این قهرمان‌های دوست داشتنی
مروری بر تیپ‌هایی که با عنوان قهرمان در داستان‌ها و فیلم‌های جهان ساخته و پرداخته شده‌اند

این قهرمان‌های دوست داشتنی

نویسنده : علی نیک فرجام

یکی از سخت‌ترین تصوراتی که می‌توان درباره یک فیلم داشت این است که فیلم مذکور، قهرمان نداشته‌باشد. البته در این نوشتار قصد پرداختن به لزوم وجود قهرمان در فیلم یا مشکلات نبود آن نیست بلکه با این پیش‌فرض که این عنصر، نقش مهم و کلیدی در پیشرفت داستان و جلب تماشاگر به سینما دارد، قصد داریم مروری داشته باشیم بر انواع و اقسام قهرمان‌های سینمایی و در انتها هم به نقش مهم و گاهی ضروری ضدقهرمان‌ها خواهیم پرداخت.

از نزدیک به یک قرن پیش که سینما به زندگی مردم راه پیدا کرد و همچنین از چندین قرن پیش که داستان و رمان عضوی جدانشدنی از زندگی بشر بود، همواره داستان‌ها حول محور یک شخص یا شخصیت گسترش پیدا می‌کرد و ادامه می‌یافت؛ هرچند که این شخصیت ممکن بود شباهتی به دنیای واقعی نداشته باشد اما اعمال و تصمیم‌گیری‌های او همواره تاثیر گذار بود و ناگفته نماند که فیلم یا داستان هم به‌طور معمول با یک عمل قهرمانانه توسط او به پایان می‌رسید.

پیش می‌آمد که گاهی اگر کلمه‌ای از دهان قهرمان بیرون می‌آمد، می‌توانست تا مدت‌ها و شاید سال‌ها ورد زبان مردم کوچه و بازار بشود، حتی گاهی این همذات‌پنداری میان مردم عادی و قهرمان داستان به حدی می‌رسید که برخی از اعمال و حرکات او تبدیل به تیپ قشری از جامعه می‌شد. مردم سینمارو قهرمان‌هایشان را دوست داشتند و بازیگر خوش‌شانسی که اقبال بازی در نقش یک قهرمان دوست داشتنی نصيب وی می‌شد می‌توانست تا مدت‌ها از این کلاه، نمد مرغوبی برای خود بسازد. با این حساب اگر بخواهیم این مجموعه را مرور کنیم به

قهرمان حماسی

رستمی که فیلم نشد!

هرچند که سبک فیلم‌سازی «حماسی» دیگر آن شور و علاقه دهه 1950 میلادی را در تماشاگران زنده نمی‌کند اما قهرمانان آن دوران هنوز به‌عنوان اسطوره‌های قهرمانی در ذهن سینماروها باقی مانده‌اند. تیپ و شمایلی که توسط کرک داگلاس و چارلتون هستون در فیلم‌های «اسپارتاکوس» و «بن هور» خلق شد، در طی سال‌های اخیر تنها یک مرتبه و آن هم تا حدی، توسط راسل کرو در فیلم «گلادیاتور» جان دوباره یافت. در سینمای ما به علت این‌که بخش خصوصی امکان ساخت چنین آثاری را ندارد، تقریباً قهرمان حماسی نداریم و در کمال تعجب معدود آثاری که با استفاده از ظرفیت‌های عظیم ادبیات کلاسیک مثل شاهنامه ساخته شده تولید کشورهای غربی بوده! شاید فیلم «دُمرل» را بتوان تا حدودی در این تقسيم بندي جا داد.
قهرمان وسترن
محو در افق
یکی از محبوب‌ترین و ماندگارترین شمایل‌های قهرمانی را می‌توان قهرمانان فیلم‌های وسترن دانست. یک هفت‌تیرکش تنها که به دلایلی نه‌چندان روشن برای مدت‌ها از او خبری نبوده و پس از مدتی یا به زادگاهش یا به شهر دور افتاده وارد می‌شود و اوضاع نا به‌سامان شهر را که بر اثر ظلم و ستم یک ملاّک، مزرعه‌دار یا گله‌دار ثروتمند به‌وجود آمده ‌است به زور اسلحه حل و فصل می‌کند. این قهرمان دوست داشتنی و کم‌حرف، در مدت کوتاهی پس از رو به‌راه شدن اوضاع شهر و مردمش، سوار بر اسب شده و در افق محو می‌شود. بدون شک شمایل جان وین در فیلم «جویندگان»، یول براینر در «شین» و کلینت ایستوود در «به‌خاطر یک مشت دلار» از محبوب‌ترین و شناخته‌شده‌ترین تصاویر قهرمانی در تمام تاریخ سینما هستند. فیلم‌هایی مثل صادق کُرده و ناخدا خورشید تا حدودی وسترن‌های ایرانی بودند. 

