مقایسه روایت چمران با حاتمی‌‌‌‌کیا از پاوه

مقایسه روایت چمران با حاتمی‌‌‌‌کیا از پاوه

نویسنده : وحید تفریحی

«چ» روایت حاتمی‌‌‌‌کیا از مقطع کوتاهی از زندگی شهید مصطفی چمران، از اکرانش در جشنواره تا اکران عمومی‌‌‌‌اش واکنش‌‌‌‌های مختلفی را در پی‌‌‌‌ داشت. عده‌‌‌‌ای چمران را در فیلم منفعل و دور از چمران واقعی توصیف کردند، عده‌‌‌‌ای شخصیتش در فیلم را متفکر معرفی کردند و معتقد بودند که زبان سینما فقط قائم به دیالوگ نیست و گاهی تصاویر نمادین گویای واکنش‌‌‌‌های شخصیت هستند و ... غیر از شخصیت‌‌‌‌های فیلم وقایع نیز واکنش‌‌‌‌هایی داشت، از جمله واکنش برخی از خانواده‌‌‌‌های شهدای ارتش به خصوص هوانیروز که معتقد بودند حاتمی‌‌‌‌کیا فیلم سفارشی ساخته و نقش ارتش را نادیده گرفته است. از آن طرف مهندس مهدی چمران برادر مصطفی چمران در حمایت از فیلم معتقد بود که نقش هوانیروز ارتش در آزادسازی پاوه بوده نه در مقطع کوتاهی که فیلم در حصر پاوه می‌‌‌‌گذرد. اما شاید بهترین منبع در این‌‌‌‌باره باز هم کتاب «کردستان» شهید چمران باشد، منبعی که در آن دکتر حتی مناظر طبیعی پاوه را هم توصیف کرده و نشان می‌‌‌‌دهد در آن بحبوحه از این ماجرا هم غافل نبوده، خود شهید چمران اذعان دارد که بعد از انقلاب تا 7 ماه ارتش، ژاندارمری، شهربانی و حتی دولت در کردستان نبود، و از مناظره‌‌‌‌اش با رهبران حزبی عناصر معاند می‌‌‌‌گوید و معتقد است مسئله کردستان قومی و ملی نبوده بلکه ایدئولوژیک بوده است. شهید چمران از مقاومت چند پاسدار و مدافع محلی نیمه جان و گرسنه در برابر 8 هزار نفر می‌‌‌‌گوید. البته مواردی هم هست که بین فیلم و کتاب تفاوت وجود دارد. به عنوان مثال شهید چمران وقتی از فرود بالگرد می‌‌‌‌گوید هجوم مردم را توصیف کرده و برخوردهای شدید خودش را با کسانی که مجروح نبودند و می‌‌‌‌خواستند با بالگرد بروند. در ماجرای سقوط بالگرد دوم هم وحشت خلبان از تیراندازی و عجله در بلندشدن را عامل سقوط می‌‌‌‌داند و از شوکه شدن تعدادی از پاسداران بعد این ماجرا می‌‌‌‌نویسد و این‌‌‌‌که چگونه با سیلی آن‌‌‌‌ها را به خود آورده و مسئولیت‌‌‌‌شان را یادآوری کرده است. رفتن تیمسار فلاحی هم برای تامین نیرو و امکانات بوده که در فیلم به روشنی بیان نمی‌‌‌‌شود. حتی در صحنه‌‌‌‌ای که بین مدافعین اختلاف ایجاد می‌‌‌‌شود، برخورد شدیدی با یک طرف ماجرا دارد و سخنرانی پرشوری ایراد می‌‌‌‌کند، در حالی که در فیلم چمران وسط دعوا می‌‌‌‌گوید: گوش کنید هیچ کس صدای اذان را نشنید. البته ماجرای نفوذ به دل دشمن با استفاده از کانال آب یا پیشروی دشمن تا زیر زمین خانه پاسدار به وضوح ابتکارات حاتمی‌‌‌‌کیا برای پیشبرد داستان است که در مورد نفوذ تا آن مرحله حتی با نادیده گرفتن تاریخ، تمهید جالبی نبود، چون اگر دشمن تا آن‌‌‌‌جا آمده بود برای چند دقیقه حضور بیشتر و قتل عام افراد باقیمانده تردید نمی‌‌‌‌کرد.    

در نهایت هم چمران می‌‌‌‌نویسد که آن شب هیچ امیدی به صبح نداشته و دل به شهادت بسته بوده، و این خود گویای گفتمان چمران است، یعنی همان‌‌‌‌طور که در فیلم می‌‌‌‌بینیم به وظیفه‌‌‌‌اش برای حفظ امنیت جان مردم عمل می‌‌‌‌کند اما در دل برای خودش شوق شهادت دارد و اگر نبود تدبیرهای چمران شاید پیش از پیام امام (ره) و عقب نشینی دشمن، در جنگ خیابانی شهید می‌‌‌‌شد و این‌‌‌‌جاست که می‌‌‌‌توان گفت چمران فیلم منفعل نیست متفکر است. همان متفکری که از فردای ماجرای پاوه با کمک دیگران و با استفاده از بالگرد در دل دشمن فرود می‌‌‌‌آمد و با شیوه‌‌‌‌ای منحصر به‌‌‌‌فرد به آنان ضربه می‌‌‌‌زد و ای کاش حالا که برای حاتمی‌‌‌‌کیا به تصویر کشیدن این ماجرا ممکن نبود در حد یک نوشته در پایان فیلم اشاره‌‌‌‌ای به آن می‌‌‌‌شد تا هم «چمران مبارز» نادیده گرفته نشود هم نقش ارتش و نیروهایی که از روز بعد افتخار آفرینی کردند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/٠٨
٠
٠
ممنون.