ذهن زیبا
ذهن زیبا

ذهن زیبا

نویسنده : سرویس ادب و هنر

ز مغروری کلاه از سر شود دور

مبادا کس به زور خویش مغرور

بسا دهقان که صد خرمن بکارد

ز صد خرمن یکی را برندارد

شیخ بهایی

1000- 925 ش

تو ماه شبانه نگاهم به ره باش

بیا تا بیکرانه به راهم نگه باش

من بی ماه رویت نبینم به سویت

بیا کز موی تو رسد دل به کویت 

ای یار و دلدارم ای آهوی مشکینم

گر آسمان بگذارد کام دل مسکینم

علی معلم دامغانی

1330 ش

این روزا کار گلدونا از شبنمی‌تر شدنه

آرزوی شقایقا یه شب کبوتر شدنه

این روزا آسمونمون پر از شکسته بالیه

جای نگاه عاشقت باز توی خونه خالیه

مریم حیدرزاده

1356 ش

روزی كه ز عشق تو شدم بی خبر از خویش 

دیدم كه خبرها همه از بی خبری بود

بی تابش مهر رُخت ای ماه دل افروز 

یاقوت صفت، قسمت ما خون جگری بود 

دردا، كه پرستاری بیمار غم عشق 

شب‌ها همه در عهده آه سحری بود

فرخی یزدی

1318 – 1268 ش

پشت چراغ قرمز، پسرکی با چشمان معصوم
و دستانی کوچک گفت: چسب زخم نمی‌خواهید؟
پنچ تا، صد تومن
آهی کشیدم و با خود گفتم: 
تمام چسب زخم‌هایت را هم که بخرم 
نه زخم‌های من خوب می‌شود نه زخم‌های تو...
حسین پناهی
1383 – 1335 ش
خبرت خراب‌تر کرد جراحت جدایی
چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی
تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی
به از این چه ارمغانی که تو خویشتن بیایی
بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی
شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی 
سعدی
671- 568 ش
- سلام علیکم
- علیک السلام، چه می‌خواستی؟
- هیچ، هیچ... فقط می‌خواستم حال‌تان را بپرسم
عمران صلاحی
1385 – 1325 ش
نظرات کاربران
کد امنیتی
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١١/١٠
٠
٠
:))
نسرین
نسرین
٩٢/١١/١٠
٠
٠
نه راهست این که بگذاری مرا بر خاک و بگریزی گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم
n_parak
n_parak
٩٢/١١/١٠
٠
٠
اگر شراب خوری جرعه ای فشان بر خاک * از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک
n_parak
n_parak
٩٢/١١/١٠
٠
٠
تاثیر کلام پناهی خیلی عمیق بود
n_parak
n_parak
٩٢/١١/١٠
٠
٠
ای بابا نمی دونم چرا اسمم رو می نویسم نسرین میگه کاربرناشناس اسم کاربری n_parakرو می نویسم بازم میگه کاربرناشناس
mohii-2
mohii-2
٩٢/١١/١٢
٠
٠
سلام علیکم...فقط میخواستم حالتان را بپرسم...