اندر حکایت  ابو جارچی و محیط زیست
حکایت هفته

اندر حکایت ابو جارچی و محیط زیست

نویسنده : ایمان فروزان نیا-محمدحسین وکیلی

در کتاب اسرار الپیچان فی بیان الابوجارچی ابن جیم ابن خراسانی آورده‌اند که روزی ابوجارچی بر پشت بام خانه خویش نشسته بود و سیگار بر لب و قلیان بر دست مشغول دود و دم بود. ناگاه مریدان نعره زنان بر وی وارد شدند. لیک چون صحنه سیگار کشیدن پیرنا را دیدند، غم خویش فراموش کرده و نعره‌ها زدند و بر اعتیاد استادنا سخت گریستند. ناگاه ابن جیم سخت برآشفت که ای نادانان از چه رو گریه می‌کنید، حکمت فعل من را جز مشاور سازمان جهانی بهداشت نداند و چه خوش گفته است که « آلودگی هوا زیانش بیشتر از سیگار و قلیان است»، پس من به جای هوا، دود سیگار می‌خورم که آسیب کمتری ببرم. مریدان چون این ذکاوت استادنا شنیدند، از پشت بام خود را به پایین پرت کردند، لیک در بین راه یادشان آمد که برای سوالی نزد ابوجارچی آمده بودند، پس در بین زمین  و هوا پرسیدند، یا خفن؛ صادق زیباکلام گفته: «اصل 55 قانون اساسی مبنی بر حفاظت محیط زیست کشک است!» ابن جیم گفت: یعنی کشک از شیر می‌گیرند و شیر را از گاو و گاو هم در طبیعت ول است، پس حفظ طبیعت را چاره‌ای بیرون از طبیعت نباشد! مریدان چون این حکمت شنیدند خواستند که جامه بدرند، منتها چون قبلش از بام به پایین پریده بودند، بر زمین خوردند و جملگی نفله شدند و این از کرامات استادنا بود.

نظرات کاربران
کد امنیتی
m_razmi
m_razmi
٩٢/١١/١١
٠
٠
من خیلی از حکایت خوشم میاد.از همه مطالبش بیشتر.
تبلیغات
تبلیغات