انقراض استخدام
محرمانه مستقیم

انقراض استخدام

نویسنده : ایمان فروزان نیا

چند روز قبل با یکی از دوستانم که به تازگی از رشته شیمی گرایش پتروشیمی در مقطع کارشناسی ارشد، فارغ شده است، هم صحبت بودم. از او می‌پرسیدم که ان‌شاءا... کی تو را در وزارت نفت ببینیم؟ یک دفعه سگرمه‌هایش رفت در هم. وقتی قضیه را به من گفت: باورم نشد. آمدم و جست‌وجویی در اینترنت کردم و دیدم ای دل غافل. در روز چهارم عید که ما خوشحال و خندان مشغول خاله بازی بودیم و نه غم درس داشتیم و نه غم اشتغال، عبدالرضا رحمانی‌فضلی (وزیر کشور) گفته که استخدام نیرو تا 7 یا 8 سال آینده در دستگاه‌های دولتی وجود ندارد و در عوض باید روحیه تولید در جامعه حاکم شود و فرهنگ پشت میز نشینی را به کل فراموش کنیم!

ای کاش آقای وزیر این سوال را هم جواب می‌داد که این همه جوان شاخ شمشاد و تحصیلکرده در دانشگاه و مثلا رشته‌های مهندسی، جز همان ۲ واحد کارآموزی، چه چیزی در مورد تولید یاد گرفته‌اند. دوست من، همشهری من، جوان این مملکت که ۴ سال از عمر خودش را گذاشته و مثلا لیسانس حسابداری دارد، برود چه کار تولیدی انجام بدهد؟! مگر کسی به او یاد داده که کار تولیدی کند. یا شاید هم باید ۳-۲ سالی وقت بگذارد، عرق بریزد و کار تولیدی یاد بگیرد و با مدرک لیسانس خودش را باد بزند تا خدایی نکرده عرقش در چشمش نرود!

حساب راحتی است، جوان تحصیلکرده ما که مدرکش در دستش است، خدمتش را هم رفته (یا خدمت ندارد) و بدش هم نمی‌آید ازدواج کند، باید برود سر یک کاری. استخدام رسمی که تا 8 سال تعطیل شد، کار دیگر هم که یاد ندارد. پس باید برود در همین شرکت‌های خصوصی مشغول شود. این شرکت‌ها هم که قربان‌شان بروم، به خاطر نبود نظارت یا مشکل اقتصادی، نه بیمه می‌کنند، نه حقوق درست و  حسابی می‌دهند.

بیایید 5 سال برویم به جلو، یک جوان ۳۰ ساله داریم با 5 سال سابقه کار، بدون سابقه بیمه، بدون حقوق عادلانه. یک نگاه به دور و برش می‌اندازد؛ می‌بیند آن‌ها که الان بازنشسته شده‌اند و حقوق بازنشستگی دارند، برای گذران زندگی این در و آن در می‌زنند تا در شرکت‌های خصوصی استخدام ‌شوند (مورد داشتیم در پست‌های دولتی هم دوباره استخدام شده). بعد با خودش فکر می‌کند که خدایا؛ من قرار است 30 سال دیگر چه کار کنم؟ اگر با این وضع پیش بروم، نه حقوق بازنشستگی خواهم داشت، نه توان امروز را دارم که زیادتر کار کنم.

جالب است؛ آخرش همین مسئولان انتظار دارند که این جوان شاد هم باشد، زود هم ازدواج کند، زود هم بچه‌دار شود! ای کاش قبل از هر تصمیمی، یک راه علاجی هم برای تاثیرات سوء آن اندیشیده می‌شد. ای کاش وقتی ظرفیت دانشگاه‌ها بالا می‌رفت، وقتی استخدام‌های دولتی بیش از نیاز صورت می‌گرفت، نهادهای نظارتی ترمزش را می‌کشیدند. نه این‌که الان ترمز استخدام دولتی را بکشند و بگویند: یا علی از تو مدد، بزنید در کار تولید!

هزار شکر که روزی ما را خدا می‌دهد و با همین اعتقاد است که جوان جرات می‌کند زندگی‌اش را جلو ببرد. وگر نه من یکی که به عنوان یک جوان، با دیدن نظام آموزش و بعد هم فضای کار، جرات نمی‌کردم از خانه بابا جان حتی برای خرید نان بیرون بیایم!

نظرات کاربران
کد امنیتی
f_falahati
f_falahati
٩٣/٠١/٢٨
٠
٠
خیلی خوب ....شما تمام حرفها را گفتید ...من هم با شما هم دردم