6اسراف  جواني مـــدل قــرن بيستم!
اسراف فراگير در زندگی يك جوان امروزي

6اسراف جواني مـــدل قــرن بيستم!

نویسنده : مریم ملی

مصرف کردن‌مان هم مثل بقیه نیست! انگار ناف ما جوانان را با تفاوت بریده‌اند حرفش که می‌شود زود خودمان را از دیگران جدا می‌کنیم که ما اصلا اهلش نیستیم، ما و اسراف اصلاً امکان‌پذیر نیست! اما خوب که توی زندگی‌مان دقیق شویم می‌بینیم ما هم برای خودمان کلی ریخت و پاش داریم! ریخت و پاش‌هایی که حواس‌مان نیست مصداق اصلی اسراف هستند. مصارفی که به خاطر عادی بودنش توی زندگی‌مان شده است جزو جدانشدنی از زندگی یک جوان! برای همین به فکرمان هم نمی‌رسد این کارها مصرف است و حتی مصداق اسراف. ما دقیق شده‌ایم توی زندگی یک جوان. دقیق شده‌ایم توی کارهایی که اسراف بودنش برای همه‌مان آشکار است، 6 مورد زیر تنها بخشی از این الگوی مصرفی است که ما در پیش گرفته‌ایم، بقیه‌اش را خودتان پیدا کنید تا حال‌تان بيشتر گرفته شود!

لباسی است که سرگرمی است 

توی فهرست خریدتان می‌نویسید یک شلوار و یک شال گردن. پایت که به بازار می‌رسد می‌بینید از مدل این پیراهن هم خوش‌تان آمده است و هرچه سعی می‌کنید به دل‌تان بفهمانید پدرت خوب، مادرت خوب، من اصلا پیراهن لازم ندارم، نمی‌شود که نمی‌شود. مرغش یک پا دارد و تازه مدام یقه مدل جدید و رنگ و طرح دوختش را توی سرتان می‌کوبد که ببین این از همان‌هایی است که خیلی دنبالش می‌گشتی. هیچی دیگه این می‌شود که دو برابر چیزی که لازم داشتید خرید می‌کنید. این ماجرایی است که خیلی وقت‌ها خصوصا درباره خرید پوشاک برای همه ما اتفاق افتاده است. قبول دارم یکی دوبارش خیلی به جایی بر نمی‌خورد، اما معمولا این شیوه‌ای می‌شود برای خریدمان. اگر بتوانیم مدیریت در لحظه را یاد بگیریم و کمی هم خودمان را کنترل کنیم با هزینه این پوشاک می‌توانیم برنامه‌های جالب‌تر و حتی شاید مفرح‌تری برای خودمان داشته باشیم. 

دانلود بی رویه کار خیلی بدیه!

کی گفته استفاده از اینترنت اسراف است؟ اینترنت برای خیلی‌ها به ابزار کار یا یکی از منابع تحصیلی تبدیل شده است. هر روز خیلی‌ها به جای روزنامه از آن اطلاعات روزانه‌شان را می‌گیرند و خرید و کارهای بانکی‌شان را انجام می‌دهند، پس استفاده از اینترنت در همین حدود نمی‌تواند اسراف باشد. اما بعضی‌ها هستند که کلا اینترنت را با چاشنی دانلودش قورت داده‌اند. از برنامه‌های کودک دهه 60 بگیر تا تمام مدل‌های بستن شال و روسری یا هر اپلیکیشن جدیدی که برای گوشی همراه به بازار می‌آید را دانلود می‌کنند. این گونه خاص که ما در نزدیکی خودمان یکی‌شان را داریم، خود به این قضیه معترفند که از بین هر 2 گیگ دانلودشان، يك گیگش را کلا یادشان نمی‌ماند و اصلا استفاده‌اش هم نمی‌کنند. اسراف در استفاده از اینترنت و دانلود بی‌رویه این روزها یکی از بیشترین مصادیق اسراف است. رايانه فلک‌زده گونه مذکور در ساعت غیر کاری و کاری مدام روشن است و دانلود می‌کند. ناهار و شام‌شان هم که روبه روی صفحه گوگل صرف می‌شود!

