یادآوری باران کپی!
ایده‌های دو سریال «آوای باران» و «یادآوری» مقداری آشنا هستند

یادآوری باران کپی!

نویسنده : سید مصطفی صابری

این‌روزها دو سریال از سیمای کشورمان در حال پخش است که هر دو هم پرمخاطب شده‌اند و هر دو هم در شکل روایت و پیشبرد داستان فضایی غیر ایرانی دارند؛ اولی سریال «آوای باران» که بعد از «ترانه مادری» و «فاصله‌ها» تجربه تازه سهیلی‌زاده در سریال‌سازی است و دیگری «یادآوری» که اولین سریال تولیدی شبکه آی‌فیلم است و تجربه‌ای متفاوت برای تلویزیون کشورمان که در نگاه اول سریال‌های ماورایی ماه مبارک رمضان را به ذهن متبادر می‌کند اما تا نگارش این مطلب یک سر و گردن از همه آن‌ها بالاتر بوده است. از «آوای باران» شروع کنیم و فضای هندی مانندش که نوع داستان و ویژگی‌های شخصیت‌هایش، فرمول سریال‌های درجه دو ترکیه‌ای و کلمبیایی که از شبکه‌های ماهواره‌ای پخش می‌شدند را تداعی می‌کند. «آوای باران» داستان زندگی دختری است به نام باران که که پدرش مالک یک شرکت دارویی است و مادرش را هم از دست داده است، پدر با پاپوش نزدیکانش در ترکیه با حکم حبس ابد به زندان می‌افتد و دختر هم در اثر آزار و اذیت‌های قیم پدر که پسر عمه هم هست و همسر فولاد زره! پسر عمه از خانه فرار می‌کند و 20 سال بعد که پدر دختر ناغافل مشمول عفو می‌شود و از قضا آدم‌های بد که بیشتر اموال پدر باران را صاحب شده‌اند، دختر خودشان را که 9 سال از باران کوچکتر است را به جای باران قالب می‌کنند تا منافع‌شان به خطر نیفتد و باران هم که حالا خیلی شخصیت لمپنی دارد از گذشته‌اش فقط یک خال دارد و بس.... رازی که کسی نمی‌داند، آدم‌هایی که خیلی تابلو به خوب و بد تقسیم می‌شوند، فرزندی که گم شده و پدری که می‌خواهد فرزندش را پیدا کند، فرمول سریال مقداری آشنا است و با ترکیب یکی دوتا سریال ترکیه‌ای و کلمبیایی و مقداری ایرانیزه شدن تبدیل به اثری شده که احتمالاً خودش ادعای رقابت با سریال‌های ماهواره‌ای را دارد، سریال‌هایی مثل «در جست‌وجوی پدر» یا «تقدیر یک فرشته» که خیلی ناخواسته «آوای باران» شبیه آن‌ها درآمده و ... گویا قرار نیست با تغییر و ارتقای ذائقه مخاطب آن‌ها را به ندیدن آثار ماهواره‌ای ترغیب کنیم و چاره کار در نظر عوامل ماجرا این است که مثل آن‌ها باشیم تا مخاطب داشته باشیم! سطحی و قابل پیش‌بینی!! ردپای فیلمنامه‌نویس و کارگردان در «آوای باران» آن‌قدر به چشم می‌خورد که محال است بتوان برای داستان سریال و شخصیت‌هایش ما به ازای خارجی تعریف کرد. دایی طاها فقط یک دختر دارد، مادربزرگ دختر هم زود می‌میرد تا دختر که هیچ کسی را ندارد حسابی مورد اذیت نادر و زیور باشد، کوزت و الیور توئیست هم قاطی ماجرا می‌شوند و .... خانواده تناردیه از کوزت و شخصیتی که کودکان را استثمار کرده از الیور توئیست، تا جنس ماجرا جور باشد و تمام عناصر درام و خیر و شر و ... دور هم جمع باشند و صد البته همه این شباهت‌ها هم تصادفی است درست مثل اتفاقات سریال! از آن طرف شبکه «آی فیلم» سریال «یادآوری» را پخش می‌کند که با استفاده از تجربه سریال‌های به اصطلاح ماورایی و بهره بردن از نمونه‌های مشابه خارجی داستانی جالب و نو در مقیاس تلویزیون ایران را روایت می‌کند، آدم‌هایی که تجربه بازگشت از مرگ را دارند و حالا که به زندگی بازگشته‌اند توانایی‌های عجیبی پیدا کرده‌اند، سریال در طرح اولیه و ایده شباهت‌هایی به آثار آمریکایی مثل «قهرمانان» یا اندکی «فلش فوروارد» و... دارد منتهی مسیر درستی را برای این کار انتخاب کرده است و به اثر هویتی تازه داده که منحصر به خودش است. همان‌طور که در تمام این سال‌ها از ایده به‌ظاهر نخ نمای خون آشام‌ها و ومپایرها در اشکال مختلف فیلم و سریال موفق ساخته شده بدون آن‌که شباهتی به هم داشته باشند، لذا اصل استفاده از فضاسازی، ایده، فرمول پیشبرد داستان و شخصیت‌پردازی اتفاق بدی نخواهد بود به شرط آن‌که عوامل در این کپی برداری متوقف نشوند و از یک جایی به بعد داستان خود را با هویت خاص خود و شخصیت‌هایی بکر و تازه تعریف کنند.

نظرات کاربران
کد امنیتی