قهرمان‌های ورزشکار
راکی و مادرش!
نظر به اهمیت و جذابیت ورزش برای مردم دنیا، ساخت و آفرینش یک قهرمان ورزشکار در قالب سینما، همواره مورد توجه و علاقه بوده است و با توجه به این که یکی از پرطرفدارترین رشته‌های ورزشی در جهان، رشته مشت‌زنی بوده، بیشتر شخصیت‌های فیلم‌های این گونه سینمایی ناخودآگاه به قهرمان‌های دوست‌داشتنی تبدیل شده‌اند. به‌طور نمونه می‌توان به شخصیت سیلوستر استالونه در پنج‌گانه «راکی» و شخصیت‌های رابرت دنیرو و راسل کرو در فیلم‌های «گاو خشمگین» و «مرد سیندرلایی» اشاره کرد. با این حال نمی‌توان نمونه قابل توجهی از این قهرمان‌ها را در سینمای ایران نام برد. گاهی نقش‌های هاشم‌پور به این نوع قهرمان‌ها نزدیک می‌شد. 
قهرمان عاشق‌پیشه
لیلی و مجنون‌ها
این مدل از قهرمانان اتفاقا در سینمای ایران بسیار دیده شده‌اند و از آن‌جا که قصه‌هایی به سبک لیلی و مجنون و فرهاد و شیرین، ریشه در فرهنگ کهن ایرانی دارند، کماکان داستان‌هایی از جنس «سام و نرگس»، «آواز قو» و در این سال‌ها، نقش حمید فرخ‌نژاد در «به رنگ ارغوان» همواره مورد توجه بوده‌است. با این حال در سینمای هالیوود چند سالی است که عاشقانه قابل توجهی ظهور نکرده و از دوران کلاسیک با همفری بوگارت در «کازابلانکا» تا لئوناردو دی‌کاپریو در «تایتانیک»، به‌طور مشخص می‌توان به کریستین استیوارت» و «رابرت پتینسون» اشاره کرد که فاتحه سینمای عاشقانه را با مجموعه «گرگ و میش» خوانده‌اند. ویژگی قهرمان عاشق‌پیشه هم این است که از قواعد پیروی نمی‌کند و هر طور هست می‌خواهد به محبوبش برسد! اما در این بین یک شخصیت مانع از این اتفاق می‌شود و...  


قهرمان‌های سبک هندی
در کل بچه مثبت
این‌ها قهرمان‌های خیلی به‌خصوصی هستند زیرا هیچ نقطه تاریکی در زندگی‌شان ندارند، هرگز دچار اشتباه نمی‌شوند، مورد عشق و علاقه همه هستند، به نکات ریزی پی می‌برند که حتی «هرکول پوآرو» هم از درک آن‌ها عاجز است و معمولا هرگز لبخند نمی‌زنند! البته مقصودمان از نام‌گذاری «هندی» این نبود که این شخصیت‌ها مخصوص فیلم‌های هندی هستند زیرا به‌طور معمول در سینمای ایران هم بسیار دیده شده‌اند و گاهی شخصیت آن‌ها چنان پوشالی ساخته و پرداخته می‌شود که مخاطب جدی سینما را به خنده می‌اندازد. در سینمای ایران برای این نوع قهرمان می‌توان از فیلم‌های دهه 70 پورعرب یا همین سریال «ستایش» خودمان نام برد. 


