ذهن زیبا
ذهن زیبا

ذهن زیبا

نویسنده : سرویس ادب و هنر

صبح

قطره نوری است

که نشت می‌کند

عصر

باد و هوا پاکش می‌کنند

شمس لنگرودی

 

حدود پر زدنم را به من نشان داده است

همان که بال نداده است و آسمان نداده است

حسین جنتی

 

خنده دار است، نه؟

در آن بازی

زمین می‌خوردیم و

زخمی می‌شدیم

در این بازی

زخمی می‌شویم و

زمین می‌خوریم

 واهه آرمن

 

در این زمانه بی های و هوی لال پرست

خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست

محمدعلی بهمنی 

 

خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی

چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی

تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی

چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیابی

سعدی

 

لحظه بغض نشد حفظ کنم چشمم را

در دل ابر نگهداری باران سخت است

کاظم بهمنی 

 

ای کاش دوباره مثل سابق بشوی

یک آدم مهربان و عاشق بشوی

برگردی و ملّی بکنی نام مرا

در صنعت شعر من «مصدّق» بشوی

پویا صداقت

 

پرنده از همان شاخه‌ای می‌پرد

که بر آن نشسته است

کسی که می‌آید 

حتماً می‌رود

علیرضا روشن

 

ترجیح می‌دهم از آدم به دور باشم

تا با آدم‌هایی که از من دورند باشم...

بیتا امینی 

 

قبل از آن‌که جنازه‌ام را به خاک بسپارند

وصیت می‌کنم

روی سنگ قبرم بنویسند

«چه قدر گفتم من بی تو می‌میرم»

ناصر رعیت‌نواز

 

ای غم، تو که هستی از کجا می‌آیی؟

هر دم به هوای دل ما می‌آیی

باز آی و قدم به روی چشمم بگذار

چون اشک به چشمم آشنا می‌آیی

قیصر امین‌پور

نظرات کاربران
کد امنیتی
ارغنون
ارغنون
٩٢/١٠/١١
٠
٠
استاد محمد علی بهمنی ..