بنزین بسوزان و بگرد 

اصولا آدمی باید زمانی را برای تفریح و با دوستان بودن اختصاص بدهد. گشت و گذار خیلی هم خوب است. اما مشکل این جاست که گاهی تفریح‌مان می‌شود 13 بار دور زدن فلان ميدان یا 28 بار در هفته رفت و آمد به  بهمان ییلاقات اطراف. بنزین هم که مهم نیست پولش را داریم می‌دهیم و باکی هم نداریم از مشکلات آینده و وضعیت سوخت و گران‌تر شدن و بیشتر شدن مصائب قشر ضعیف جامعه. در این رویه خزائن مملکتی هم خیلی به ما ربطی ندارد این که سرانه مصرف ما در دنيا چه قدر است و چه طور داریم خودمان را وابسته کشورهای دیگر می‌کنیم هم، عمرا ربطی به خوش‌گذرانی‌های ما ندارد. فقط تفریح را عشق است.

هیچ کس تنها نیست

بالاخره عصای دست‌مان است دیگر. کارمان طوری است که ناچاریم از آن زیاد استفاده کنیم. بیشتر دفعاتش هم بقیه تماس می‌گیرند. خب بعضی حرف‌ها را تلفنی و پیامکی راحت‌تر می‌شود گفت. راه‌مان دور است مجبوریم از تلفن بیشتر استفاده کنیم. اغلب دلایل‌مان برای استفاده زیاد تلفن همراه همین چند تاست. حتما شما هم از شنیدن میزان درآمدهای عجیب و غریب سالانه اپراتورهای تلفن همراه در ایران شاخ در آورده‌اید. چیزی که باور کردنی نیست این است که ما تبدیل شده‌ایم به موجوداتی که در تمام حالت‌ها در حال پیامک زدن هستیم. توی کلاس درس در حالی که چشم‌مان توی چشم‌های استاد است و تاییدش می‌کنیم، توی اتوبوس درحالی که دست‌مان بند دستگیره‌های اتوبوس است تا خودمان را نگه داریم، سر سفره شام در حال خوردن غذا و... 

وای به آن روزی که برای کار فوری به دوست‌تان زنگ بزنید. معمولا آخر تماس یادتان می‌افتد، بعد از پرسیدن احوال گربه همسایه‌شان و نمره میان ترمی که استاد دوست‌تان برایش رد کرده است، یک کار مهم هم با او داشته‌اید. 

آخر ماه حتی خودتان هم باور نمی‌کنید که این قبض مال شما باشد! رقم قابل توجهی فقط برای پیامک‌ها مشخص شده است و به قول مامان‌ها پول حرف است که از جیب مبارک می‌دهید.

بفرمایید یک عالمه غذا

مهمانی ترتیب داده‌اید با جوان‌ترهای فامیل یا دوستان. شاید فکر کنید دوست دارید کاملا دست و دل باز رفتار کنید و انواع مختلف غذا را سر سفره بگذارید. حالا یا خودتان آشپزی می‌کنید که زحمت بیشتری را متحمل می‌شوید یا این‌که برنامه‌تان سفارش غذا به رستوران یا فست‌فود است. خوب می‌دانید که این همه غذا خورده نمی‌شود اما باز هم این کار را می‌کنید. دست آخر شما مانده‌اید و چند جور غذا که بعد از یک وعده خوردن هم دیگر حال‌تان از غذای تکراری به هم می‌خورد و مجبور می‌شوید باقيمانده‌ها را دور بريزيد. تازه این مال زمانی است که شما توی منزل مهمانی داده‌اید، به این‌ها مواردی که با دوستان‌تان برای غذا خوردن بیرون می‌روید را هم اضافه کنید که دوست دارید نشان دهید آدم رله‌ای هستید و... گران‌ترين رستوران یا کافی شاپ را انتخاب می‌کنید و بعد گران‌ترین خوردنی‌ها. یک حساب سر انگشتی کنید که در ماه چه‌قدر از این پول‌ها به باد داده‌اید.

به کشتار زمان می‌رویم

همین 2 هفته پیش امتحانات دانشگاه‌ها تمام شده و فرقی نمی‌کند دانشجو باشید یا دانش آموز، چون در هر صورت توی همین مدت امتحانات فهمیده‌اید که چه قدر از زمان‌ها و فرصت‌ها می‌شود استفاده مفید کرد و گاهی هم چه‌قدر افسوس خورده‌اید که اگر یک ساعت بیشتر وقت داشتم فلان کار را می‌کردم. زمان‌تان سرمایه شماست. این روزها توی زمان هم اسراف می‌شود. توی هدر دادنش برای کاری که ارزش این همه وقت را ندارد. بگردید و ببینید شما کجا از همه بیشتر زمان‌تان را اسراف می‌کنید. به‌ويژه زمان جوانی که برای خیلی‌ها دریغ و افسوس‌های بسیار زیادی را به دنبال داشته است. در خرج کردن زمان‌تان خسیس باشید. مخصوصا زمان جوانی را. 

نظرات کاربران
کد امنیتی