دزدهای دفتر جیم در دام پلیس افتادند!
ین شماره جیم را مدیون بروبچه‌های نیروی انتظامی هستیم...

دزدهای دفتر جیم در دام پلیس افتادند!

نویسنده : ایمان فروزان نیا

آیا می‌دانید همین الان که نشسته‌اید و دارید جیم را می‌خوانید، ممکن بود اصلا جیمی نباشد که بخوانید!

جیم را دزد داشت می‌برد و اگر هوشیاری ماموران نیروی انتظامی نبود، الان جیم احتمالا در مال خری‌های نا کجا آباد به سر می‌برد.

بله؛ درست فهمیدید، قضیه شوخی نیست، دفتر جیم را دزد زد! صبح سه‌شنبه که آقای اسدی، خوشحال و خندان وارد دفتر می‌شود، می‌بیند که یکی از پنجره‌ها شکسته است. در دفتر را باز می‌کند و وارد می‌شود و می‌بیند، ای دل غافل وسایل اتاق‌ها کجاست؟ چرا در اتاق شکسته؟ رايانه کجاست؟ چرا دفتر جیم به هم ریخته است؟ و...

خلاصه زنگ می‌زند به مدیریت روزنامه و آن‌ها هم می‌گویند که از کلانتری 15 سناباد تماس گرفتند و گفتند یک سری اموال متعلق به روزنامه خراسان، به انضمام دو عدد دزد ناحسابی، معتاد و سابقه‌دار دستگیر شدند، بیایید برای شناسایی.

تا این‌جای ماجرا را در ذهن داشته باشید تا برگردیم به ساعت 4و نیم بامداد روز سه‌شنبه. استوار دوم برات‌زاده به همراه سرباز وظیفه جواد علیزاده که از ماموران تجسس کلانتری 15 سناباد هستند، با موتور مشغول گشت‌زنی بودند که دو نفر کیسه به دوش را در حاشیه خیابان می‌بینند. به آن‌ها مشکوک می‌شوند و می‌روند نزدیک، که یکهو آن‌ها پا به فرار می‌گذارند، بعد از تعقیب و گریز هر دو نفر دستگیر می‌شوند و با گشتن کیسه‌ها چهار رايانه زبان بسته جیم را پیدا می‌کنند. با بازجویی مچ دو مجرم باز می‌شود و مخفی‌گاه‌شان که همانا حیاط خراب ساختمان کنار دفتر جیم است را نشان ماموران می‌دهند. آن‌جا هم بقیه وسایل دزدی را پیدا می‌کنند، که قرار بوده دزدها با خودرو بیایند و زحمت بردنش را بکشند. خلاصه همه وسایل و آقا دزدها را می‌برند کلانتری.

بعدش هم آقای اسدی می‌رود کلانتری 15 سناباد و آن‌جا رئیس کلانتری جناب سروان اللهیاری ماجرا را برایش تعریف می‌کند و بعد از طی مراحل مربوط، رايانه‌ها و وسایل جیم به دفتر جیم بر می‌گردد.

اما در این دزدی نکاتی وجود دارد که بسیار قابل تامل است:

- آهای دزدهای ناحسابی که معتاد هم بودید، چرا پنجره دستشویی را شکستید! دستشویی که فن داشت!

- چرا قاشق و چنگال‌ها را برده بودید! از صبح همه‌شان را گذاشتیم در وایتکس، هنوز دلمان نمی‌آید باهاشان چیزی بخوریم.

- شما هر چه خواستید بردید ولی چرا سیستم صفحه‌آرایی را بردید، نگفتید ما بدون فایل صفحه آرایی، چطور جیم را چاپ کنیم، الان ملت بی‌جیم می‌ماندند، شما جواب‌شان را می‌دادید.

- در اتاقی که قفل است را با لگد و کپسول آتش‌نشانی آباد نمی‌کنند! دزد هم دزدهای قدیم، یاد داشتند دو تا در را باز کنند.

- آقایان دزد، دو تا آچار و یک انبر دست‌مان هنوز پیدا نشده، خودتان بگویید کجا گذاشتیدشان؟!

- راستی از این صندوق صدقاتی که خالی کردید ۲ تا سکه‌اش مانده، هر وقت از زندان آزاد شدید، تشریف بیاورید تقدیم‌تان کنیم، خدای ناکرده مدیون‌تان نشویم!

 خلاصه این‌که نزدیک بود دم عیدی بی‌جیم شویم ولی به خاطر هوشیاری بروبچه‌های نیروی انتظامی، این اتفاق نیفتاد و مچ دزدها گرفته شد. این بود ماجرای عیدی‌ نیروی انتظامی به ما... بچه‌ها مچکریم...

نظرات کاربران
کد امنیتی
radyab0
radyab0
٩٢/١٢/٢٥
١
٠
ااااااا خب خدا رو شکر