سیاهه‌ای زیر پوست
گشت و گذاری نامحسوس در وادی خالکوبی‌های مدرن

سیاهه‌ای زیر پوست

نویسنده : محمد امین شرکت اول

در گذشته‌ای نچندان دور «خالکوبی» فقط مختص مردان آن هم از نوع بزن بهادرها و زندان رفته‌ها بود. آن به اصطلاح لوتی‌ترها روی بازوی خود «سلطان غم مادر» را حک می‌کردند و عاشق پیشه‌ها هم نام معشوقه خود را روی ساعد دست‌شان می‌نوشتند. با گذشت زمان تصاویر شیر و پلنگ و گرگ و ماهی هم جای خودش را در میان این جملات دراماتیک باز کرد و اتفاقا عموهای محل را عجیب شیفته خود ساخت! طوری که بزرگی تصویر با میزان گنده لات بودن فرد برابری می‌کرد، چرا که به معنی تحمل و طاقت بیشتر زیر سوزن خالکوبی بود. اما حالا قضیه فرق کرده و رنگ و بوی جدیدی به خود گرفته؛ چند سالی است که شکل نوینی از خالکوبی‌های قدیمی توجه برخی از جوانان را به خود جلب کرده است، سوزن‌های داغ شده خالکوبی جای خود را به دستگاه‌های تاتو داده‌اند تا حتی تی‌تیش مامانی‌ها هم بتوانند در جای جای مختلف بدن خود نقش و نگاری حک کنند، نقش و نگاری که تا آخر عمر دست از سر آنان بر نخواهد داشت. اگر شما هم شیفته این طرح و رنگ‌ها شده‌اید، پیشنهاد می‌کنیم گزارش این هفته را از دست ندهید. 

در این گزارش خبرنگار جیم بدون معرفی خود و در نقش یک پژوهشگر اجتماعی توانسته است به محل مخفی انجام تاتو راه پیدا کند. 

 

ورود به اتاق سیاه

تمام پرده‌های مغازه پایین است. از داخل کوچه چیزی مشخص نیست، داخل که می‌شوی اولین چیزی که در آن فضای تمام سیاه نظرت را به خودش جلب می‌کند پاکت قرمز رنگ سیگار است که روی میز افتاده.

پسر جوانی که خودش را بهزاد خالکوب معرفی می‌کند ما را به اتاقک مخفی پشت آینه می‌برد یا به قول خودش اتاق «آرامش» که با یک صفحه نوپان رنگی از محیط آرایشگاه جدا شده است. تمام دیوارهای اتاقک پر شده از طرح‌های متنوعی از انواع خالکوبی‌ها. او همان طور که به سوالات ما پاسخ می‌دهد به کار مشتری خودش هم می‌رسد، جوانی که دیگر بی‌حسی در او اثر کرده است! 

 

خ مثل نقاشی خطرناک!

سر صحبت را باز می‌کنم و از بهزاد درباره تحصیلاتش می‌پرسم، می‌گوید لیسانس معماری دارد، ولی چون درآمد این کار از درآمد یک معمار بیشتر است و البته کارش هم بسیار راحت‌تر، این حرفه(!) را به عنوان شغل خود انتخاب کرده است. بهزاد ادعا می‌کند: این کار یک نوع هنر است، من از کودکی نقاشی کردن را دوست داشتم، این هم یک نوع نقاشی کردن است، نقاشی زیر پوست.

 

همه چیز از سربازی شروع شد!

خالکوبی کوچک روی دستش را سوغات دوران سربازی می‌خواند و می‌گوید: در سربازی خالکوبی‌های دوستانم را دیدم و با چند نفر که خودشان خالکوبی می‌کردند آشنا شدم و از بازار و درآمد این کار مطلع شدم، تصمیم گرفتم بعد از سربازی به دنبال این کار بروم. او بعد از سربازی  به تهران می‌رود و پیش چند نفر از - به قول خودش - اساتید این کار آموزش‌های لازم را می‌بیند! 

 

عملی کاملاً بهداشتی!

