آلبرت هستم اينشتين!
چند تا از اين نکته‌ها را مي‌دانستيد؟

آلبرت هستم اينشتين!

نویسنده :

 پس از مرگ اينشتين، مغز او را براي نگهداري و تحقيق از جمجمه‌اش بيرون آورده و نگذاشتند مغز آقاي نابغه همراه بقيه اعضايش پخته شود! اين کار که بدون اجازه بستگان او صورت گرفته بود، باعث اعتراضات زيادي شد و تا سال‌ها بعد هر از گاهي اخباري مبني بر بزرگتر بودن، سنگين‌تر بودن و يا پيچ خورده‌تر بودن مغز 5/1 کيلويي اينشتين نسبت به آدم‌هاي عادي منتشر مي‌شد. مغز آقاي پروفسور هنوز هم در يک شيشه نگهداري مي‌شود. تا درس عبرتي باشد براي همگان!!

اينشتين هرگز ياد نگرفت رانندگي کند و از اين حيث، شباهت زيادي با خانم‌ها دارد!! او يک راننده مخصوص داشت که همي‌شه پاي ثابت سخنراني‌هاي علمي اينشتين هم بود و يک بار با او کل انداخته بود که کار خيلي راحتي دارد!! اين شد که تصميم گرفتند جايشان را با هم عوض کنند! راننده اينشتين به جاي او در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه شرکت کرد و هيچ کس هم نفهميد!

اينشتين عاشق يک کارتون خنده‌دار به اسم Time for Beany بوده. مي‌گويند يک‌بار اينشتين يک مناظره علمي را نيمه‌کاره گذاشت و گفت: «آقايان از حضور شما عذر مي‌خواهم. زمان پخش «بيني» است. به سوالاتتان بعدا جواب خواهم داد!!»

پسر کوچک آلبرت اينشتين به افسردگي حاد مبتلا بود و هيچ کدام از فرزندان او هرگز به مقام علمي دست نيافتند. اينجاست که شاعر مي‌فرمايد: از فضل پدر تو را چه حاصل!!

وقتي در سال 1933 اينشتين خاک آلمان را به مقصد آمريکا ترک کرد، رژيم نازي 20هزار مارک براي سر او جايزه تعيين کرد.

اينشتين در سال‌هاي آخر عمرش مدام تکرار مي‌کرد: «بعد از اين همه مطالعه و تحقيق، حالا متقاعد شده‌ام که خدا تاس نمي‌اندازد. (کار تصادفي نمي‌کند)»

يک عنصر جدول تناوبي به افتخار او، انشتنيم (ES) نام دارد.

نظرات کاربران
کد امنیتی
تبلیغات
تبلیغات