اندر حکایت بازیکنان ما و نیجریه در جام جهانی
حکایت هفته

اندر حکایت بازیکنان ما و نیجریه در جام جهانی

نویسنده : مهدیه جوادی-مریم غلامزاده

روزی ابوجارچی ابن جیم خراسانی در پناه دیوار بنشسته و جملگی مریدان گرد وی حلقه زدند و پیر را گفتند چیزی در میانه با یاران بازگو!

پیرنا فرمود: پلیس نیجریه پس از این‌که به طور اتفاقی متوجه استفاده از گوشت انسان در غذاهای یک رستوران در آنامبرا شد، مالک و ۱۰ کارگر رستوران را بازداشت نمود و در هنگام بازداشت، دو کله که برای کباب کردن در ورق آلومینیومی پیچیده شده بودند، کشف و ضمیمه پرونده کرد!

چون مریدی از مریدان سخن ابن جیم بشنید، بانگ برآورد: آدم خواری، نیجریه، فوتبال، جام جهانی، هاشم بیک‌زاده، هی وای من... یعنی در بازی دوم برابر نیجریه دفاع چپ را چه شود؟! پس نعره‌ها بزد و بیفتاد و در دم راه رحلت در پیش گرفت.

چون پیر این اتفاق بدید فرمود: دل قوی دارید که من بر این اتفاق مشکوکم، چون بازیکنان ملی ما را با یک مَن عسل توان خوردن نیامدی و بعضی هم به واسطه دود، طعم تنباکو همی‌دهند که حتما به مزاج ایشان خوش نیاید و شاید به واسطه عکس یوز ایرانی، ما بازیکنان ایشان را در جا خورده کنیم و این از کرامات بازیکنان ما باشد.

و ابوجارچی من باب تعویض جو بانگ بداشتی: باب دلِ‌ن‌ نکونام و یاران پاسخ بدادندی و کف می‌زدندی: چه خوشگلِ‌‌ن نکونام؛ وقتی که هست کنارم، غمزه کنه واویلا.

نظرات کاربران
کد امنیتی