فرهنگ کوچه‌بازاری
جاکتابی

فرهنگ کوچه‌بازاری

نویسنده : زهیر قدسی

برخی داستان‌ها را که می‌خوانی، مثلا داستان‌های «محمدعلی جمال‌زاده» یا «جلال آل‌احمد» یا خیلی نویسنده‌های دیگر که ادبیات کوچه و بازار را در داستان‌هایشان می‌توان دید، برمی‌خوری به واژه‌هایی که نشنیدی‌شان. یا از این نظر که داستان در جغرافیای زندگی‌ات نیست یا این‌که چندی است تاریخ مصرفش گذشته است. برخی‌شان را هم شنیده‌ای اما نه آن اندازه که معنایش را درست و درمان فهم کنی! و صد البته از برخی‌شان هم بوی بی‌ادبی به مشام می‌رسد و شما هم شخص بانزاکتی هستی و از این حرف‌ها یاد نگرفته‌ای! باری همه این‌ها را عرض کردم تا این را بگویم که بعضی وقت‌ها بدجور لازمت می‌شود که معناي یک واژه کوچه-بازاری را بدانی اما در داخل لغت‌نامه‌های مرسوم نشانی از آن‌ها نمی‌یابی...

  این‌جاست که «فرهنگ شفاهی سخن» می‌تواند به دادت برسد! چراکه بسیاری از این واژه‌ها از گوشه و کنار، از کوچه و بازار و از نقاط مختلف کشور جمع و معنا شده است. بنابراین خیلی طبیعی است که حتی اگر توي کوچه و بازار هم بزرگ شده‌اید باز هم خیلی از این واژه‌ها و اصطلاحات را نشنیده باشید. پیش از این چند مجموعه محدود درباره گردآوری و ارائه مفهوم واژگان و اصطلاحات اصناف و اقشار مختلف منتشر شده بود که شاید مشهورترین‌شان کتاب «فرهنگ لغات عوامانه» جمال‌زاده باشد.

شايان ذكر است این کتاب پانزدهمین عنوان از مجموعه فرهنگ‌های سخن است که روانه بازار شده است. 

  این کتاب به همت و تالیف «محب ‌ا... پرچمی» است که البته پیش از انتشار کتاب به رحمت خدا می‌رود و در نهایت آقای دکتر یوسف عالی عباس‌آباد کار را ویرایش می‌کند و مقدمه‌ای فاخر و خواندنی بر کتاب می‌نویسد که نباید خواندنش را از دست داد. حالا برای خالی نبودن عریضه، یواشکی و دور از چشمان پدر و مادرها معنای چند اصطلاح را یاد می‌گیریم:

  اعصاب مگسی: دمدمی مزاج.

ژله: آدم وارفته

شانس تو قابلمه بودن: آدم بدشانس بودن

ضامن چاقوی کسی بودن: به او ارادت داشتن

عملیات شصت و چهار: خوردن غذا

کعب‌الاخبار: کسی که از همه جا باخبر است.

نظرات کاربران
کد امنیتی