رويانيان؛ معادله پيچيده سياست و فوتبال!
یادداشت

رويانيان؛ معادله پيچيده سياست و فوتبال!

نویسنده : مرتضی اخوان

1| آن‌گاه که پاستورنشینان وقت، بند کفش سردارشان را برای ورود به عرصه پر طمطراق فوتبال سفت می‌کردند، حتی به ذهن‌شان نمی‌گذشت که روزی عصای دست‌شان، بلای جان‌شان شود. محمد رویانیان، سردار خوشنام دولت نهم و دهم که با طعم سوخت و بنزین سر سفره‌های مردم نشسته بود و هر از گاهی با تحویل لبخندی ژکوند به دوربین‌های تلویزیونی اندک شهرتی برای خود در میان افکار عمومی دست و پا کرده بود، جا پای مهره‌ای سوخته گذاشت. مهره‌ای که دیگر برای پاستورنشینان حنایش رنگی نداشت. حبیب کاشانی که در مجلس نتوانسته بود حسابش را با حامیان اسطوره سرخ‌ها، یعنی علی دایی صاف کند، مجبور به ترک ساختمان ارتش سرخ شد تا محمد رویانیان مهره کارکشته دیگر دولت برای تصدی پست مدیرعاملی باشگاه مردمی پرسپولیس عازم فوتبال شود.

2| سردار با حمایت کامل دولتیان وقت و بدون این‌که حتی یک تصویر با شورت ورزشی داشته باشد (!) مدیریت باشگاه مردمی فوتبال کشور با بیش از 30 میلیون هوادار دو آتشه را به عهده گرفت. باشگاهی که دست‌کم هر آن‌چه برای مرد محاسن سفید راهنمایی و رانندگی و ستاد سوخت کشور نداشت، لااقل شهرت و محبوبیتی صد چندان به همراه داشت. رویانیان در بدو ورود به لطف زبان رسانه‌ای که داشت توانست بر بسیاری از حواشی به کمک حمایت روسای دولت، فائق آید و باشگاه پرسپولیس را در همان سال اول حضورش به لطف پول‌های بیت‌المال تا دندان مسلح کند. ریخت و پاش اساسی در فصل نقل و انتقالات آن‌قدر دل هواداران را به دست آورد که رویانیان به سرعت چهره‌ای محبوب نزد هواداران ارتش سرخ شد. اما ارتش رویانیان در نخستین سال حضورش در لیگ برتر با عهده‌داری مدیریت سردار یک مشکل اساسی داشت؛ علی دایی!

3| «علی دایی»! این شعار یک صدای سکوها بود. سکوهای ملتهبی که به طرز شگفت‌انگیزی برابر هر نتیجه‌ای که پرسپولیس می‌گرفت نام «دایی» را که از قضا پیش از آن چندان محبوب هواداران نبود، را صدا می‌زدند. آن‌قدر این پروسه استمرار پیدا کرد تا بالاخره سردار امسال تصمیم گرفت برای حل مسئله سرخ‌ها و جلوگیری از بی‌آبرویی برای کارنامه‌اش که به آن می‌نازید دست به قمار بزرگی بزند! سردار سیاس ارتش سرخ ورق را برگرداند و «علی دایی» را که تا دیروز دشمن درجه یک او بود به عنوان سرمربی به نیمکت وسوسه‌انگیز قرمزهای پایتخت دعوت کرد. دعوتی که از سوی دایی اجابت شد!

4| رویانیان آن‌قدر مرد سیاست بود که در اواخر عمر دولت محمود احمدی‌نژاد به یک‌باره به حامیان خود پشت کرد و درست زمانی که مردان وزارتخانه در دولت دهم خواستار کنار گذاشتن دیگر مهره‌شان، محمد رویانیان، همچون مهره قبلی حبیب کاشانی بودند او دست به دامان ریسمان قطور و البته پوسیده (!) ارتش سرخ شد تا بر مسند باقی بماند. جو رسانه‌ای که محمد رویانیان به پا کرد، با حمایت پیشکسوتان پرسپولیس و البته هواداران که رویانیان را به خاطر ولخرجی‌هایش دوست داشتند و به او دل و البته امید بسته بودند، سبب شد تا عمر کوتاه دولت دهم به برکناری رویانیان قد ندهد و مرد سیاسي همچنان بر مسند بماند.

5| روند حذف نیروی سیاسی دولت گماشته، با روی کار آمدن وزیر ورزش دولت یازدهم هم کلید خورد. روندی که البته این‌بار هم تا زمان نگارش این یادداشت به یمن قدرت سیاسی مرد اول ارتش سرخ با شکست رو به رو شده است. رویانیان که به عنوان یک رجل سیاسی وارد عرصه ورزش شد حالا آن‌قدر ریشه‌های قدرتش در ورزش قطور شده است، که حتی سیاسیون هم نمی‌توانند او را از مسند قدرت پایین بکشند. شاید این ویژگی منحصر به فرد فوتبال این پدیده ناب اجتماعی است که سبب شده سردار ارتش سرخ حالا دمار از روزگار برخي سياسيون در آورد! آیا محمد رویانیان فارغ از عملکردش در باشگاه پرسپولیس که مثبت بوده یا منفی می‌تواند در جنگ با سیاست بر مسند باقی بماند؟!

نظرات کاربران
کد امنیتی