متضادهای مکمل یا مشابه‌های مکمل؟
بااجازه بزرگترها

متضادهای مکمل یا مشابه‌های مکمل؟

نویسنده : حمیده زمانی

 دیده‌اید بعضی از همین جوان‌های هم سن و سال‌مان باورشان این است که با آدمی ازدواج کنند که با آن‌ها متفاوت باشد و بتواند نقطه ضعف‌های آن‌ها را پر کند. این افراد بر این باورند که مثل تکه‌های پازل که شبیه هم نیستند و کم و کسری‌های هم را می‌پوشانند، بهتر است همسرشان هم شبیه‌شان نباشد وکاستی‌ها و نقص‌هایشان را بپوشاند. بنابراین توی ازدواج‌شان دنبال متضادها هستند، اما برخی دیگر هم وجود دارند که ناقض این نظریه گران‌قدر «متضادهای مکمل» هستند و می‌گویند فقط باید همسر آینده‌شان شبیه‌شان باشد، تا بتوانند خوشبخت شوند و هر چقدر بیشتر شبیه باشند پس بهتر و راحت‌تر می‌توانند با هم زندگی کنند و خوشبخت‌ترند. این‌ها معتقد به «مشابه‌های مکمل»اند! حالا شما بگویید! واقعا تضادها باعث خوشبختی‌اند یا شباهت‌ها؟ شما با این دو گروه موافقید یا نظریه دیگری دارید؟! 

اگر کسی معتقد به نظریه متضادهای مکمل باشد یا نظریه مشابه‌های مکمل، شک نکنید که توی انتخابش دچار اشتباه می‌شود. آن هم اشتباهی که برای جبرانش دردسرهای زیادی باید کشید! حقیقت این است که ما انسان‌ها با رنج آفریده شده‌ایم! یعنی برای این‌که بخواهیم به تعالی و رشدی که برای‌مان در نظر گرفته شده است برسیم باید سختی و رنج بکشیم. توی قضیه ازدواج و زندگی مشترک هم همین است. این شباهت‌ها یا تضادهای ما با همسرمان نیست که ما را به سمت خوشبختی یا بدبختی می‌برد، شاید بگویید که فلان مشاور یا بهمان مطلبی که خوانده‌اید می‌گوید که شباهت‌ها هر چقدر بیشتر باشد زوج‌ها در کنار هم خوشبخت‌ترند و ازدواج موفق‌تر! اما ما مسلمان‌ها به چیزی فراتر از این حرف‌ها اعتقاد داریم و آن استعداد زیادی است که خدا در وجود ما قرار داده است! استعداد آمیختگی با یک نفر! آمیختگی و زوجیت با کسی که نه تنها به لحاظ جسمانی شبیه ما نیست بلکه به لحاظ روحی و روانی ساختار آفرینشش با ما متفاوت است. پس می‌بینید که ما هر کاری هم بکنیم، باز هم از اصل با هم متفاوتیم اما «حل شدن» چاره کارمان است! بنابراین برای این‌که در همسر آینده‌مان حل شویم نیازمند تغییریم، تغییری که آدم را به سمت سعادت ببرد. در تغییر کردن مهم طرز فکر شماست که این کار را برای شما آسان یا سخت می‌کند. این یک واقعیت است که خواه ناخواه آدم بعد از ازدواجش تغییر می‌کند، پس این تضادها یا شباهت‌های ما با دیگری زیادی مهم نیستند. مهم این است که ما برای تغییر و سازگاری با زندگی جدیدمان آمادگی داشته باشیم. زندگی مشترکی که قرار است ما را به سمت مبدأ آرامش ببرد...

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
آنتن

وقتی کسب و کار شدنی نیست!

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