اهلاوسهلا ابواسحاق!
گزيده‌اي از ديالوگ‌هاي ماندگار سريال مختارنامه به انتخاب جيم

اهلاوسهلا ابواسحاق!

نویسنده :

سريال مختارنامه همچون ساير آثار تاريخي داوود ميرباقري از فيلم‌نامه‌اي قوي و ديالوگ‌هايي مستحکم برخوردار است. شايد به همين سبب است که در ميان مراودات روزمره مردم، اين روزها بيش از تکه کلام‌هاي سريال‌هاي طنز 90 قسمتي، ديالوگ‌هاي متين و البته سنگين اثر رشک برانگيز مختارنامه را مي‌شنويد. حضور پررنگ و البته هنرمندانه بازيگران نامي سينما و تلويزيون هم عاملي ديگر است تا مجموعه تاريخي مختارنامه به زعم بسياري از اهالي فن، اثري شاخص و تاثيرگذار تلقي شود. سري به 22 قسمت گذشته از سريال مختارنامه زديم تا در ميان ديالوگ‌هاي آن، اندکي خاطره بازي کنيم. آن‌چه از نظر مي‌گذرانيد گزيده‌اي از ديالوگ‌هاي ماندگار مجموعه مختارنامه است به انتخاب جيم.

قسمت 10 خون خدا
ناريه: تو دعا کن مختار آزاد شود مهر و محبتش را به عمره مي‌بخشم، تا وقتي مختار آزاد بود او را يک نيمه مرد مي‌ديدم، مردي که نيمش مال من است نيمش مال عمره، از وقتي زنداني شد فهميدم که فقط سايه‌اش به قاعده ده مرد مي‌ارزد.

قسمت 11 نوشدارو
مختار: چه فرقي است بين آل‌زبير و آل‌امويه وقتي بناست بر يک شيوه حکومت کنند؟ با اين اوصاف شما و يزيد يک جور فکر مي‌کنيد، براي چه با او مخالف هستيد؟

عبدا... زبير: من، من با يزيد بر سر شريعت مشکل دارم مسلمان، به سياست او که معترض نيستم، به ديانت او معترضم، مختار تو تشنه به خون يزيدي، من هم هستم، تو خون خواه حسيني، من هم خون خواه اويم، بيعت کن قال قضيه را بکن.

قسمت 12 تخت سليمان
خادم کاخ: جناب مختار هم‌اينک مفتخر مي‌شويد به زيارت عابد شب زنده دار، محارب با کفار، پرده‌‌دار خانه يار، خادم امت هوشيار، خصم يزيد نابکار، نوه آن يار غار، پدر صحابي کبار، خليفه نوپا و نومکان و نو افکار،خليفه‌ا... حضرت عبدا... بن زبير بن عوام که از سوي خاله‌اش ام المؤمنين متصل است به اهل بيت پيامبر خاتم حضرت مصطفي صلوات ا...عليه...

قسمت 13 کعبه مطلا
عمر سعد: درود بر قدرت ا...، حضرت ظل‌ا...، عبيدا...، ان‌شاء‌ا... که بر مسند هيبت‌ا... باشيد و سيف‌ا...، شکرا... که کسالت رفع و به حمدا... عافيت برقرار است.

ابن زياد: چند تايي از اين القاب که اتصال به ا... دارد براي خليفه‌ا... بنويس تا به فضل‌ا... عنايت‌ا... شود و ان‌شاء‌ا... حکم امارت ري را براي‌تان سياهه کند. ذليل‌ا... شود آن‌که جناب‌تان را سر مي‌دواند.

قسمت 16 نعل وارو
مختار: حق داريد به شنيدن نام کوفه برآشفته شويد سرورم، کوفه در حق علي و اولادش کم جفا نکرده آن روز که کوفيان مصمم به نوشتن دعوت‌نامه‌اي براي سرور شهيدم حسين شدند من مخالف بودم زيرا اعتقاد داشتم کوفيان هنوز بالغ نشدند تا قدر علي و اولادش را بدانند اما چه کنم حريف امثال سليمان صرد خزائي نشدم و شد آن‌چه نبايد مي‌شد اما امروز اوضاع کوفه دگرگون است، از برکات خون حسين يکي اين بود که کوفيان به خود بيايند و از خوابي 30 ساله برخيزند.

محمد بن حنفيه: مختار آل علي به قدر کافي غرامت جهل کوفيان را پرداخته ديني بر ذمه ندارد، کوفه براي ما نامي‌است منفور پس آب در هاون مکوب. ما به آزار و اذيت زبيريان راضي‌تريم تا رفتن به کوفه، ما راضي‌تريم.

مختار: يا لثارات الحسين، اين شعار انسان‌هاي آزاده است چه عرب چه عجم، بحث برتري قوم و نژاد، حتي اگر به شوخي، مال اشرافيت عرب و عجم است نه پيروان خاکي و مخلص علي‌(ع)، حيف از شماست که روح پاکتان را آلوده به انفاس شيطاني کنيد عرب و عجم هر دو مخلوق يک خدايند و برادرند و برابر، برتري به ديانت است.

