رازهـــــای یک وبلاگ نویس خجــالتی
روی پرده

رازهـــــای یک وبلاگ نویس خجــالتی

نویسنده : احسان رحیم زاده

نام فیلم سر به مهر

نویسنده و کارگردان هادی مقدم‌دوست

خلاصه داستان «سر به مهر» روايت دختری تنها و خسته است که کمک‌‌هاى يک دوست باعث بهبود شرايطش مى‌‌شود، اما دختر داستان «سر به مهر» براى معرفى اين دوست به ديگران شهامت کافى ندارد و...

بازیگران لیلا حاتمی، آرش مجیدی و خاطره اسدی

جوایز فیلم‌ شایسته تقدیر در دومین جایزه گفتمان انقلاب اسلامی و برنده سیمرغ بلورین بخش کارگردانی نگاه نو مسابقه فیلم‌سازان اول در جشنواره فیلم فجر سال گذشته.

فیلم «سر به مهر» نخستین و تنها فیلم سینمای ایران است که در آن کارگردان به موضوع نماز و نیایش و جایگاه آن در زندگی فردی و اجتماعی می‌‌پردازد. در دیگر فیلم‌‌های ایرانی بنا به اقتضای داستان یا بدون بهانه سکانس‌‌هایی از نماز خواندن شخصیت‌‌ها را دیده‌‌ایم. ولی تا به‌‌حال فیلمی که دغدغه اصلی‌‌اش نماز خواندن یا نخواندن شخصیت محوری قصه باشد نداشته‌ایم. «صبا»ی داستان (با بازی لیلا حاتمی) دختر جوانی است که با انواع گرفتاری‌‌های ریز و درشت همچون تنگناهای اقتصادی، غربت و تنهایی، نداشتن کار مناسب و ... دست و پنجه نرم می‌‌کند. اما در میان همه این مشکلات آنچه برای او دردسرساز می‌‌شود مسئله‌‌ای به ظاهر قابل حل است. او فردی کمرو است و از این که دیگران نماز خواندنش را ببینند خجالت می‌‌کشد. همین مشکل ظاهراً ساده گره اصلی فیلم‌نامه را تشکیل می‌‌دهد و به موتور محرکه داستان بدل می‌‌شود. از همین مقدمه کوتاه می‌‌توان فهمید که با فیلمی دینی و معنوی طرف هستیم و نباید منتظر بروز ماجراهایی پر فراز و نشیب در دل قصه باشیم. چالش اصلی داستان از جنس کشمکش‌‌های درونی است که هر فردی ممکن است با خودش داشته باشد. هیچ کسی مانع نماز خواندن «صبا» نمی‌‌شود؛ ولی او به‌‌دلیل روحیات خاصی که دارد نمی‌‌تواند عبادتش را عیان سازد. ضرباهنگی که «مقدم دوست» برای فیلمش انتخاب کرده متناسب با ریتمی است که یک فیلم دینی باید داشته باشد. فیلم در تمام لحظاتش به خط اصلی قصه وفادار می‌‌ماند و خیلی به شاخه و برگ‌‌های اضافه نمی‌‌پردازد. امتیاز مهم فیلم‌نامه در شخصیت‌‌پردازی، ارائه انسانی معمولی و قابل درک از جنس آدم‌‌های زندگی روزمره شهری است. صبا نه گرایش‌های عرفانی دارد و نه به لحاظ مذهبی در دسته‌بندی خاصی قرار می‌‌گیرد. او همچون انسان‌‌های دیگر با مشکلاتی مواجه است و فکر می‌‌کند از طریق عبادت و نیایش با پروردگار می‌‌تواند از بن‌‌بستی که در آن گرفتار شده نجات پیدا کند. وبلاگ‌‌نویسی صبا و ارتباط صمیمانه‌‌اش با دیگر وبلاگ‌‌هاي اینترنتی کارکردی دوگانه در فیلم پیدا می‌‌کند. صبا از این طریق خودش را به عنوان یک شخصیت امروزی و تحصیل کرده به مخاطب معرفی می‌‌کند و همچنین خیلی از درددل‌‌ها و دغدغه‌‌هایش را از طريق وبلاگ به گوش دیگران می رساند. ضمن این که علاقه افراطی او به وبلاگ‌‌ها  نشان از منزوی بودن و خجالتی بودنش دارد. همچنین عنوان «آرام باش» که در پیشانی وبلاگ صبا نقش بسته، تاکید دوباره‌‌ای بر آرامش از دست رفته شخصیت اصلی فیلم محسوب می‌‌شود. اما آنچه به باورپذیری روایت لطمه می‌‌زند اغراق بیش از حد در نمایش برخی کنش‌‌های شخصیت اصلی است. مثلاً در سکانسی از فیلم می‌‌بینیم که صبا برای نماز خواندن مسیر طولانی خانه تا فرودگاه را طی می‌‌کند و خودش را به نمازخانه فرودگاه می‌‌رساند. در نگاهی نمادین فرودگاه مفاهیمی چون پرواز و صعود را در ذهن زنده می‌‌کند که می‌‌تواند ارتباطی معنایی با نماز داشته باشد. ولی احتمال این که در عالم واقعیت کسی دست به چنین کاری بزند خیلی کم است. مقدم‌دوست در اولین تجربه کارگردانی‌‌اش سراغ سوژه‌‌ای رفته که فراگیری زیادی ندارد. تعداد افرادی که از نماز خواندن خجالت می‌کشند آن قدر زیاد نیست و شخصیت صبا درصد کمی از افراد جامعه را نمایندگی می‌‌کند. آنچه در ادبیات ما به وضوح دیده می‌‌شود کنایه به افرادی است که اتفاقاً در مقابل شخصیت «صبا» قرار می‌‌گیرند. یعنی افرادی که در چاه تزویر می‌‌افتند، در حالی که رابطه عمیقی با خداوند ندارند.

نظرات کاربران
کد امنیتی