با حضور مگیل جان
جاکتابی

با حضور مگیل جان

نویسنده : زهیر قدسی

یکی از مشکلاتی که جاکتابی‌نویس در معرفی یک کتاب داستان با آن رو به روست، این است که چگونه درباره داستان بنویسی بی‌آن‌که بخشی از داستان لو برود؟! به ویژه طبق قانون طلایی اخلاق که: آن‌چه را برای خود نمی‌پسندی برای دیگران هم نپسند. حال وقتی برای تو هیچ شکنجه‌ای زجرآورتر از شنیدن و لو رفتن یک داستان توسط دوستانت وجود ندارد؛ چگونه می‌توان این را بر شما مخاطب عزیز پسندید؟

داستان از چه قرار است؟! «مَگیل» نام قاطری است که به همراه تعدادی استر و الاغ دیگر، وظیفه انتقال تجهیزات و تسلیحات را برای رزمندگان در یکی از عملیات‌های جنگ در ارتفاعات غرب بر عهده دارد. از آنجا که این موجود شخصیت نقش مکمل داستان را بر عهده دارد و از آنجا که بالاخره با خرها قوم و خویش است(!) و زورش می‌رسیده نام کتاب را هم به خود اختصاص می‌دهد!

در یک عملیات، گروهانی موسوم به قاطریزه(!) به واسطه خمپاره‌های متعدد، غافلگیر می‌شود و همه شهید می‌شوند الا سربازی که به واسطه موج انفجار شنوایی و بینایی خود را از دست می‌دهد. داستان دقیقا از زمانی آغاز می‌شود که این سرباز به هوش آمده و در ابتدا نمی‌داند دقیقا چه بلایی سرش آمده و در تقلای شناخت محیط اطراف خود، به گوشه و کنار دست می‌کشد تا این‌که دستش به پوزه همین مگیل خودمان می‌خورد و به ناچار باید به او اطمینان کند، بلکه نجات یابد.

خوب به نظر می‌رسد سوژه آن‌قدر جذاب و جدید باشد تا سراغش بروید. شرایطی که این رزمنده با آن مواجه است، به نوعی است که یک کمدی-درام را شکل می‌دهد. 

البته با تمام محبوبیتی که این کتاب پس از مطالعه برای خواننده‌اش ایجاد خواهد کرد، ایرادی هم می‌توان به آن وارد كرد. و آن این‌که به نظر می‌رسد نویسنده قدری در توصیف شرایط شخص اول داستان مسامحه کرده؛ شاید از آن نظر که نخواسته داستان برای مخاطب طولانی و خسته کننده شود.

نویسنده چه کاره است؟ محسن مطلق، متولد ۱۳۴۸ است. در 14 سالگی برای نخستین‌بار به جبهه می‌رود و تا پایان جنگ آن‌جا باقی می‌ماند. از او کتاب‌هایی چون: «زنده باد کمیل»، «مهاجر کوچک»، «درخت تنها»، «یک روز، یک مرد» و... درباره دفاع مقدس 

نظرات کاربران
کد امنیتی
n_yaesubi
n_yaesubi
٩٢/١٢/٠٧
٠
٠
یک بار از نادر ابراهیمی گفتین ولی از رمان آتش بدون دود حرفی نزدین واقعا حیف بود .
ghodsi
ghodsi
٩٢/١٢/١١
٠
٠
سلام و درود. از نادر ابراهیمی چندبار نوشتیم. و همچنان هم -اگر خدا بخواهد- خواهیم نوشت و به آتش بدون دود هم می‌رسیم. برای نادر سیر آثارش را پس از هر چند شماره پی می‌گیریم. فیروز باشید.
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

سر‌پل‌ذهاب با «ذال» نوشته می‌شود، نه با «ز» زلزله

٩٦/٠٨/٢٥
فتوچاپ

فتوچاپ 512

٩٦/٠٨/٢٥
یادداشت

خدمت خالصانه

٩٦/٠٨/٢٥
درباره حضور پرتعداد بازیگران در جایگاه اجرا، به بهانه عبدی‌شو

پا تو کفش من نکن!

٩٦/٠٨/٢٥
تلگجیم

تلگجیم 512

٩٦/٠٨/٢٥
روایت‌هایی درباره خرده رفتارهای ما در مقایسه با سبک زندگی پیامبر (ص) و امامان‌ معصوم‌مان(ع)

پدران ما و ما

٩٦/٠٨/٢٥
آنتن

جیم بدون نمک!

٩٦/٠٨/٢٥
درباره جایزه‌های ادبی و کتاب سال ایران به بهانه برگزاری اولین دوره جایزه احمد محمود

قلم های مطلا

٩٦/٠٨/٢٥
چهره هفته

سوشا در جستجوي پاتريك

٩٦/٠٨/٢٥
جارچی

جارچی 512

٩٦/٠٨/٢٥
کافه جهان نما

اراک، دیاری در مسیر جاده ابریشم...

٩٦/٠٨/٢٥
پایان نامه

مثلا ما همه مقصریم ...

٩٦/٠٨/٢٥
شگرد

قبل از فروش گوشی آیفون‌ چه کنیم؟

٩٦/٠٨/٢٥
مهدی برادران رئیس هیئت فوتبال استان خراسان در گفت و گو با جیم خبر داد

به دنبال حذف ورزشگاه ثامن نیستیم

٩٦/٠٨/٢٥
گفت‌و‌گو با حجت الاسلام واعظ موسوی درباره سحر و جادو

سحر و جادو دکان است

٩٦/٠٨/٢٥
شاخ هفته

قطار بازی

٩٦/٠٨/٢٥
یادداشت

اندر حکمت قیمه و ماست!

٩٦/٠٨/٢٥
یادداشت

بازار رمالی در فوتبال دودوتا چارتای ساده

٩٦/٠٨/٢٥
ذهن زیبا

ذهن زیبا 512

٩٦/٠٨/٢٤
دات کام

ساوند کلاود؛ غنیمتی برای موزیک دوستان

٩٦/٠٨/٢٥
تبلیغات