مردي شبيه اسمش

مردي شبيه اسمش

نویسنده :

اولش فکر مي‌کردم خب چرا حضرت علي توي همه سخنراني‌هايش، پاي همه منبرهايش، همه خطبه‌هايش، از خودش مي‌گويد، از خانواده‌اش، از پيامبر و نسبتي که با او دارد، از کارهايي که کرده، از ياري که به پيامبر رسانده، از افتخاراتش، از بزرگي‌هايش، بعد فکر مي‌کردم چرا توي همه اين‌ها هي به مردم تذکر مي‌دهد، هي سعي مي‌کند بگويد، حواستان باشد‌، هي خط و نشان مي‌کشد، هي حرف‌هاي معمولي را زياد مي‌گويد. نهج‌البلاغه که مي‌خواندم حواسم پي اين چيزها بود. حضرت علي(ع) برايم آدم بزرگي بود که درک نمي‌کردم چرا براي حرف‌هايش اين همه توضيح داده!

حالا که بزرگ شده‌ام، حالا که آدم‌هاي خوب را مي‌بينم، تازه مي‌فهمم چرا امام علي عزيز ما از خودش مي‌گفته، چرا به جاي اين که حرفش را رک و پوست کنده بگويد، اول ماجراي پيامبر را مي‌گفته اول نسبش را مي‌گفته، آدم‌هاي بزرگ بايد راهي پيدا کنند تا آدم‌هاي کوچک آن‌ها را بشناسند، بعد حرفشان را بزنند تا شنيده شود، مي‌خواسته که به آدم‌هاي کوچک دور و برش يادآوري کند، چون اين آدم‌ها بارها و بارها ثابت کرده‌اند که يادشان رفته و زير پا گذاشته‌اند، همان 25 سال را هم اگر فقط حساب بکنيم، کافي است براي شناختن آدم‌هاي نادان دو ر و بر حضرت امير. آن‌قدر نادان و کوچک بودند که هي بايد براي‌شان توضيح مي‌داده، هي بايد چيزهاي کوچک را بارها و بارها براي‌شان مطرح مي‌کرده تا بفمند، تازه آخرش هم که مثلا فهميدند را هم شنيديم که چه شد! دارم به اوضاعي فکر مي‌کنم که در آن زندگي مي‌کرده و رهبري مي‌کرده و کمک مي‌کرده به همان‌هايي که حرفش را نمي‌فهميدند يا خودشان را به نفهميدن مي‌زدند. شايد با ديدن سريالي به عظمت مختارنامه بود که معلومم شد حضرت با چه موجوداتي طرف بوده و چه جور آدم هايي را نصيحت مي کرده و چه قدر دلم سوخت، دلم به حال بزرگيش سوخت و به حال کوچکي آدم‌هاي دور و برش که چه قدر بدبخت بودند که اين بزرگي را نديدند و نشنيدند يا خودشان را به نديدن و نشنيدن زدند.اين روزها بيشتر از هميشه جاي خالي‌اش را احساس مي‌کنيم، شب‌هايي شبيه همان شب‌ها که تا سحر روشن نگهش مي‌داشته، اين بار نه به چراغ که با دست‌هاش. اين شب‌ها دارم به بزرگي‌اش فکر مي‌کنم به اسمش به مردي که شبيه اسمش بود، بزرگ و بلند مرتبه.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
درباره فردوسی و ادبیات حماسی به مناسبت روز بزرگداشت این شاعر نامی

حکیم زبان فارسی

٩٦/٠٢/٢٨
برگزیده سایت

اضافی‌ها را قیچی کنید!

٩٦/٠٢/٢٨
کافه جهان نما

چین، سرزمین دیوار بلند اعتماد

٩٦/٠٢/٢٨
گزیده‌هایی درباره بهداشت فردی در فصل گرم

خرده جنایت‌های شهروندی!

٩٦/٠٢/٢٨
دات کام

روباتی برای نجات حجم اینترنت‌شما

٩٦/٠٢/٢٨
شاخ هفته

روزی روزگاری وبلاگ نویسی

٩٦/٠٢/٢٨
جارچی 486

اندر حکایت فردای انتخابات

٩٦/٠٢/٢٨
شگرد خفن

نکات طلایی مرورگر که تا به حال نمی‌دانستید

٩٦/٠٢/٢٨
درباره الکساندر نوری که به یکی از شگفتی‌های امسال بوندس لیگای آلمان تبدیل شده است

نور علی نور!

٩٦/٠٢/٢٨
یادداشت شفاهی

مردم هنوز هم به ادبیات‌حماسی نیازمندند

٩٦/٠٢/٢٨
مینی‌ها

مینی 486

٩٦/٠٢/٢٨
کوتاه و خودمانی درباره این‌که چرا شرکت در انتخابات خیلی خیلی خیلی مهم است

می‌سازمت به رای

٩٦/٠٢/٢٨

ایران، یک کیس خاص

٩٦/٠٢/٢٨
جالباسی

دمپایی‌های الماس نشان!

٩٦/٠٢/٢٨
مینیمال

شورای خوشگل‌ها

٩٦/٠٢/٢٨
گفت‌وگوی جیم با «رضا علیپور» قهرمان سنگ نوردی جهان

خوشحالم توانستم رکوردی را به نام ایران ثبت کنم

٩٦/٠٢/٢٨
خیلی کوتاه و مختصر درباره دلایلی که رای دادن را لازم می‌کند

يك رد گزينه جمع و جور!

٩٦/٠٢/٢٨
وقتی «کافه بازار» جای نفس کشیدن به رقبایش را نمی‌دهد حتی اگر بهتر باشند

#فروشگاه_اندرویدی

٩٦/٠٢/٢٨
پایان‌نامه

پنج‌شنبه چه بنویسم

٩٦/٠٢/٢٨

«رای دادن» لازم است ولی کافی نیست

٩٦/٠٢/٢٨
تبلیغات
تبلیغات