ذهن زیبا
ذهن زیبا

ذهن زیبا

نویسنده : سرویس ادب و هنر

ز هر چه هست گزیرست و ناگزیر از دوست

به قول هر که جهان مهر برمگیر از دوست

به بندگی و صغیری گرت قبول کند

سپاس دار که فضلی بود کبیر از دوست

به جای دوست گرت هر چه در جهان بخشند

رضا مده که متاعی بود حقیر از دوست

سعدی

671- 588 ش 

نمی ز دیده نمی‌جوشد اگرچه باز دلم تنگ است

گناه دیده مسکین نیست، کُمَیتِ عاطفه‌ها لنگ است

کجاستی که نمی‌آیی؟ الا تمام بزرگی‌ها!

پرنده بی تو چه کم صحبت، بهار بی تو چه بی رنگ است

نمانده هیچ مرا دیگر، نه هیچ، بلکه کمی کمتر

جز این قدر که دلی دارم که بخش اعظم آن سنگ است

محمدکاظم کاظمی

1346ش

نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت

پرده‌ی خلوت این غم‌کده بالا زد و رفت

کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد

خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت

درد بی‌عشقی ما دید و دریغ‌اش آمد

آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت

هوشنگ ابتهاج 

1306ش

دلم نیمه شب‌ها قدم می‌زند

در آفاق بارانی چشم تو

شفا می‌دهد آشکارا به دل 

اشارات پنهانی چشم تو

هلا توشه‌ راه دریادلان

مفاهیم توفانی چشم تو

سیدحسن حسینی 

1383- 1335ش

عکسش که روی سینه دیوار قاب شد 

مسخ گریم و چهره پشت نقاب شد

از بین یک گروه هنرپیشه جوان

از حیث رنگ و حالت مو انتخاب شد

 بعد از دو تا مصاحبه با نشریات زرد

یکباره از مفاخر ملی حساب شد!

نسیم عرب‌امیری 

1365ش

شاید به پاس حرمت ویرانه‌های عشق

مرهم به زخم فاجعه گونم کشید و رفت

تا از حصار حسرت رفتن گذر کنم

رنجی به قدر کوچ کنونم کشید و رفت

دیگر اسیر آن من بیگانه نیستم

از خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت

افشین یداللهی 

1347ش

نه رد می‌شی نه می‌مونی

تبت بدجور واگیره

منو با دست کی کشتی

که پای هردومون گیره

روزبه بمانی 

1357ش

نظرات کاربران
کد امنیتی