شبيه مرغ در حبسم
شاخ هفته

شبيه مرغ در حبسم

نویسنده : m_pesarkhob77

صفحه اصلی- جادوی کاغذی – یادداشت کاربران

تاريخ انتشار: 07/02/1393

 

شبيه مرغ در حبسم در اين غم‌هاي تو يارا

در اين بيگانگي درياب دل مواج دريا را

 

چونان جذبي كه دارد خواب براي چشم دلخسته

تو مجذوب مي‌كني بر خود دل شيدا و تنها را

 

تو نيم تن شدي اي عشق مبر نيم مرا از من

مگر با نصف تن شوقي بماند بحر دنيا را

 

پرستوها سفر كردند به سمت صبح آرامي

ولي من در فراق تو ببندم چشم صحرا را

 

چه ساعت‌ها نشان دادند كه تاخير كرده‌اي در وصل

گزافي نيست حرف‌هاشان ببنديد چشم اين‌ها را

 

نشستم بر مسير باد بيايد تا همان بادي

كه دستانش نوازش كرد رخ معشوق زيبا را

 

نگاهت سرد و بيگانه هميشه در فرار از من

تو بشكستي چونان ظرفي دل مجنون و شيدا را

 

ولي ميلي تو را دارد پر از امّيد باش «شاهد»

و گرنه بين عاشق‌ها چرا بشكست دل ما را...؟

 محمدشاهد بني‌اسدي (محمدعلي)

سید مصطفی صابری

خودت، مخاطبت، مخاطب خودت!

اسم و تخلص شما من رو یاد یکی از نویسندگان و شاعران مورد علاقه و شخصیت‌های دوست داشتنی زندگی حرفه‌ای‌ام انداخت، برای همین نظر دادن در مورد شعر شما برای من سخت شد، اما امیدوارم شما بتوانید از تجربه آدم‌های بزرگ براي رشدتان استفاده کنید. به عنوان یک مخاطب این شعر دوست دارم بگویم من هم مثل بسیاری از مخاطبان امروز شعر، به ایده‌های بکر و بدیع در شعر بیشتر از فرم و وزن اهمیت می‌دهم و شعر شما بیشتر گرفتار این فرم شده بود و از ایده‌های لطیفش سرسری عبور کرده بود. جذابیت شعر کوتاه و موج‌های تازه هم در همین بیان ساده ایده‌هاست. در نهایت این سلیقه شماست که برای خودت شعر بگویی یا مخاطب، یا شعری برای دل خودت که مخاطب هم بپسندد... 

نظرات کاربران
کد امنیتی
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/١١
٠
٠
بله..........ممنون.