جواد «دایی» می‌شود
درباره جواد نكونام و رفتارهاي اخيرش

جواد «دایی» می‌شود

نویسنده : سید مصطفی صابری

فرقی نمی‌کند من و شمای فوتبال‌دوست، پرسپولیسی باشیم یا استقلالی، بازیکنان تیم ملی به خصوص وقتی قدیمی باشند و از همه مهم‌تر بازوبند تیم ملی را داشته باشند همیشه توی چشم هستند و هواداران فوتبال رفتار آن‌ها را رصد می‌کنند، چون این بازیکنان برای طرفداران هر دو تیم محترم هستند و از قضا رفتارشان در قبال هواداران حریف هم متفاوت از بازیکنانی است که ملی‌پوش هستند، یکی از این بازیکنان در مقطع فعلی جواد نکونام کاپیتان تیم ملی و هافبک سابق استقلال است که چند وقت قبل ناغافل تصمیم گرفت در آستانه دربی جلای وطن کند و در لیگ کویت توپ بزند. جواد پیش از شروع رقابت‌های این فصل لیگ برتر هم تصمیم داشت راهی لیگ یکی از کشورهای حوزه خلیج‌فارس شود که چون آن لیگ از یک نام جعلی استفاده می‌کرد و نکونام هم کاپیتان تیم ملی است، مسئولان فدراسیون و استقلال همت کردند و هرطور بود او را در استقلال حفظ کردند. اما جواد در آستانه جام جهانی و در سال‌های پایانی فوتبالش، استقلال را به شکلی عجیبی ترک کرد تا بتواند به دور از فشار فیزیکی و روانی لیگ ایران تا جام جهانی به سلامت به فوتبالش بپردازد، درآمد خوبی داشته باشد و بدون نگرانی از مصدومیت و ... فیکس تیم ملی در برزیل باشد. جواد از اولین بار که در سال 2001 بنا به اعتماد چیرو بعد از مصدومیت باقری و به دنبال حاشیه‌های کاویان‌پور فیکس تیم ملی شد تا الان استمرار خوبی داشته و سعی کرده دور از حاشیه‌ها باشد؛ البته این دوری به این معنا نیست که هافبک وسط تیم الکویت کویت ذاتاً بی‌حاشیه است، بلکه ماجرا به رفتار نکونام برمی‌گردد که هر چند موفقیت او را تضمین می‌کند اما او را از محبوبیت دور می‌کند. رفتارهای نکونام را می‌توان مشابه خط مشی علی دایی در انتخاب باشگاه و حضور در تیم ملی دانست. دایی هم در زمان بازی بسیار موفق بود اما محبوبیتش از امثال عابدزاده، خداداد، منصوریان و... به مراتب کمتر بود. دایی با مسئولان ورزشی و سیاسی رابطه خوبی داشت، با هیچ کدام از سرمربی‌های تیم ملی تقابل نداشت، همیشه سعی می‌کرد بازی کند برای همین هرتابرلین را به نیمکت بایرن و لیگ امارات را به نیمکت هرتا ترجیح می‌داد و همیشه پای ثابت اردوهای تیم ملی بود. در اوج مشکلات مدیریتی در فدراسیون یا کمپ‌های تیم ملی که بازیکنان از وضع موجود انتقاد می‌کردند دایی به کارش ادامه می‌داد اما به نظر می‌رسید به دست آوردن رکوردها بر بسیاری از مسائل برایش اولویت داشت، برای همین در وضعیتی که عابدزاده با پورحیدری مشکل داشت و به تیم ملی دعوت نمی‌شد، شاهرودی در روزهایی که تیم‌های بوندس لیگایی خواهانش بودند از تیم طالبی و چیرو دور می‌ماند و عزیزی به خاطر مصاحبه علیه سرپرست و مدیر تیم‌های ملی و انتقاد از بلازویچ و.... توسط هیچ کدام از سرمربی‌ها به تیم ملی دعوت نمی‌شد، دایی پای ثابت تیم ملی بود حتی اگر بازی‌های ضعیفی ارائه می‌کرد و از قضا همان کسی که با مربیان و مسئولان وارد چالش نمی‌شد در قبال همبازیانش شخصیت پر حاشیه‌ای داشت، طوری که فقط در مقطع کوتاهی از دوران حضورش در تیم ملی با استیلی، شاهرودی، سعداوی، عزیزی و بعدها کریمی و مهدوی‌کیا به مشکل خورد و برحسب تصادف هر بازیکنی هم که با دایی مشکل داشت به تیم ملی دعوت نمی‌شد، فرقی هم نداشت این مشکل در خلال بازی تیم ملی رخ داده یا اردوها یا در جریان یک بازی باشگاهی، مشابه اتفاقی که برای ایمان مبعلی و انصاریان افتاد و بعد از خطا روی دایی در لیگ، از حضور در تیم ملی محروم شدند. دایی در جام جهانی 2006 بازی کرد و با نمایش ضعیفش خاطرات خوبش را به راحتی پاک کرد و سوژه پیامک‌های مردم شد. اما از قرار این‌روزها همین رفتار دایی مابانه (!) در نکونام بروز دارد، مثل ترجیح بازی در تیم ملی به باشگاه آن هم در شرایطی که استقلال به رقم نتایج خوب، نیمکت مطمئنی ندارد و گاهی بازیکن ذخیره روی نیمکتش پیدا نمی‌شود و عجیب‌تر آن که درست مثل جام جهانی 2006 در آستانه جام جهانی 2014 برزیل هر کسی که با کاپیتان نکونام مشکل دارد، به تیم ملی دعوت نمی‌شود، از نام‌های بزرگی چون رحمتی و علی کریمی بگیرید تا بازیکنان جوانی مثل پیام صادقیان که معتقد است چون در دربی رفت روی نکونام خطا کرده به رغم درخشش به تیم ملی دعوت نمی‌شود. هر چند تمام این نکات می‌تواند در حد تحلیل یا سوءتفاهم باشد اما واقعاً جواد نکونام نمی‌توانست تا دربی صبر کند بعد از استقلال برود؟  

نظرات کاربران
کد امنیتی
t.m
t.m
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
:((((((((( اشکمو درآورد با رفتنش:(((((
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
شاید نه
پربازدیدتریـــن ها
روایت‌هایی درباره خرده رفتارهای زنان علیه زنان

وقتی برای زنان هم، زن و مرد دارد!

٩٥/١٢/٠٥
برگزیده سایت

نقطه سر خط به توان 3

٩٥/١٢/٠٥
شاخ هفته

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠٥
کافه جهان نما

لندن، شهر رمز و راز و باران در دل جزیره

٩٥/١٢/٠٥
مینیمال

روز مهندس مبارک!

٩٥/١٢/٠٥
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و مشاهده بشقاب پرنده در آسمان

٩٥/١٢/٠٥
شگرد خفن

ویژگی جدید تلگرام ویندوزی

٩٥/١٢/٠٥

فراز و فرودهای ادبیات عاشقانه از دیروز تا امروز

٩٥/١٢/٠٥
تلگجیم

تلگجیم 476

٩٥/١٢/٠٥
چهره هفته

کمدی-تراژدی کاندیداتوری بقایی

٩٥/١٢/٠٥
گپی با برگزیدگان مشهدی جشنواره سی و پنجم تئاتر فجر در یک شب برفی

کاش مسئولان، اندازه مردم به تئاتر توجه داشتند

٩٥/١٢/٠٥
ذهن زیبا

ذهن زیبا 476

٩٥/١٢/٠٥
نامه‌های دلبرانه‌ای که امروز در قالب‌کتاب به دست ما رسیده‌اند

از... به...

٩٥/١٢/٠٥

شغل: «دوستت دارم» نویسی

٩٥/١٢/٠٥
آنتن

همسایه‌های بی‌جک!

٩٥/١٢/٠٥
جارچی

جارچی 476

٩٥/١٢/٠٥
درباره عاشقانه نوشت‌ها و بلایی‌که ما آدم‌های عصر جدید بر سرشان آورده‌ایم

عاشق is typing...

٩٥/١٢/٠٥
فتوچاپ

فتوچاپ 476

٩٥/١٢/٠٥
به بهانه تغییر وزن‌های متوالی یکی از پلنگ‌های جویبار که این‌بار در فینال جام‌جهانی ضربه فنی شد

یزدانی به جای یزدانی!

٩٥/١٢/٠٥
روی پرده

نه خوب، نه جلف؛ متوسط!

٩٥/١٢/٠٥
تبلیغات
تبلیغات