برنده یک سطل شله این هفته بر صندلی داغ جیم نشست!

برنده یک سطل شله این هفته بر صندلی داغ جیم نشست!

نویسنده : مجید حسین زاه

جشن سوم جیم هم با همه خوبی‌ها و کاستی‌هایش تمام شد و فقط خاطره‌ای از آن به جا ماند. خاطره‌ای دوست داشتنی برای ما از دیدار شما، که کاش هر هفته این جشن برگزار می‌شد... اگر در این جشن شرکت کرده‌اید و اگر هم به هر دلیل نتوانستید خودتان را به جشن جیم برسانید، مصاحبه ما با نفر اول مسابقه این جشن را از دست ندهید. برنده‌ای که هدیه‌اش یک سطل شله بود به همراه یک کارت هدیه 100 هزارتومانی!

 خودتان را معرفی بفرمایید؟

 حمیدرضا محمدزاده، 32 ساله، دارای یک فرزند و احتمالا می‌نویسید کارمند بانک بوق(!) هستم.

 چه شد که کارمند بانک شدید؟

 سربازی‌ام که تمام شد، آگهی استخدام کارمند برای بانک بوق(!) را دیدم و در آزمون استخدامی شرکت کردم.

 برای استخدام شدن در بانک پارتی هم داشتید؟

 من در زمان استخدام دیپلم داشتم ولی در حال حاضر دانشجوی ترم آخر حسابداری هستم. در آزمون شرکت کردم و استخدام شدم! باور کنید بدون هیچ پارتی و فقط با توکل بر خدا.

 خیلی‌ها آرزو دارند کارمند بانک شوند تا از وام‌های خوبش استفاده کنند! شما تا حالا چندتا وام بدون سود گرفتید!؟

 بانک‌های دولت وام‌های خوبی به کارکنان رسمی و پرسابقه‌شان می‌دهند ولی از لحاظ میزان سود خیلی فرقی نمی‌کند و از وام‌های بدون سود یا بلاعوض خبری نیست و اصلا نداریم!

 ظاهرا آدم خوش‌شانسی هستید که در این مسابقه برنده شدید؟

 من اگر شانس داشتم در قرعه کشی‌های بانک برنده می‌شدم! جالب است بدانید که برادرم «علی محمدزاده» هم در یک مسابقه فتوچاپ و هم در یک مسابقه‌ای که در جشن دوم جیم برگزار شده بود، برنده شده است!

 پس این‌که می‌گویند همه جوایز جیم به خانواده‌های خاصی می‌رسد، درست است!؟

 نه، فکر نمی‌کنم! شانسی است دیگر! مثلا برای همین مسابقه جشن سوم جیم، زمانی که مجری اعلام کرد یک مرد 40 سال به بالا برای شرکت در مسابقه اعلام آمادگی کند، کنار من مرد 50-45 ساله‌ای نشسته بود. من به مجری اشاره کردم که بگوید ایشان بیاید بالای سن و مجری گفت: بله، شمایی که دارید اشاره می‌کنید، بفرمایید بالا! و این جوري شد كه من انتخاب شدم.

 زمانی که در مسابقه برنده شدید، فکر می‌کردید هدیه‌تان چه باشد!؟

 من اصلا فکر نمی‌کردم که برنده شوم چون به شدت هول شده بودم! چند دقیقه اول، اصلا به حاضران نگاه نمی‌کردم و فقط به مجری نگاه می‌کردم. برای هدیه هم بیش‌تر فکر می‌کردم که یک اشتراک یکساله رایگان روزنامه باشد و تنها چیزی که فکرش را نمی‌کردم سطل شله بود!

 فقط سطل شله هم نبود دیگر! با 100هزار تومان بقیه هدیه چه کار کردید!؟

 همان شب برای خرید خانه، 50 هزار تومانش خرج شد! الان هم فکر کنم 4 هزارتومانی در کارت بیش‌تر نمانده باشد!

 اگر بخواهید به جشن جیم نمره‌ای بدهید، چند می‌دهید؟

 من فکر می‌کردم که جشن جیم از ساعت 8 شروع می‌شود. بنابراین از ساعت 8 خودم را به سالن رساندم اما دیدم که هیچ خبری نیست. جشن بسیار خوب بود و برخلاف جشن‌های قبلی که شلوغ و تا حدودی بی‌برنامه بود، جشن بسیار متنوع و جذابی بود و من نمره خوبی به آن می‌دهم.

 جایی از جشن بود که غافلگیر شوید؟

 شله! تا زمانی که از سالن جشن بیرون نیامده بودم، یک درصد هم فکر نمی‌کردم که برای پذیرایی‌مان شله تهیه کرده باشید!

 کدام قسمت‌های جیم کاغذی شما را این قدر به جیم علاقه‌مند کرده است؟

 کمیک، آنتن، ذهن زیبا و پایان‌نامه را تا حالا هیچ هفته‌ای از دست نداده‌ام!

 اگر شما برگزار کننده این جشن بودید، چه بخشي را به این جشن اضافه می‌کردید؟

 یک برنامه‌ای که ما بیش‌تر با نویسنده‌های جیم آشنا شویم و بتوانیم آن‌ها را از نزدیک ببینیم. من خیلی دوست داشتم «سیدمحسن اسدی» را در این برنامه از نزدیک ببینم ولی نتوانستم! 

نظرات کاربران
کد امنیتی
MILAD
MILAD
٩٢/١١/٢٥
٠
٠
خوش به حال اون 3 نفر که سطل شله برنده شدن .یک سطل شله بردن خونشون :)
h_rezayam
h_rezayam
٩٢/١٢/٠٢
٠
٠
زیاد خوش بین نباش رفیق!منکه اول شدم سطل واسه من تنها نبود 10 نفر دیگه هم واسش نقشه کشیده بودن!!!!!