قسمت 18 غلاف شکسته
عمر سعد: به خدا قسم اين عروس زيبنده داماد کارداني چون شماست، شنيدم حضرتتان از زبده‌ترين سياستمداران زبيري هستيد.

بن يزيد: صحيح، اگر سياس زبده‌اي بودم، پاي بر حجله بيوه شوي مرده‌اي نمي‌نهادم که هزاران مدعي قداره کش دارد. يابن سعد و تو يابن ذي الجوشن و شماهايي که دستتان آغشته به خون پسر پيامبر است، آل زبير اولين طايفه‌اي بود که در دفاع از خون حسين حرف نزد، عمل کرد. بدانيد آل زبير، بر عهد خود استوار است و عزم راسخ دارد با قاتلين حسين محاربه کند، توابين هم همين را مي‌خواهند، پس برويد و خود را براي جنگ با ما و توابين مجهز کنيد، اگر پيروز شديد اين تخت و حجله زن بدکاره ارزاني خودتان.

قسمت 19 نهضت توابين
بن يزيد: قيافه شناس نيستي ابراهيم، قيافه شناس نيستي ابراهيم، اگر خوب به قيافه‌شان نگاه مي‌کردي مي‌فهميدي که توابين سال‌هاست مرده‌اند و اکنون از گور برخاسته‌اند تا در رستاخيز به جرم ياري نکردن حسين محاکمه شوند.

ابراهيم: تو اسير مشتي خيالات شدي بن يزيد، از روزي بترس که توابين فاتح عين الورده شوند، آن روز، روز مرگ زبيريان در عراق است.

قسمت 20 آخرين بازي
بن يزيد: کافي است عمر سعد، روزي که در پي صيد مرواريد ري بودي و در درياي خون شنا مي‌کردي بايد به فکر نهنگش مي‌بودي امروز چنگ انداختي به قباي من و هي فرياد مي‌زني که ژنده است، اين قباي ژنده ارزاني خودمان ما بلديم با همين سياست الکني که بلديم خود را نجات دهيم، تو برو به استخوان‌هايي دخيل ببند که در صحراي کربلا دفن کردي اهل بيت پيامبر رحم و مروتشان بسيار زياد است شايد يکي از آنان نجاتت دهد.

قسمت 21 دلدل
ابراهيم اشتر: زمين‌گير شدم راحله، افليج شده‌ام، احساس پيرمردي را دارم که پاي بر لب گور دارد، چرا، چرا کاري از دستم ساخته نيست چرا ساکتم؟ شمشير پسر مالک اشتر در غلاف زنگ زده چطور مي‌شود مريد و عاشق علي در شهري نفس بکشد که فرقش را شکافتند و سر پسرش را بر نيزه کردند و بر کوچه‌هايش چرخاندند، چه هواي مسمومي دارد کوفه!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محبوب‌ترین اسباب‌بازی سال 2017 که رقیـب بـازی‌های انـدرویدی است!

#fidget_spinner

٩٦/٠٥/٢٦
هشت قسمت از فصل دوم «شهرزاد» پخش شد اما خاطره قبل تکرار نشد!

تو آن عهدی که با من بسته بودی؟

٩٦/٠٥/٢٦
ذهن زیبا

ذهن زیبا 499

٩٦/٠٥/٢٦
تلگجیم

تلگجیم499

٩٦/٠٥/٢٦
مینیمال

‏اندر مزایای تعطیلی روز جمعه

٩٦/٠٥/٢٦
به بهانه واقعه میرزا اولنگ، موضوع ویژه این‌ هفته دیباچه‌ای است بر درد و غم جانسوز همسایه هم‌خون‌ و فره

از رنج برادر افغانم

٩٦/٠٥/٢٦
آنتن

بدن‌سازی به سبک جیم!

٩٦/٠٥/٢٦
شگرد خفن

پسوردتان را پیدا کنید

٩٦/٠٥/٢٦
درباره مالکان ثروتمند فعلی باشگاه‌های اروپایی چه می‌دانید؟

بریز و بپاش آسیایی‌ها در اروپا!

٩٦/٠٥/٢٦
شاخ هفته

امتحان کردن هنر نمی‌باشد

٩٦/٠٥/٢٦
پایان‌نامه

خیلی مارمولکی!

٩٦/٠٥/٢٦
جارچی

جارچی 499

٩٦/٠٥/٢٦
درباره ناکامی بزرگ «اوسین بولت» در آخرین مسابقه زندگی‌اش

خداحافظی تلخ ابرقهرمان!

٩٦/٠٥/٢٦
کافه جهان نما

استرالیا، سرزمین سبز احترام

٩٦/٠٥/٢٦

اندر مصائب خاص بودن!

٩٦/٠٥/٢٦
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و جوانی

٩٦/٠٥/٢٦
فتوچاپ

فتوچاپ 499

٩٦/٠٥/٢٦
ناصرخان آکتور سینما

نکشی ما رو با رکورد‌هات!

٩٦/٠٥/٢٦

لحظه نبودنش

٩٦/٠٥/٢٦

جوابی که کسی را ناراحت نکند!

٩٦/٠٥/٢٦
تبلیغات