ذهن زیبا
ذهن زیبا

ذهن زیبا

نویسنده : سرویس ادب و هنر

هربلايى كز آسمان آيد

گرچه بر ديگرى قضا باشد

به زمين نارسيده، مى‌پرسد

خانه انورى كجا باشد؟

انوری

امروز را در خانه می‌مانم

و در به روی کس نمی‌گشایم 

اما بی در و پیکر است 

خانه ذهنم 

می‌آیند و می‌روند 

دوستان ناموافق؛ آشنایان ناسازگار

عباس کیارستمی

1319ش

با که گویم سرگذشت این دل سرگشته را؟

راز سر گردان عاشق پیشه غم کشته را؟

آب چشم من ز سر بگذشت و می‌گویی: بپوش

چون توان پوشیدن این آب ز سر بگذشته را؟

اوحدی مراغه‌ای 

738- 673ق 

ای دل نگفتمت که به چشمش نظر مکن

کز غم چنان شوی که نبینی به‌ خواب خواب

ای دل نگفتمت که مریز آبروی خویش

پیش رخی کزو برود آبروی آب

خواجوی کرمانی 

752- 689 ق

به نسیمی همه راه به هم می‌ریزد 

کی دل سنگ تو را آه به هم می‌ریزد 

سنگ در برکه می‌اندازم و می‌پندارم 

با همین سنگ زدن، ماه به هم می‌ریزد... 

آنچه را عقل به یک عمر به دست آورده است 

دل به یک لحظه کوتاه به هم می‌ریزد 

فاضل نظری 

1358ش

این‌جا برای از تو نوشتن هوا کم است

دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است

اکسیر من نه این که مرا شعر تازه نیست

من از تو می‌نویسم و این کیمیا کم است

سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست

در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است 

محمدعلی بهمنی 

1321ش

قسمت به مثقال است، حسرت به خروار است

پس واقعیت داشت: انسان زیان‌کار است

باری به راحت رفت، باری کراهت رفت

هربار می‌گفتم این آخرین بار است

کاری به باری نیست، وقتی عیاری نیست

گردانِ کوران را یک‌چشم سردار است

امید مهدی‌نژاد 

1358ش

نظرات کاربران
کد امنیتی