این زندگی ایده آل نیست
محرمانه مستقیم

این زندگی ایده آل نیست

نویسنده : سعید برند

عاصی شده بود، صدایش می­‌لرزید، دوست نداشت همه چیز را بگوید، فقط از طرحی شکایت داشت که دخترش را رفته رفته از او جدا کرده بود، سخت بود گفتن همه چیز، آن هم برای یک پدر.

شاید اگر شما بخواهید به یکی از دوستان یا اقوام­‌تان زنگ بزنید ساعت 12 شب را برای این کار خیلی «دیر وقت» بدانید اما برای برخی تازه «اول وقت» است. اول وقت برای یک مکالمه تلفنی [شما بخوانید محرمانه] که احتمالا در ساعات معمولی روز قابل انجام نبوده است! مکالمه­‌ای رایگان که البته یک هدیه است، هدیه‌­ای از طرف یکی از اپراتورهای تلفن همراه.

«مکالمه رایگان شبانه» عنوان طرحی است که یکی از اپراتورهای تلفن همراه برای مشترکانش در نظر گرفته است. مشترکانی که پیش از این برای استفاده بیشتر از سیم کارت­‌هایشان اقدام کرده‌­اند. البته وقتی بیشتر افراد جامعه – به غیر از آن­ها که مسئولیت دارند و ان شاءا... بیدارند- حداکثر حدود ساعت 12 شب می­‌خوابند، دیگر باید به این طرح که تازه از ساعت یک بامداد شروع می‌شود عنوان مکالمه رایگان «نیمه شبانه» داد!

«واقعا در شرایط عادی چه کسانی ساعت 3 نیمه شب با یکدیگر مکالمه درون شبکه‌­ای دارند؟! اپراتور با چه فکری این طرح را اجرا کرده است؟ چه چیزی جز رایگان بودن این مکالمه به فرزندم این انگیزه را می­‌دهد که تا طلوع آفتاب از گوشی تلفن همراهش جدا نشود؟»

این­‌ها بخشی از پرسش­‌های پدری بود که فرزندش مشتری پروپاقرص مکالمات رایگان شبانه بود، پرسش‌هایی که البته پاسخی برای آن‌­ها نشنید.  ‌

نمی­‌دانم آن‌قدر که تیترها و اخبار سیاسی و اقتصادی روزنامه­‌ها و مجلات در جایی که باید انداز و برانداز شود، آیا نیم نگاهی هم به صفحات و مجلاتی می‌شود که در حوزه خانواده و ارائه سبک زندگی به چاپ می‌‌رسند؟! متاسفانه اگر به آنچه این مجلات در حوزه خانواده می‌نویسند [البته شاید بهتر باشد بگوییم از روی دست نشریات خارجی کپی می­‌کنند] و اگر بخواهم به مشاوره‌‌هایی که در زمینه روابط خانوادگی، روابط با جنس مخالف و حتی به توصیه‌­های ایده آلی که درباره انتخاب لباس به مخاطب می‌‌دهند، اشاره کنم این نوشته شاید به کلی حذف شود ولی اگر نگاهی موشکافانه به برخی از مطالب این - به قول آل احمد-  رنگین نامه‌­ها بیندازیم، متوجه عمق فاجعه خواهیم شد. حالا از عکس‌ها و طرح‌ها بگذریم!

«همون کافی شاپ همیشگی» اشتباه نکنید این جمله را روی دیوار مدرسه دخترانه نخوانده‌ام، این جمله دیالوگ بسیار آشنا و تقریبا کلیشه‌ای بسیاری از سریال‌های تلویزیونی و گاه فیلم‌های سینمایی است. دیالوگی که پسر به دختر مورد علاقه‌اش می‌گوید تا دور از چشم‌های نگران خانواده، قراری بگذارند برای فرار از همه بی‌قراری‌ها و اگر فرصتی دست داد صحبتی هم داشته باشند برای زندگی آینده و احتمالا ازدواج. اگر نیروی انتظامی نشستن دختر و پسری را که با هم نسبتی ندارند در یک کافی شاپ با نور ملایم و موسیقی لایت را خالی از  اشکال نمی‌داند، چرا در سریال‌های رسانه ملی این رفتار روشنفکرانه تلقی می‌شود؟!

واقعیت این است که بیشتر مسئولان فرهنگی و غیر فرهنگی کشور - که به غیر از مسئولیت اصلی‌شان، خود را در زمینه مسائل فرهنگی نیز مسئول می‌دانند - در بهترین حالت تنها «فارسی وان» را عامل به انحطاط كشاندن جوانان و خانواده می‌پندارند. گویا مثل «کور خود و بینای مردم» در این باره مصداق عینی پیدا می‌یابد. البته در نیت و هدف فارسی وانی‌ها با آنانی که در این یادداشت سوزنی به آن‌ها زده شد، فرسنگ‌ها فاصله وجود دارد، فاصله‌ای به بزرگی تعمد تا سهل انگاری، ولی متاسفانه «نتیجه» یکی است و حتی شاید نتیجه سهل انگاری و توپ به دروازه خودی زدن بیشتر هم باشد چرا که حداقل بخش قابل توجهی از جامعه به چهره واقعی فارسی وانی­ها پی برده‌اند، در حالی که البته رسانه‌های داخل مورد وثوق و اعتماد خانواده‌ها هستند.

نظرات کاربران
کد امنیتی