کمبریج  از ما خواست کلاس‌های‌مان را  غیر مختلط  برگزارکنیم!
گزارشی از گفت‌وگوی جیم با مسئول یکی از موسسه‌های بزرگ زبان مشهد

کمبریج از ما خواست کلاس‌های‌مان را غیر مختلط برگزارکنیم!

نویسنده : مریم ملی

این همه درباره زبان و کلاس زبان گفتیم ولی بحث‌مان یکه به قاضی رفتن می‌شد اگر با کسی که در این حوزه مشغول فعالیت است و سال‌ها به بچه‌ها و بزرگ‌های این شهر زبان یاد داده، گفت‌وگو نمی‌کردیم. راستش در مورد کلاس‌های زبان یک سری نکات و حواشی هست که ترجیح دادیم با مسئول یکی از موسسات بزرگ زبان‌آموزی مشهد، به بحث و تبادل نظر بنشینیم. به دلیل این که ایشان در این گفت‌وگوی ۱۵۰ دقیقه‌ای که در دفتر جیم برگزار شد، بتوانند راحت حرف‌شان را بزنند، اسم ایشان و موسسه‌شان را نیاوردیم تا او هر چه دل تنگش می‌خواهد بگوید که گفت و بعضی‌هایش را ما چاپ کردیم!

تب کلاس زبان رفتن در بالاشهر! 

گفت‌وگوی ما با این مدیر موسسه با تب کلاس زبان رفتن و این که اخیرا مد شده هر کسی حداقل یک ترم کلاس برود شروع می‌شود: «دانستن زبان انگلیسی در دنیای الان یک نیاز واقعی است اما در آموزشگاه ما هستند کسانی که به خاطر چشم و هم‌چشمی و دختر خاله و پسر عمه به کلاس می‌آیند و به همین دلیل بعد از ۳-۲ ترم عطای زبان‌آموزی را به لقایش می‌بخشند! نظرسنجی‌های ما درباره همین مسئله در آموزشگاه‌های‌مان در نقاط مختلف شهر نتایج جالبی را به همراه داشت؛ مثلا این که در مناطق بالاشهر زبان‌آموزی بر اساس نیازهای کاذب، بیشتر از مناطق پایین‌شهر دیده می‌شود. جالب است بدانید در منطقه‌ای از شهر که اتفاقا به لحاظ اقتصادی متمول نیست، خانواده‌ها کلاس زبان را یک نیاز واقعی برای فرزندشان می‌دانند و حاضرند در این اوضاع اقتصادی شهریه‌های ۸۰ تا ۱۱۰ هزار تومان بپردازند تا فرزندشان زبان یاد بگیرد».

مکالمه‌های خط قرمزی ممنوع!

وی در ادامه صحبت‌هایش تاکید داشت که آخرین روش آموزش زبان، آموزش با مکالمه است و به همین دلیل معتقد بود حتما باید به کلاس زبان رفت و در محیطی قرار گرفت که همه با هم انگلیسی صحبت می‌کنند. بحث به اینجا که رسید از وی درباره حد و حدود مکالمات در کلاس زبان‌ها پرسیدیم. مي‌خواستم بدانم چرا به بهانه زبان‌آموزی در این کلاس‌ها، مدرس وارد حاشیه‌های زندگی شخصی یا حتی اعتقادات مذهبی زبان‌آموز می‌شود: «وظیفه ما این است که اساتید مجرب جذب کنیم، با قانون‌هایی که وضع می‌کنیم بر کارشان نظارت کنیم و شرایط مناسبی برای کلاس‌ها فراهم کنیم. مثلا در مورد همین مکالمات که اشاره داشتید، از اساتید خواسته‌ایم نگذارند مکالمه‌ها به حاشیه برود و به بحث‌های نامربوط کشیده شود. ما به اساتید گفته‌ایم که زبان‌آموزها باید راجع به موضوعات مورد نظرشان به انگلیسی حرف بزنند و شما نباید مانع آن‌ها بشوید، اما اگر بحث به حاشیه‌ و موضوعات خط قرمزی کشیده شد شما باید کلاس را مدیریت کنید، آن بحث را عوض کنید و ادامه ندهید. طبیعی است که همه افراد قانون را رعایت نکنند یا حتی در مواردی معدود خودشان به حواشی دامن بزنند، به همین دلیل مجبور شده‌ایم برخی از اساتیدمان را اخراج کنیم، با این که در بین همین اساتید اخراجی بوده‌اند کسانی که سطح دانش‌شان خیلی بالا بوده ولی اخلاق حرفه‌ای را رعایت نکرده‌اند و ما عذرشان را خواسته‌ایم. درباره کلاس‌های مختلط هم نکته‌ جالبی برای ما پیش آمد. ما وقتی می‌خواستیم مجوز دانشگاه کمبریج – که یک مجوز معتبر در عرصه زبان‌آموزی دنیاست - را برای موسسه‌مان بگیریم، ۱۰ شرط برای ما گذاشتند که یکی از آن‌ها همین مختلط نبودن در کلاس‌ها بود! فکرش را بکنید یک دانشگاه که قطب آموزش زبان دنیاست چنین شرطی را برای ما در یک کشور اسلامی قرار می‌دهد! وقتی دلیلش را پرسیدیم گفتند چون به تجربه برای ما ثابت شده که در کلاس‌های مختلط، دخترها کمتر حرف می‌زنند و بنابراین یاد نمی‌گیرند و پسرها کاذب و غلو شده حرف می‌زنند و کمتر پیشرفت می‌کنند». 

