اندر احوالات ابن جیم و سفر در زمان
حکایت هفته

اندر احوالات ابن جیم و سفر در زمان

نویسنده : ایمان فروزان نیا-محمدحسین وکیلی

در کتاب المقامات ابن جیم و بروبچ آورده‌اند که روزی مریدان، نزد پیرنا و خفن‌نا ابوجارچی ابن جیم خراسانی آمدند. آن روز مریدان را نیت اسکل کردن ابن جیم در سر بود. پس یکی گفت یا خفن، بگو دوچرخه. ابوجارچی سریع پاسخ گفت: سیبیل بابات می‌چرخه. پس آن مرید بسیار مضحکه شد و جامه درید و سر به بیابان گذاشت. مریدی دیگر پیش آمد و گفت: یا استاد؛ ریز می‌بینمت. پیرنا پاسخ داد: چشمات بادومیه! پس مریدان دوباره خندیدند و قهقهه سر دادند و آن مرید ضايع شده، نعره‌ای زد و از شدت خیط شدن، در جا جان باخت.

مریدان به مشورت نشسته و پس از لختی پرسیدند: یا شیخ آیا سفر در زمان ممکن باشد؟! ابن جیم گفت: آری! مریدان که سخت جا خورده بودند و نیت داشتند در صورت نه گفتن ابن جیم، او را به سخره بگیرند، پرسیدند. چطور و چگونه چنین ادعایی کنی؟

پیرنا نیشخندی زد و گفت: ایها المرید؛ در تاريخ 10 ارديبهشت 92 وزارت ورزش اعلام بکردی که  قرارداد 30 ميليارد توماني با حامي مالي پرسپوليس به امضا رسيده. اين در حالي است که شرکتی که به عنوان حامي‌مالي پرسپوليس معرفی شده، تازه در تاريخ 13 ارديبهشت يعني 3 روز بعد از امضا شدن قرارداد؛ به ثبت رسيده است و از آن‌جا که احتمال خلاف و رانت در ورزش ما صفر است، پس تنها، سفر در زمان جواب این معما باشد. مریدان چون این حکمت بشنیدند، بر فرزانگی پیر خویش گواهی دادند و نعره‌ها زدند و جامه‌ها دریدند و دست از سخره خلق برداشتند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
تبلیغات
تبلیغات