انقلابي سال 93
محرمانه مستقيم

انقلابي سال 93

نویسنده : وجيهه محمدپور

آدم‌ها زندگی‌شان را برای خیلی چیزها هزینه می‌کنند، چیزهایی که ادعا دارند آرمان زندگی‌شان است. یکی همه زندگی‌اش را هزینه می‌کند تا دکتر بشود، یکی جوانی‌اش را می‌دهد تا فوتبالیست شود، یکی سرمایه زندگی‌اش را می‌دهد تا بازیگر شود، یکی همه زندگی‌اش را می‌گذارد تا یک مدیر مطرح بشود یکی... خیلی‌ها زندگی‌شان را هزینه می‌کنند تا چیزی بشوند که دوست دارند و آرمان‌شان است. چند هفته پیش با یک جوان از حزب‌ا... لبنان مصاحبه می‌کردیم توی حرف‌هایش جمله‌ای گفت که ذهنم را درگیر کرده است. این جوان لبنانی مبارز می‌گفت دوست دارد شبیه اهل بیت(ع) باشد، دوست دارد برود بهشت و تا زمانی که توی این دنیا هست مطمئن نیست که می‌رود بهشت یا نه! می‌گفت تمام زندگی آدم می‌تواند جهاد باشد؛ جهاد در کار، جهاد در درس، جهاد در خانواده و... می‌گفت جهاد اصلی‌اش جهاد درونی است، این که با خودش و خواسته‌های درونی و جوانی‌اش مبارزه کند برای آرمان بزرگتری که اهل بیت (ع) پیش پایش گذاشته اند... جوان لبنانی خیلی شبیه انقلابی‌های سال 57 ما حرف می‌زد، همیشه تصور ما از آدم‌های انقلابی، آدم‌های دهه 50 بود، همان‌ها که انقلاب کرده بودند یا دیده بودند و همه می‌گفتند انقلابی بودن‌شان را مدیون شرایطی هستند که انقلاب ایران برای‌شان ایجاد کرده است. کلمه انقلابی بودن برای ما بیشتر یک نوستالژی است تا یک سبک زندگی. نوستالژی که سال 1357 و آدم‌های آن روزگار را در ایران به یادمان می‌آورد. اما حرف‌های جوان لبنانی بدجور هوای انقلابی بودن در سال 1392 را به سرم می‌اندازد، هوای انقلابی زندگی کردن را در سال 1392. یعنی همان سبک زندگی که ما توی سال 1357 محصورش کردیم. نگران خودم می‌شوم، نگران سبک زندگی‌ام می‌شوم. نگران این خیال راحت و آرام هم می‌شوم، نگران داشتن دغدغه‌های ساده و معمولی‌ام می‌شوم. نگران این که نگران نیستم. دغدغه ندارم غصه اقتصاد کشور را نمی‌خورم، نگران وضعیت آموزش و پرورش‌مان نیستم. برای کمبودهای این مملکت جوشی نمی‌زنم! سیاست داخلی و خارجی برایم چندان رنگی ندارد و... به جوان لبنانی و دغدغه و شيوه زندگی‌اش که فکر می‌کنم به سبک زندگی خودم که فکر می‌کنم، بدجوری نگران انقلابی نبودنم می‌شوم. انقلابی بودن یعنی جهادی زندگی کردن یعنی دغدغه داشتن و آرام نبودن! همان هزینه کردن جوانی‌مان، مال‌مان، جان‌مان و حتی علم‌مان برای آرمانی بزرگ‌تر و مهم‌تر. خیلی سخت نیست آدم بشود انقلابی سال 93، فقط کافیست ما هم جبهه جهادمان را پیدا کنیم. قرار است جان‌مان را هزینه کنیم یا قرار است وقت‌مان را برای آرمان‌های‌مان. حالا که سرمان را مثل کبک کرده‌ایم توی برف و چشم‌مان جلوی پایمان است حتما نمی‌توانیم به خودمان بگوییم انقلابی. حواس‌مان باشد هزینه‌هایی که داریم پای آرمان‌های شخصی‌مان خرج می‌کنیم، سنگین شده است، بهتر است زندگی‌مان را با چیزی معامله کنیم که ارزش بیشتری دارد. مطمئن باشید آرمان والای‌تان را که پیدا کنید خودتان آرام نخواهید نشست. آن وقت انقلابی زندگی کردن در سال 1393 را هم تجربه خواهید کرد.

نظرات کاربران
کد امنیتی