افسانه 2 برادر!
در باب اندروني جلدهاي جيم (2)

افسانه 2 برادر!

نویسنده :

موضوع جلد: هشدار براي سيگاري شدن بچه مدرسه‌اي‌ها. المان‌هاي تصويري مورد نياز بدون احتساب تصوير چند نخ سيگار: چند دانش‌آموز براي عكاسي در حالت‌هاي مختلف، به اضافه لوازم مدرسه. كتاب، دفتر، كلاسور و كيف كوله. نكته‌اي كه پشت تلفن بايد بهشان گفت: تي‌شرت يا لباس‌هاي عجيب و غريب با نوشته‌هاي انگليسي بزرگ يا رنگ تند يا هردو! تن‌شان نكنند.

2تا پيدا مي‌شوند. برادر‌اند. تفاوت سني: 3 سال. تفاوت قد: 10 سانت. تفاوت وزن: 30 كيلو! 

به برادر بزرگ‌تر مي‌گويم حق اين را خورده‌اي! همين چند دقيقه تا رسيدن عكاس بايد تمام تلاشم را بكنم يخ‌شان باز شود. فرض كن سيگار مثل يك وزنه سنگيني كه از بالا آويزان شده، قرار است بخورد بهتان. يكي‌تان جا خالي مي‌دهيد. يكي‌تان مي‌خورد بهش. اوني كه خورده بهش يعني از دست رفته! توضيح بيشتري به نظرم نمي‌آيد. با برادر بزرگ‌تر راحت‌تريم. مدتي Admin و نويسنده سايت و قبل‌ترش، هم‌مدرسه‌اي دار و دسته جيمي‌ها بوده. با كسي  رودربايستي ندارد. مي‌خندد. سر به سر بقيه مي‌گذارد و هر كلكي بلد است سوار مي‌كند برادر كوچك‌ترش را هم بياورد در جمع. برادر كوچك‌تر اما فقط خجالت مي‌كشد!

«صورتم كه ديده نمي‌شود؟» قول مي‌دهم صورت برادر كوچك‌تر ديده نشود و موقع نهايي كردن كار تا جايي كه مي‌توانم محوش ‌مي‌كنم و دود و دم رويش مي‌اندازم و از ته دل آرزو مي‌كنم كسي به واسطه اين طرح جلد ايشان را شناسايي نكند. پيش از انتشار اين شماره البته! 

نظرات کاربران
کد امنیتی
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/١١
٠
٠
آها!
تبلیغات
تبلیغات