او مدعی است خالکوبی‌هایش عوارضی ندارند! جالب اینجاست که بهداشتی بودن کارش را تنها با یک بار مصرف بودن سوزن توجیه می‌کند و ادامه می‌دهد: با این حال در طی انجام تاتو  به احتمال خیلی زیاد پوست فرد زخم و محل انجام تاتو خونی می‌شود که اگر مراقبت نکنیم احتمال وجود عفونت زیاد است. همچنین تا چند روز (بستگی به ناحیه‌ای که تاتو انجام می‌شود) التهاب ایجاد می‌شود. عمل تاتو معمولا درد شدیدی ندارد، اما من از آمپول بی‌حسی موضعی استفاده می‌کنم. بعد از انجام تاتو روی آن را یک روز کامل می‌بندیم و بعد از آن هم تا یک هفته باید از کرم‌های مخصوص استفاده کرد.

 

راه خیلی سخت «برگشت»

این جوان خالکوب می‌گوید: برای از بین بردن تاتو راه‌های مختلفی وجود دارد، یکی از راه‌های آن استفاده از رنگ بدن است، یعنی دوباره روی همان محل تاتو را با رنگی که هم رنگ بدن خودشان است تاتو کنند البته مثل روز اول نمی‌شود و پوست به دلیل جوهر زیر خود کمی متورم باقی می‌ماند و زیاد دید جالبی ندارد، روش پزشکی آن هم لیزر درمانی است ولی هزینه آن خیلی سنگین است و از یک میلیون شروع می‌شود و شاید تا 100 میلیون تومان هم هزینه داشته باشد، قدیم که این امکانات نبود، از سیر استفاده می‌کردند و محل تاتو را به مدت زیادی با سیر خام می‌بستند ولی این کار سوزش بسیار شدیدی دارد و هر کسی نمی‌تواند آن را تحمل کند، من همیشه به کسانی که برای تاتو کردن پیش من می‌آیند می‌گویم که با فکر تصمیم بگیرند و حدالامکان در قسمت‌هایی که در دید خودشان هست تاتو نکنند تا زیاد در دیدشان نباشد چون حتماً از آن طرح خسته می‌شوند و تصمیم به از بین بردن آن می‌گیرند. راه برگشت به سادگی راهی که طی کرده‌‌اند نیست!

 

بچه پول دارها، مشتری ثابت تاتو! 

جملات بهزاد به خوبی دیدگاه او به حرفه و مشتریانش را نشان می‌دهد: بیشتر کسانی که تاتو می‌کنند پسر‌های جوانی هستند که پدری پول‌دار دارند و برای جلب توجه و یا برای کل کل با دوستانشان می‌آیند این جا و تاتو  می‌کنند، جالب اینجاست که اکثرشان وقتی برای اولین بار دستگاه و سوزن‌های بزرگ این کار را می‌بینند جا می‌خورند و حتی برخی به خاطر ترسیدن از آن سوزن‌ها از تاتو کردن منصرف می‌شوند. از او درباره قیمت یک تاتو و هزینه‌ای که از مشتریانش می‌گیرد، می‌پرسم که می‌گوید: خیلی قاعده خاصی ندارد، بیشتر به مشتری بستگی دارد! من حتی مشتری‌های زیادی در تهران و کیش و جاهای دیگر دارم که حتی حاضرند برای من بلیت رفت و برگشت هواپیما هم بگیرند تا بروم و آن‌ها را خالکوبی کنم، البته بیشتر آن‌ها هم دلال و واسطه هستند که من را به بچه پولدارها معرفی می‌کنند و مقدار پول هم بابت همین معرفی می‌گیرند.

 

پول‌هایی که برای هیچ صرف می‌شود

به گفته او دستگاه‌های تاتو معمولا به صورت قاچاق از تایلند وارد کشور می‌شوند و حداقل قیمت آن‌ها 5 میلیون تومان است. او درباره رنگ‌های استفاده شده نیز می‌گوید: بهترین رنگ‌ها هم از تایلند می‌آید، همه می‌گویند آمریکایی است ولی اصلش تایلندی است، قیمت رنگ‌ها از بسته‌ای 15 هزار تومان شروع می‌شود تا 300 هزار تومان، البته یک نوع رنگ‌ هم که به رنگ‌های گِرمی معروفند وجود دارد که هر گرم حدود 50 هزار تومان است. علت این تفاوت قیمت هم در میزان ثباتی است که رنگ‌ها دارند، یعنی بعد از انجام تاتو چقدر رنگ واقعی حفظ می‌شود و تغییر رنگ رخ نمی‌دهد.

