آفریقا، اما خودمان در شکل اولیه اتحاد که همان احترام به قومیت‌ها و اقوام لر و ترک و بلوچ است مانده‌ایم و نمونه‌اش لطیفه‌های فراوانی است که برای هم می‌سازیم! نادر دردهای ساده زمان خویش را به رخ مردمش می‌کشد، دردهایی که هنوز هم بدان مبتلاییم و راه چاره‌ای برایش نیافته‌ایم. هفت داستان‌ دیگر نادر در این کتاب کمابیش حول همین تضادها می‌گردد، داستان«قصه‌ای به نام وسایل ارتباط جمعی» نیز درد هم‌چنان ماست با رسانه! با این تفاوت که دو شبکه آن دوره سیما به چند ده عدد رسیده و این مشکل را غامض‌تر و چند بعدی‌تر کرد، در این داستانِ کوتاه، قلم طنازانه نادر به کمکش می‌آید و نوعی دیگر از آثار او را نشان می‌دهد و مهارت دیگری در سبک را از او به نمایش می‌گذارد.  اول بار داستان‌های این کتاب در سال 1350 در مجله تماشا و فردوسی به چاپ رسیده‌اند.

یک گاز از کتاب/ «شب‌ها آنقدر شبیهند که آدم می‌تواند یک‌شنبه را با چهارشنبه اشتباه کند. هیجان و ماجرا از زندگی همه ما رانده شده و در وسایل ارتباط جمعی اجتماع کرده. جنگ، آنجاست،‌ ماجرا، آن‌جا، عشق، آن‌جا و رنج نیز آن‌جا- در تصویر، در صوت و در حروف ریز و درشت. زندگی جریان ساده مکرری دارد. و من مدت‌هاست که می‌خواهم این جریان ساده زندگی خانوادگی‌مان را به شکل یک نمایش‌نامه تلویزیونی در آورم و بفروشم به تلویزیون.»

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
برگزیدن یک موقعیت شغلی متفاوت

عشق و زندگی در نقطه‏ صفر مرزی

٩٦/٠٤/٠١
تلگجیم

تلگجیم 491

٩٦/٠٤/٠١
برگزیده سایت

سه راهکار تضمین شده برای کوتاه‌ نویسی!

٩٦/٠٤/٠١
هر سال احسان علیخانی در ماه عسل یادمان می‌اندازد که بعضی‌ها عجیب دوست دارند مشکلات زندگی‌شان را در بوق

کی از همه بدبخت ‌تره؟!

٩٦/٠٤/٠١
شاخ هفته

کاش حوصله شان سر برود

٩٦/٠٤/٠١
معرفی تلگرام‌های غیررسمی و پاسخ به این سـوال که آیا آن‌ها قابل اعتمادند؟

تلگرام‌ های فارسی!

٩٦/٠٤/٠١
پایان‌نامه

به دولت کمک کنید!

٩٦/٠٤/٠١
چهره هفته

من هم یک خمار هستم!

٩٦/٠٤/٠١
جارچی

جارچی 491

٩٦/٠٤/٠١

نگاهی به رایج‌ ترین موقعیت‌ هایی که یکهویی بیچاره‌ ترین می‌شویم!

٩٦/٠٤/٠١
ناصرخان آکتور سینما

حكمت همه و هيچى!

٩٦/٠٤/٠١
جانونی

قصه شیخ بهایی و اختراع نان سنگک!

٩٦/٠٤/٠١
فتوچاپ

فتوچاپ 491

٩٦/٠٤/٠١
حکایت هفته

اندر حکایت دزدیده شدن شمشیر نادرشاه و مریدان

٩٦/٠٤/٠١
دات کام

کلاس ترک اعتیاد اسمارت فون‌ها

٩٦/٠٤/٠١
مینیمال

قحطی پوشک در ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ!

٩٦/٠٤/٠١

پاسخ به یک سوال مهم آیا تیم‌های ایرانی می‌توانند سیاست بایرن را در نقل و انتقالات دنبال کنند؟

٩٦/٠٤/٠١
گپ وگفتی با «پیمان خاکسار»، مترجمی که در بازار کساد نشر کارهایش با استقبال مواجه می‌شود

از تدوین «شیار ۱۴۳» تا ترجمه «جزء از کل»

٩٦/٠٤/٠١
کافه جهان نما

سوئد، اینجا همه چیز سرجای خودش است

٩٦/٠٤/٠١
شگرد خفن

Adsl ندارید؟ هات‌اسپات کنید

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات