ذهن زیبا
ذهن زیبا

ذهن زیبا

نویسنده : سرویس ادب و هنر

بر خیز و مخور غم جهان گذران

خوش باش و دمی به شادمانی گذران

در طبع جهان اگر وفایی بودی

نوبت بـه تو خود نیامدی از دگران

خیام 

510-427 ش

 

... ای دوست 

از من جان بخواه 

اما، فریاد سهم من است

چنان که سهم ابوذر بود... 

علیرضا قزوه

1342ش

 

پنهان شدی و در کلماتم رها شدی

با من رفیق بودی و از من جدا شدی

دیر آمدی به خاطرم ای نام ناشناس

با من چه دیر دوست شدی، آشنا شدی...

عبدالجبار کاکایی

1342ش

 

تا همسفر عشق است، در جاده تنهایی

از دست نخواهم داد، دامان شکیبایی

تا من به تو دل دادم، افسانه شده یادم

چون حافظ و مولانا در رندی و شیدایی

از عشق تو سهم من، همواره همین بوده است

رسوایی و حیرانی، حیرانی و رسوایی... 

سهیل محمودی

1339 ش


ما این کم و کاست را نمی‌دانستیم

دل آن چه که خواست را نمی‌دانستیم

باور کن اگر عنایت عشق نبود

دست چپ و راست را نمی‌دانستیم

جلیل صفربیگی

1352ش

 

از پله‌ها پائین رفتیم

در تاریکی پنهان شدیم

گل‌ها در عطر خود خوابیده بودند

عمران صلاحی

1385-1325 ش

 

پله آخرِ 

نسل سوخته

محاکمه در خیابان

سیدمصطفی صابری

نظرات کاربران
کد امنیتی
r_asma
r_asma
٩٢/١٠/٢٦
٠
٠
سوووووووووتی:بنشین و دمی به شادمانی گذران درسته