پیش به سوی کتاب‌های وطنی

به ذهنم رسید که شاید یکی از دلایل این مکالماتی که به حاشیه می‌رود، کتاب‌هایی باشند که در موسسات آموزش زبان تدریس می‌شوند. به این مدیر موسسه گفتم که باید قبول کنیم این کتاب‌ها سبک زندگی غربی را ملاک قرار داده‌اند و گاهی برخی از اشکالاتی که در کلاس‌های زبان پیش می‌آید، به دلیل همین متن‌های مغایر با فرهنگ ماست. به نظرم این کتاب‌ها در باطن‌شان به دنبال ترویج سبک زندگی غربی هستند، که ایشان این‌گونه پاسخ داد: «برای یادگیری زبان جدید لاجرم با فرهنگ جدیدی آشنا می‌شویم، در حقیقت ما داریم زبان را به ضمیمه فرهنگش آموزش می‌دهیم، اما این نباید به معنای پذیرش فرهنگ آن‌ها تلقی شود. در کل نکته شما را قبول دارم و به همین دلیل است که موسسه ما به فکر تالیف و تدوین کتاب‌ها و از آن مهم‌تر روش‌هایی است که سازگار با سبک زندگی و فرهنگ خودمان باشند. این طرح که از ۲ سال پیش شروع شده و احتمالا ۲ سال دیگر اولین کتاب‌ها و محصولاتش وارد بازار می‌شود، زیر نظر اساتید مجرب داخلی و خارجی به خوبی پیش می‌رود و امیدواریم با یک کار مستمر بتوانیم به یک نظام آموزشی ایرانی- اسلامی در زبان‌آموزی برسیم. ما در این کتاب‌ها از شخصیت‌های جهان اسلام و ایران و مشاهیر علمی یاد کرده‌ایم یا به جای چهره‌های عموما مسئله‌دار ورزشی و هنری غربی، از چهره‌های سالم‌تر و مثبت‌تر استفاده کرده‌ایم. برای ما جالب نبود، زمانی که می‌خواهیم شعبه دیگری از آموزشگاه‌مان در کشوری دیگر تاسیس کنیم و زبان‌آموزهای آن‌جا از ما کتاب بخواهند، کتاب آکسفورد را معرفی کنیم. وقتی ادعای صاحب سبک بودن داریم باید کتاب مخصوص خودمان را هم داشته باشیم».

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
«عملیات غیر ممکن» یا چگونه باب گفت‌وگو با بزرگ‌ترها را درباره مسائل جنسی‌مان بازکنیم؟

اسمشو ببر

٩٦/٠٧/٢٧

مشکل درد عشق را حل نکند مهندسی

٩٦/٠٧/٢٧
با نمایش چند فیلم مستند بالاخره سکوت درباره معضلات جنسی تا حدی شکسته شد

گپ جنسی

٩٦/٠٧/٢٧

فصل‏های زندگی

٩٦/٠٧/٢٧
مروری گذرا بر برنامه‌های دولتی برای رفع بحران جنسی جامعه

خانه‌های عفاف... شاید، اگر، باید؟!

٩٦/٠٧/٢٧
چهره هفته

محسن به خدا تو مسلمان نیستی!

٩٦/٠٧/٢٧
بالاخره راه حل مشکلات و بحران‌های جنسی جوانان چیست؟

یک پایان اصغرفرهادی‌طور

٩٦/٠٧/٢٧
شاخ هفته

لطفا سرگرمی‌ام بمان

٩٦/٠٧/٢٧
ناصرخان آکتور سینما

از سلطان قلب‌ها تا اسب سردار!

٩٦/٠٧/٢٧
آنتن

ما و هندوانه‌هایمان!

٩٦/٠٧/٢٨

«حالا خورشید» حالا جذابیت

٩٦/٠٧/٢٧

دلم به بازی خوشه

٩٦/٠٧/٢٧
فتوچاپ

فتوچاپ 508

٩٦/٠٧/٢٧
روایت‌هایی درباره ما و کاری که ورزش با ما می‌کند

قهرمانی را بچسب پهلوانی کیلویی چند؟

٩٦/٠٧/٢٧
به بهانه آویخته شدن کفش‌های ستاره برزیلی میلان و رئال

خداحافظ کاکا!

٩٦/٠٧/٢٧
مینیمال

سینگل بازنشست منم!

٩٦/٠٧/٢٧
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٦/٠٧/٢٧
پایان‌نامه

آمارگیری فرهنگی رفتاری!

٩٦/٠٧/٢٧
جارچی

جارچی 508

٩٦/٠٧/٢٧
شـرکت «نینتـندو» با عرضه کنسول جدید خــــود، یک بازگشت شکوهمند به بازار گیم داشت

#ته_تغاری_نسل_هشتمی

٩٦/٠٧/٢٧
تبلیغات