 

از اون خوشگلاش کار کن

می‌پرسم بیشتر کسانی که برای تاتو این جا می‌آیند طرح تاتوی خودشان را انتخاب کرده‌اند یا از روی طرح‌های تو انتخاب می‌کنند؟ خنده‌ای می‌کند و می‌گوید: «اکثر کسانی که اینجا می‌آیند یا طرح تاتوشان را شب قبل در ماهواره دیدند یا روی بدن دوست‌شان، یک عده هم می‌آیند این‌جا و از روی این طرح‌ها انتخاب می‌کنند، جالب اینجاست که اکثرشان هم معنی و مفهوم هیچ کدام از این طرح‌ها را نمی‌دانند؛ مثلا یک مشتری که چند وقت پیش آمده بود و یک نماد شیطان پرستی را انتخاب کرده بود، وقتی دلیلش را پرسیدم فقط گفت: «معنی آن را نمی‌دانم، ولی مهم اینه که قشنگه!» بعد که معنی اون طرح رو بهش گفتم کلا بی‌خیال تاتو کردن شد!

 

تاتو؛ وسیله‌ای برای اثبات عاشقی

وقتی کار خالکوبی مشتری که روی صندلی نشسته بود تمام می‌شود با او وارد صحبت می‌شوم، هر چند خیلی تمایلی به گفت‌وگو و معرفی خود ندارد. او یک طرح کوچک چینی برای پشت کتف خود انتخاب کرده که معنیش «عشق» می‌شود. از او درباره دلیل این کارش می‌پرسم، می‌گوید: الان دیگه خالکوبی مد شده، منم به خاطر اثبات عشق به نامزدم پشت کتفم را با این کلمه چینی خال کوبی کردم. به گفته خودش هنوز 22 ساله است و برایش زود است که بخواهد برود سر کار، می‌گوید پدر من تاجر است و به راحتی می‌تواند خرج مرا بدهد و من نیازی نمی‌بینم که وقت خودم را با کار کردن تلف کنم!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
برگزیده سایت

انتقال پیام در کمترین کلمات

٩٥/١٠/٢٣
کافه جهان نما

سیستان و بلوچستان شبیه هند به اصالت ایران

٩٥/١٠/٢٣
جالباسی

از درازآویز تزئینی به نام کراوات تا پیراهن واتو

٩٥/١٠/٢٣
جارچی

اصغر لالا

٩٥/١٠/٢٣
۵ ویژگی ممتاز از مرحوم آیت‌ا... اکبر هاشمی‌رفسنجانی‌که جوان‌ترها کمتر شنیده‌اند و بزرگترها احتمالا فرا

شیخِ کبیر

٩٥/١٠/٢٣
به بهانه خریدهای نجومی تیم‌های چینی و پیشنهادهای اغواکننده‌شان به ستاره‌های جهان فوتبال

چین چون پول

٩٥/١٠/٢٣
شاخ هفته

آرمان های بر باد رفته

٩٥/١٠/٢٣
فتوچاپ

فتوچاپ 470

٩٥/١٠/٢٣
پایان‌نامه

ارائه حق تیر برای وام ضروری

٩٥/١٠/٢٣
در گفت‌و‌گو با «حسام اسلامی» کارگردان مسابقه جالب تلویزیونی «خانه ما»

نمی‌خواهیم خانواده‌ها را نصیحت کنیم

٩٥/١٠/٢٣
بک بسته پیشنهادی گرم برای شب‌های طولانی زمستان

زندگی با بهانه‌های کوچک خوشبختی

٩٥/١٠/٢٣
آنتن

اندر حکایت شیرینی های صفجه آرا

٩٥/١٠/٢٣
سایت خوب

بهترین راهنمای آنلاین دکور و دیزاین خانه را بشناسید

٩٥/١٠/٢٣
مینیمال

مگه خرسیم آخه؟

٩٥/١٠/٢٣
مسئولان و سیاستمدارانی که حالا پایشان در یکی از شبکه‌های‌اجتماعی‌ فیلتر دیگر هم باز شده

#سیاستمداران_توییتری

٩٥/١٠/٢٣
خواندنی‌های زندگی اولین لژیونر والیبال بانوان ایران

مائده ُسمان خراش

٩٥/١٠/٢٣
«پیمان طالبی» گوینده مسابقه «خانه ما»

برنامه های رقابتی جذاب هستند

٩٥/١٠/٢٣
ذهن زیبا

ذهن زیبا 470

٩٥/١٠/٢٣
تلگجیم

تلگجیم 470

٩٥/١٠/٢٣
جارچی

حسام علیه شبکه های تلویزیونی

٩٥/١٠/٢٣
تبلیغات
تبلیغات