ابرقهرمان‌ها
شگفت انگیزها
این دوست‌داشتنی‌های ریز و درشت که از دهه 1960 و از کتاب‌های مصور وارد دنیای سینما شده‌اند، کماکان در حال پیشرفت هستند و ظاهرا جا پای ماندگاری در سینمای هالیوود برای خود دست و پا کرده‌اند و قابل ذکر است که هر روز بر تعدادشان افزوده می‌شود. از سوپرمن و بتمن بگیر تا به امروز که «کاپیتان‌آمریکا» و «ثور» هم وارد سینما شده‌اند و کماکان نقش صندوقچه پر از طلا را برای صاحبان شركت‌هاي فیلم‌سازی بازی می‌کنند. مثلاً قرار بود فیلمی مثل «13 گربه روی شیروانی» ابر قهرمانی فانتزی داشته باشد که ابرقهرمانش کاریکاتوری شد. 
قهرمان‌های بد
تبهکاران دوست داشتنی
این قهرمانان به‌طور معمول عامل اتفاقات مثبتی در داستان نیستند، اما شور و هیجان اعمال مهم آن‌ها در طول فیلم، طرفداران بسیاری دارد. این افراد که عموما از سوی جامعه اطراف خود طرد شده‌اند اما در عین‌حال اصول اخلاقی و ویژگی‌های رفتاری منحصر به‌فردی دارند که سبب می‌شود با محیط اطراف و جامعه‌شان در تضاد باشند. این افراد با انجام اعمال شورشی و گاهی ناپسند، ماجراهای هیجان‌انگیزی خلق می‌کنند که می‌تواند مخاطبان بسیاری را به سینما بکشاند و حتی گاهی مخاطب علاقه داشته باشد که ضدقهرمان داستان، موفق هم بشود. از نمونه‌های فرنگی این قهرمانان می‌توان به شخصیت جیمز دین در فیلم «شورش بی‌دلیل» ، مارلون براندو در «وحشی»، رابرت ردفورد و پل نیومن در «بوچ کسیدی و ساندنس کید» و وارن بیتی و فی داناوی در «بانی و کلاید» و کمی جدیدتر به شخصیت جورج کلونی در فیلم «یازده یار اوشن» اشاره کرد. هاشم‌پور با تیپ زینال بندری در فیلم‌هایی مثل «تاراج» یعنی همان قاچاقچی کچلی که دوست داشتنی بود و به خاطر محدودیت سینمای ایران معمولاً در پایان فیلم با پلیس همکاری می‌کرد از معدود نمونه‌های این نوع قهرمان در سینمای ایران است. 

قهرمان‌های خوب
بچه مثبت بزن بهادر!
 این سبک از قهرمان‌سازی بیشتر در سینمای دهه‌های گذشته سینمای ایران و جهان رواج داشت و امروز اثر چندانی از آن‌ها به‌خصوص در سینمای ایران به چشم نمی‌خورد. قهرمان‌های خوب معمولا در یک اوضاع به‌هم ریخته داستانی پا به اثر می‌گذاشتند و پس از درست کردن مشکلات و خنثی کردن توطئه‌های شخصیت‌های بد داستان (البته با مرتکب شدن چند اشتباه کوچک)، فیلم را به پایان می‌رساندند. از نمونه‌های مشخص این نوع که در واقع سرراست‌ترین نوع شخصیت‌پردازی هم به شمار می‌روند می‌توان به نقش‌آفرینی‌های فرامرز قریبیان در فیلم «تجارت» و «فریبرز عرب‌نیا» در فیلم «ضیافت» مسعود کیمیایی و هم‌چنین تام کروز در فیلم «جنگ دنیاها» اسپیلبرگ اشاره کرد.
قهرمان نوآر
در دل تاریکی
ژانر نوآر که معرف حضور هست! فیلم‌هایی که در تاریکی شب و دود و تبهکاری می‌گذرد و یک قهرمان خسته و زخمی هم دارد، «محرمانه لس آنجلس» و «کیفر» حسن فتحی از نمونه‌های فراموش نشدنی این ژانر در سينماي خارج و داخل هستند.
 
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_eskandari
m_eskandari
٩٢/١١/٢٩
٠
٠
توي سينماي ايران فيلم خوب وجود ندارد البته الان رو ميگم اون زمان ما دهه شصتي ها عشقمون رفتن به سينما بود ولي الان از جلوش هم كه رد ميشيم حتي به تابلوش هم نگاه نمي كنيم
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
درباره تعطیلات و فرهنگ تعطیلی به بهانه احتمال اضافه شدن یک روز تعطیل دیگر به تقویم کشور از سال آینده

فیتیله چندتا تعطیله؟!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
پیشنهاد جیم برای تاسیس یک وزارت خانه جدید:

وزارت تعطیلات حواسش به همه شنبه‌ها هست

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨
گپی با قربان محمدپور کارگردان سلام بمبئی که فیلمش رکورد فروش در روز اول اکران را زد

سینمای من جشنواره‌ای نیست، برای مردم است

٩٥/٠٩/١٨