زماني براي پيدا شدن

زماني براي پيدا شدن

نویسنده :

مي‌ترسيدم، هر وقت فکرش را مي‌کردم که شايد توي تمام اين سال‌هاي گمشدنش زنده باشد و جايي زنداني، مي‌ترسيدم، دلم هري مي‌ريخت، يعني توي اين همه مدت چه اتفاقي برايش افتاده؟! يعني چه‌قدر سختي کشيده؟! چه‌قدر درد؟‌

امام صدر، آدمي که به بچه شيعه‌هاي جنوب لبنان چيزهايي را يادآوري کرد که سال‌ها فراموشش کرده بودند، آدمي که درست زماني که داشت بهترين‌ اتفاق‌ها را براي مردم لبنان به وجود مي‌آورد ناپديد شد، حالا درباره برگشتنش حرف‌هايي مي‌زنند! هر وقت زندگينامه‌اش را مي‌خوانم، يا کتاب‌هايش را ورق مي‌زنم يا ماجراي کارهاي مديريتي و سيستماتيک‌اش را مي‌خوانم، حالم يک جورهاي عجيبي خوب مي‌شود، يک جورهاي اميدوارکننده‌اي.

امام موسي صدر آدم عجيبي بوده، آدمي که بتواند چمران را در يک جا نگه دارد، آدمي که بتواند هويت مردم يک منطقه را زنده کند، آدمي که بتواند آدم‌ها را زنده کند و همين آدم، آدمي که حق بودن داشته باشد، حق به‌هم زدن معادلات پيچيده، حق زنده بودن و زنده کردن و اين حق از او گرفته شود.

اولين روزهاي ماجراي ليبي دوباره اين حس، اين حس ترسناک و خوشايند زنده بودنش توي دلم زنده شد و توي همه دل‌ها و لابد بيشتر از همه، توي دل آدم‌هايي که منتظرش هستند، آدم‌هاي که به دم مسيحايي‌اش احتياج دارند و لابد بيشتر از بيشتر خانواده‌اش.

اين‌که افسران رژيم ليبي بگويند زنده است و توي زندان‌هاي ليبي، اين که خود معمر قذافي بگويد که امام موسي از ليبي خارج نشده، اين‌که بعد از 32 سال اسم و خاطرات و ياد اين گمشده دوباره سر زبان‌ها و توي فکرها بيفتد مهم است، اين‌ها همه خوب است، اميدوار کننده است، خوشحال و نگرانت مي‌کند، اما نه به اندازه اين‌که بگويند که امام صدر ذخيره الهي روي زمين است، اين‌که بشنوي خداوند خواسته که زماني برگردد و نقش مهمي را هم داشته باشد، اين که احساس کني حوادث بزرگ‌تري توي دنيا در پيش است و حتي اگر اين اتفاقات نيفتد و نبيني، همين احساس خوب براي يک دنيا کافي است، براي آدم‌هايي که دلشان زندگي مي‌خواهد، دلشان مي‌خواهد زنده شوند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
مینیمال

مینیمال 535

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

من از شما می‌پرسم: آیا مشکل ما این است؟

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
ساختنیجات

جالباسی، از تولید به مصرف

٩٧/٠٢/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و انبار پر خودروسازان

٩٧/٠٢/٢٧