ژانر مخ سرويس کن
30جيم‌نما

ژانر مخ سرويس کن

نویسنده :

گويا اين اصطلاح که اولين بار آن را همين امسال در فيلم «او را به گريک برسان» شنيديم، به يک زير‌ژانر جديد در عالم سينما تبديل شده است که طرفداران پرو پاقرصي هم پيدا کرده که 24 ساعته در انواع و اقسام فوروم‌هاي سينمايي مشغول بحث و تبادل نظر در باب مؤلفه‌هاي اين پديده نوظهور هستند. ما هم گفتيم تا قضيه هنوز داغ است و کسي به شکل رسمي اين زير‌ژانر را به ثبت نرسانده، المان‌هاي آن را در ستون خودمان شرح بدهيم که از اين جريان متولد شده در سال 2010 عقب نمانيم و انگ آپ تو ديت نبودن بارمان نشود.

در فيلم «او را به گريک برسان» رئيس يک کمپاني بزرگ عرضه موسيقي به نام پنيکل تصميم مي‌گيرد به مناسبت دهمين سالگرد برگزاري يکي از پرفروش‌ترين کنسرت‌هاي راک تاريخ که در سالن گريک برگزار شده، از خواننده آن دعوت کند تا اجراي مجددي در اين سالن داشته باشد. با موافقت خواننده قرار مي‌شود يکي از کارمندان شرکت پنيکل، اين خواننده را ظرف مدت 72 ساعت از لندن به نيويورک برساند. رئيس شرکت با کارمند جلسه مي‌گذارد و به او توصيه مي‌کند که حواسش جمع باشد چون اين جماعت هنري موجودات حساس و زودرنجي هستند که خيلي زود بهشان برمي‌خورد. پس با اين‌که داري خواسته‌هاي ما را به او تحميل مي‌کني، بايد هم‌زمان مثل يک ستاره بزرگ با او برخورد کني و احترام بگذاري. اين هم از راهي ميسر نمي‌شود مگر سرويس کردن مخ طرف.

از اين مقدمه نسبتا طولاني دو نکته مهم را مي‌توان درباره اين زير‌ژانر درک کرد: اول اين که مخاطب فيلم‌هاي مخ‌سرويس‌کن عمدتا جماعت هنرمندتري هستند که هميشه فکر مي‌کنند همه زوايا و خفاياي اثر را بهتر از ديگران فهميده‌اند و دوم اين‌که فيلم‌هاي اين زير‌ژانر بايستي لزوما داراي خصوصيات پيچيده‌اي باشند که تشخيص داستان اصلي را دشوار مي‌کند. حال اين پيچيدگي ممکن است حاصل روايت قصه از زاويه ديد ذهن بيمار کاراکتر اصلي قصه ما باشد يا ممکن است به واسطه روايت غيرخطي و سبک دکوپاژ پيچيده کارگردان به وجود بيايد.

فيلم‌هايي که امسال در بين کاربران اينترنتي تحت عنوان ژانر مخ‌سرويس‌کن ثبت شده‌اند همگي ساخته کارگردان‌هاي معروفي هستند که هميشه کارهاي‌شان توسط همين هنر شناسان از خود متشکر (منظور منتقدها هستند) به نقد کشيده شده‌‌اند، ولي حالا بين خودشان هم اختلاف شده که مفهوم واقعي اين آثار چه چيزي است.

اولين فيلم در فهرست اين گونه سينمايي، فيلم «جزيره شاتر» ساخته مارتين اسکورسيزي است که از ذهن يک بيمار رواني روايت مي‌شود و در آخر فيلم که پرده از مشکل رواني او برداشته مي‌شود، صحت کليه دانسته‌هايي که از طريق داستان به بيننده منتقل شده زير سؤال مي‌رود و مشخص نيست که کدام ماجرا واقعا اتفاق افتاده و کدام يک صرفا زاده تخيل اين بيمار رواني است. دومين اثر در اين فهرست، فيلم پر سر و صداي «تلقين» يا «سرآغاز» ساخته کريستوفر نولان است، که سرويس کردن مخ مخاطب در آن، حاصل کم‌رنگ کردن مرز بين خواب و واقعيت در فيلم است، که لابد همه فيلم را ديده‌ايد و نياز به شرح و بسط زيادي ندارد، آن هم با 5 جايزه اسکاري که گرفت! اما آخرين و برترين فيلم از نگاه تماشاگران در اين گونه سينمايي، فيلم «قوي سياه» ساخته دارن آرنوفسکي است، که از هر 2 شيوه براي سرويس کردن مخ ما به شکل بسيار هنرمندانه‌اي بهره برده است و خب يک اسکار هم که گرفته است.

نظرات کاربران
کد امنیتی