تعادل را از یاد برده‌ایم
پاسخ به سوال چرا فرهنگ در وجود ما نهادینه نمی شود؟!

تعادل را از یاد برده‌ایم

نویسنده : مریم شیعه زاده

می‌دانیم چیپس و نوشابه مضر است اما در مصرف‌شان از خیلی از کشورها پیشی می‌گیریم، واقعا مشکل کار کجاست؟ چرا فرهنگ رانندگی در بسیاری از افراد جامعه ما شکل نمی‌گیرد؟ چرا خیلی از فرهنگ‌ها هنوز برای ما آنچنان که باید جا نیفتاده است؟

 ، جامعه شناس و استاد دانشگاه در گفت و گو با جیم از عللی یاد می‌کند که معتقد است هر کدام‌شان می تواند مانعی باشد برای نهادینه نشدن فرهنگ در افراد جامعه. وی یکی از عوامل اصلی فاصله افتادن میان فرهنگ آرمانی و فرهنگ موجود را رعایت نکردن تعادل در زندگی ایرانی عنوان می‌کند.  

 دلیل این‌که گاهی اوقات رفتاری که از خود بروز می دهیم، با رفتاری که به عنوان فرهنگ آموخته ایم متفاوت است، چیست؟ 

 اغلب مردم ما همه چیز را می دانند اما عمل نمی کنند. به عنوان مثال همه ما می‌دانیم انداختن زباله در خیابان رفتار ناهنجاری است اما باز مرتکب این عمل می‌شویم. همه ما پای منبر و کلاس اساتید می‌نشینیم اما هنوز آن‌طور که شایسته است عمل نمی‌کنیم. از آموزه ها تا رفتار ما تفاوت زیادی وجود دارد و علت آن این است که هنوز باورهای ما نهادینه نشده و در حد شعار باقی مانده است. باید قبول کنیم گاهی در انتخاب مسیر دچار مشکل می‌شویم و بین خوب و بد درست انتخاب نمی‌کنیم. 

 

 وقتی اطمینان حاصل شد که انجام یک کار، مصرف یک خوراکی، استفاده از یک وسیله و کالا بد است، چرا باز به سراغش می رویم؟ 

 دلایل فراوان دارد. برای مثال ممکن است گروه های مرجع رفتاری را بروز دهند که با فرهنگ ما مغایرت داشته باشد اما چون الگو و گروه مرجع شما دچار آن رفتار ناهنجار شده است، شما هم به سمت آن رفتار سوق پیدا کنید. از علت های دیگر این پدیده می‌توان از اهمیت به حرف دیگران ياد كرد. همیشه حرف دیگران را مهم تر از اعتقادات خودمان می‌دانیم. اگر چند نفر از جسم ما ایراد گرفتند، فورا به فکر جراحی زیبایی نیفتیم. در یک کلام به خودمان احترام بگذاریم. 

 

 چطور احترام به خود حاصل می شود؟ 

 رفتارهایی مانند پیش داوری، خرافه پرستی، القا پذیری، تقلید کورکورانه، شخصیت پرستی، تعصب بی‌جا، ظاهر سازی، زیاده گویی، زبان پریشی و ... را کنار بگذاریم. چرا برخی والدین جلوی مهمان با روی خوش و با استفاده از کلمات محبت آمیز با فرزندان خود سخن می‌گویند اما غیر از آن این طور نیست!؟ برای هرکدام از این ها مثال های زیادی می توان زد. 

2 قطبی عمل نکنیم! در ایران همیشه یا باتربیت داریم یا بی تربیت، یا با فرهنگ داریم یا بی فرهنگ و ... این اتفاق ناخوشایندی است که 0 یا 100 را در جامعه جا می اندازیم و هیچ‌وقت تعادل نداریم. همیشه افراطی نگاه می‌کنیم و این روزها متعادل بودن جایگاه خود را از دست داده است. قرار نیست یا شکست بخوریم یا پیروز شویم، گاهی تلاش ما جلوه بیشتری دارد. اگر مصرف نوشابه در ایران زیاد است، نمی‌توان آن را یک شبه کنار گذاشت. تلاش کنیم، تلاش کنیم و بازهم تلاش کنیم تا تعادل را به زندگی هایمان بازگردانیم و عوامل ناهنجار را کنار بگذاریم. کاری که هند انجام داد و دچار یک تحول فرهنگی عظیم شد. 

نظرات کاربران
کد امنیتی