رانت‌بازي سوهان روح جوان
محرمانه مستقیم

رانت‌بازي سوهان روح جوان

نویسنده : ایمان فروزان نیا

هر یادداشتی که نوشته می‌شود، برای نگارش آن دلیلی دارد. یکی از دغدغه‌هاي نویسنده نشأت گرفته، یکی حاصل پرخوری صاحب آن است! یکی از سرخوشی است و یکی از دشمنی و عداوت. ولی بعضی یادداشت‌ها مثل این یادداشت، از سر سوزش است، آن هم سوزش دل!

الان چند سال است که صحبت از تولید و ایجاد کار و سرمایه نقل مجالس و محافل است. من و امثال من جوان هم دوست داريم، به هر ضربی که شده خودشان را بچپانند در جریان تولید به جای این‌که به جمعیت دلالان و واسطه‌گران اضافه شوند و یک عمر آه و نفرین مردم را پشت سر خود داشته باشند.

تا این‌جای کار همه چیز درست به نظر می‌رسد، کلی جوان با انگیزه و توانمند داریم، مقدار زیادی هم خلا در تولید، هر عقل سالمی هم نتیجه می‌گیرد باید کلی تولید کننده جوان داشته باشیم. پس چرا نداریم؟!

جوابش در چند ماجرایی است که برای‌تان نقل می‌کنم.

 یک کودک 6 ماهه در یکی از شهرستان‌های استان کردستان، 40 میلیون تومان وام بانکی دریافت کرد!

 مجری برنامه تلویزیون، نصف شبی می‌گفت: مجوز تاسیس کارگزاری بورس را به کسی نمی‌دهند و نتیجه‌اش می‌شود ایجاد انحصار و ناز کردن صاحبان کارگزاری برای مردم!

 به پدرم که برای گرفتن یک غرفه در شب بازار به سازمان مربوطه‌ای در شهرداری رفته بود، گفتند، دیگر در شب بازار غرفه خالی نداریم. همان شب، در محل شب بازار، یک نفر مدعی شده بود با کمی شل کردن سر کیسه، از فردا می‌تواند پدرم را صاحب غرفه کند!

 و مجری آن نصف شبی با خنده می‌گفت مواردی از رانت بازی را که با آن برخورد داشتید، برای ما پیامک کنید، حتما پخش می‌کنیم و خوشحال بود که برنامه‌اش حسابی پر بازدید خواهد شد.

مگر این مسئولانی که می‌گویند تولید باید زیاد شود، فکر می‌کنند، جوان شلغم است؟! جوان احساس دارد، خیلی هم زیاد دارد، وقتی این رانت بازی‌ها را می‌بیند، وقتی می‌بیند برای انجام هر کار کوچک و بزرگ باید رابطه داشت، توی ذوقش می‌خورد، دل زده می‌شود. اصلا گیریم که توانست کاری را با زحمت و بدون مانع راه بیندازد، وقتی می‌بیند، یک نفر بدون ریختن حتی یک قطره عرق و تنها با داشتن سه تا «پ» (پول و پارتی و پررویی) می‌آید و ره 100 ساله را یک شبه طی می‌کند و آدم‌های زحمتکش را نه تنها پشت سر می‌گذارد، بلکه در چرخه رقابت زیر پا له می‌کند؛ آن موقع است که بی‌خیال کار تولیدی می‌شود. به خدا دلالی و واسطه گری نه مجوز می‌خواهد، نه سواد درست و حسابی، پولش هم بیشتر از کار تولیدی است.

با حلوا حلوا کردن هیچ دهانی شیرین نشده، در این چند سال، نه آن فهرست رانت خواران دانه درشت رو و نه برخوردی با متخلفان شد و نه حمایت درستی از تولید شد (و فقط منت یارانه تولید بر گردنشان ماند)، نه کمی تلاش برای حفظ اندک تولیدکنندگان موجود در این بازار پر تلاطم چینی‌زاسیون شده.

دستی دستی کاری نکنیم که جوان با معرفت و با غیرت ایرانی، چشمش را روی آرمان‌هایش ببندد و پیه انگل جامعه شدن را به تنش بمالد و دور کار آفرینی و تولید را خط بکشد و برود، سفت بچسبد به کار دلالی. یا شاید هم بیکار بنشیند در خانه و مشغول تخمه شکستن و دیدن برنامه‌های آخر شب تلویزیون شود و گوشی‌اش را بردارد و انواع و اقسام رانت‌هایی را که دور و برش دیده است برای آقای مجری پیامک کند.

نظرات کاربران
کد امنیتی