از نگهــداری بــیمـــــاران داوطلب تا نبود حمام به تعداد کافی
روایت یک خــــــبرنگار از وضـــعیت کمپ ره جویان وصال

از نگهــداری بــیمـــــاران داوطلب تا نبود حمام به تعداد کافی

نویسنده : محمد امین شرکت اول

به همراه مسئولان وارد کمپ می‌شویم و به سوله خوابگاه بیماران (معتادان بستری) می‌رویم. در ورودی سوله قفل است، نگهبان قفل در را باز می‌کند و ما داخل می‌شویم. سوله با دیوارهای گچی پیش ساخته به اتاق‌های مختلفی تقسیم شده است. هیچکدام از دیوارها تا سقف سوله ادامه ندارد.

وارد یک راهرو می‌شویم. سمت راست‌مان یک میز قرار دارد که انگار با کتاب‌های ‌رویش، نقش کتابخانه‌ کمپ را ایفا می‌کند. در یکی از اتاق‌ها که ظاهراً محلی برای استراحت خدمه کمپ است، حدود 15 بیمار «داوطلب» نگهداری می‌شوند که به گفته خودشان داوطلبانه و با پرداخت شهریه برای ترک مواد به این کمپ مراجعه کرده‌اند، با این حال امکاناتی که در اختیار این گروه از بیماران است تفاوتی با سایر معتادان ندارد. اولین چیزی که‌ با ورود به هر اتاقی نظرم را به خودش جلب می‌کند، بوی نامطبوعی است که به گفته مسئول کمپ به دلیل استفاده از بخاری‌ها ایجاد می‌شود. با این که پتو و بالش‌ها تمیز نیستند ولی تمامی بیماران دارای تخت و وسایل شخصی مجزایی هستند. بیشتر بیمارانی که در این کمپ بستری‌اند لباس‌های تمیزی به تن ندارند و نظافت ظاهری خوبی هم ندارند.

سمت چپ راهرو یک در وجود دارد که راه ورود به بزرگ‌ترین اتاق این سوله است. در این اتاق بزرگ یک بخاری بزرگ نفتی و یک تلویزیون قرار دارد که بیشتر بیماران این اتاق، اطراف این دو وسیله حلقه زده‌اند. در انتهای راهرو نیز دو سرویس بهداشتی و دو حمام قرار دارد که یکی از حمام‌ها نیز خراب است. البته به گفته مسئول آن‌جا، در این کمپ حمام و سرویس‌های بهداشتی دیگری هم وجود دارد. سمت چپ راهرو هم ورودی آشپزخانه است که توسط بیماران قدیمی و با سابقه کمپ اداره می‌شود.

بیشتر بیماران تمایلی به انجام مصاحبه نداشتند، یکی از معتادان مرا به کناری کشید و شروع به درد دل کرد. او مدعی شد: «بچه‌ها را این‌جا گرسنه نگه می‌دارند، وعده‌های غذایی‌شان در حدی است که اصلاً سیر نمی‌شویم، ظهرها همیشه چشم تمامی افراد به در آشپزخانه است تا یک تکه نان به آن‌ها بدهند، اعتراضی هم بکنند روی‌شان آب یخ می‌ریزند یا با باتوم می‌زنندشان. من بیماری پوستی گرفته‌ام، بدنم دانه می‌زند، به دکتر که گفتم، برایم دارو نوشت ولی با این‌که یک هفته‌ای هست می‌گذرد، هنوز دارویی به من نداده‌اند.» یک نفر دیگر نیز ‌گفت: «لیوان به تعداد ندارند، لیوانی که یک نفر در آن چای خورده را بدون آن‌که بشویند، برای نفر بعدی درونش چای می‌ریزند.»

البته مسئول کمپ در پاسخ به این ادعاها گفت: «کیفیت غذا خوب است و این‌ها هم بهانه است، دروغ می‌گویند»

نکته دیگری که بسیار برایم تعجب‌آور است، حضور یک نوجوان 17 ساله با جثه‌ای بسیار ضعیف در کنار سایر معتادان است، او علیرضا نام دارد و می‌گوید: از پنجم دبستان به واسطه همکلاسی‌هایم به هروئین و شیشه معتاد شدم، تا دوم راهنمایی بیشتر درس نخوانده‌ام. مرا به این کمپ آوردند تا شاید بتوانم ترک کنم.»

نظرات کاربران
کد امنیتی
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١١/١٦
٠
٠
این که بدتر از زندان شد .اگه اینطوریه پس چرا موندن و نمیرن جای دیگه؟
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

سر‌پل‌ذهاب با «ذال» نوشته می‌شود، نه با «ز» زلزله

٩٦/٠٨/٢٥
تلگجیم

تلگجیم 512

٩٦/٠٨/٢٥
فتوچاپ

فتوچاپ 512

٩٦/٠٨/٢٥
یادداشت

خدمت خالصانه

٩٦/٠٨/٢٥
درباره حضور پرتعداد بازیگران در جایگاه اجرا، به بهانه عبدی‌شو

پا تو کفش من نکن!

٩٦/٠٨/٢٥
پایان نامه

مثلا ما همه مقصریم ...

٩٦/٠٨/٢٥
روایت‌هایی درباره خرده رفتارهای ما در مقایسه با سبک زندگی پیامبر (ص) و امامان‌ معصوم‌مان(ع)

پدران ما و ما

٩٦/٠٨/٢٥
آنتن

جیم بدون نمک!

٩٦/٠٨/٢٥
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و دقت کردن

٩٦/٠٨/٢٥
جارچی

جارچی 512

٩٦/٠٨/٢٥
یادداشت

اندر حکمت قیمه و ماست!

٩٦/٠٨/٢٥
چهره هفته

سوشا در جستجوي پاتريك

٩٦/٠٨/٢٥
درباره جایزه‌های ادبی و کتاب سال ایران به بهانه برگزاری اولین دوره جایزه احمد محمود

قلم های مطلا

٩٦/٠٨/٢٥
شگرد

قبل از فروش گوشی آیفون‌ چه کنیم؟

٩٦/٠٨/٢٥
دات کام

ساوند کلاود؛ غنیمتی برای موزیک دوستان

٩٦/٠٨/٢٥
کافه جهان نما

اراک، دیاری در مسیر جاده ابریشم...

٩٦/٠٨/٢٥
گفت‌و‌گو با حجت الاسلام واعظ موسوی درباره سحر و جادو

سحر و جادو دکان است

٩٦/٠٨/٢٥
درباره تکنولوژی های پیشرفته و بستر فضای مجازی که می تواند در حوادث غیرمترقبه به کمک مردم بیاید

#تکنولوژی_غیرمترقبه

٩٦/٠٨/٢٥
مهدی برادران رئیس هیئت فوتبال استان خراسان در گفت و گو با جیم خبر داد

به دنبال حذف ورزشگاه ثامن نیستیم

٩٦/٠٨/٢٥
جانونی

مصداق بارز آفتابه لگن هفت دست، نباشیم!

٩٦/٠٨/٢٥
تبلیغات