من زبان می‌دانم پس زنده‌ام!
چرا بلد بودن زبان انگلیسی به درد بخور است

من زبان می‌دانم پس زنده‌ام!

نویسنده : نرگس رضاپور

کلاسِ کلاس زبان رفتن، این روزها خیلی زیاد شده. در یک کلاس می‌بینی آدم‌های مختلف با سن‌های متفاوت با تحصیلات متفاوت کنار هم نشسته‌اند و قدم قدم با هم بالا می‌روند. حالا بعضی‌ها از اول می‌دانند برای چه دنبال زبان رفتند، بعضی‌ها هم آخر کار می‌فهمند، بعضی‌ها هم هیچ وقت نمی‌فهمند که نتیجه نصف عمر را در کلاس‌های زبان گذراندن، چه شد!؟

بفهمم تو دنیا چه خبره؟

وقتی قرارداد می‌کنند که فلان زبان بشود زبان بین‌الملل دیگر انگار حوادث، اتفاقات واخبار همه جای دنیا هم به همین زبان رخ می‌دهد. کسانی که می‌خواهند جزو نفرات اول در گرفتن این اخبار باشند، اول باید زبانش را بفهمند. زبان دانستن کار خبرنگاران و نویسندگان زیادی را در داخل کشور راه می‌اندازد. 

 

می‌خواهم دکتر، مهندس شوم

آینده نگری هم بد نیست! آمدید و فردا روزی در رشته‌تان متخصص شدید. آن وقت چطور می‌خواهید نظرات خود را به صاحب نظران همین رشته، در همه دنیا برسانید. چه طور در مکالمه با آن‌ها سعی می‌کنید کم نیاورید؟! چه بسا که زبان انگلیسی برای متخصص شدن در اکثر علوم رایج در کشور ضروری است. در زبان‌ندانی دانش‌آموخته‌های دوره کارشناسی همین بس که در کنکورهای ارشد و دکتری کسی اگر زبان را ۵۰ درصد بزند، حتی با درصدهای پایین در دروس تخصصی، احتمالا قبول می‌شود!

 

سلام دنیا

شاید از شدت مهمان‌نوازی‌مان باشد که حتی اگر با احتمال یک در میلیون رخ دهد، باز هم دوست نداریم رهگذر خارجی را در حالی که دنبال آدرس فلان جاذبه گردشگری شهرَت که آوازه‌اش به آن ‌سر دنیا رسیده، می‌گردد در خیابان معطل ببینیم. جدای از این حس بشر دوستانه، داشتن مهارت گفت‌وگوی آسان، دوستانه و بی‌دردسر با زبانی غیر از زبان مادری نه فقط در خیابان که در چت‌روم‌های بین‌المللی، شبکه‌های اجتماعی و اپلیکیشن‌های موبایلی برای برخی‌ها جذابیتی دارد که می‌تواند با هر میزان پول در جیب، روانه آموزشکده‌ها کند.

برای استفاده از هر ابزاری که فکرش را بکنی 

اگر اهل لذت بردن از مکالمه نباشید، باز هم برای استفاده از ابزارهای پر کاربردی مثل کامپیوتر، دوربین‌های عکاسی، گوشی‌های تلفن همراه و... حتی اگر روی‌شان ‌نرم‌افزارهای فارسی‌ساز نصب شده باشد، باز هم نیازمند دانستن حداقل‌هایی از زبان انگلیسی هستیم. برای تامین این نیاز شاید لازم نباشد فلان مدرک زبان را بگیریم یا در بهمان دوره تخصصی مکالمه شرکت کنیم، اما باز هم باید به سراغ زبان بین‌المللی برویم.

 

برای درآوردن نان شب 

انگلیسی را برای پول درآوردن هم می‌توان یاد گرفت. هم به عنوان مترجم حرفه‌ای، هم یک راهنمای گردشگری، بازاریاب و... . جدای از این‌که اساس ورود به بعضی از شغل‌ها مثل تجارت الکترونیک، زبان انگلیسی است. بسیاری از ابزارها و نرم‌افزارهایی که با زبان ‌بین‌المللی در اختیار ما قرار دارد، می‌تواند وسیله‌ای برای امرار معاش و کسب درآمد باشد.

 

برای تبلیغ با چند زبان

حتما شنیده‌اید که این روزها در حوزه‌های علمیه چه قدر تاکید به یادگیری زبان دوم که هیچ زبان سوم و چهارم و... است. یعنی هر طلبه مسلط به حداقل دو زبان خارجی باشد تا بتواند مبلغ خوبی برای دین باشد. علاوه بر طلبه‌ها، خیلی‌های دیگر هم برای همین دنبال زبان انگلیسی رفته‌اند که در سفر به کشورهای دیگر یا در فضاهای مجازی و شبکه‌های گروهی، بتوانند حداقل از ایده و منش خود دفاع کنند.

 

برای بیان پیشرفت خودم

از لزوم دانستن زبان انگلیسی برای ورود به دانشگاه‌های خارج از کشور که بگذریم، تحصیل در برخی از رشته‌های دانشگاه‌های داخلی هم به ترجمه نیاز دارد و ترجمه هم به بلد بودن زبان انگلیسی متکی است. از این‌ها گذشته اگر فردی به دنبال ادامه تحصیل باشد، از رزومه‌اش گرفته تا انواع مصاحبه‌های علمی، مقالات، پژوهش‌ها و خلاصه ثبت هرگونه پیشرفت علمی‌اش در جهان با توجه به قوانین موجود، تنها با زبان انگلیسی میسر است. بنابراین برداشتن ‌قدم‌های مختلف علمی در بسیاری از رشته‌های دانشگاهی به زبان انگلیسی وابسته است.

 

می‌خواهم فیلم ببینم!

گفتن ندارد که این روزها دیدن فیلم، سریال، مسابقات، حتی بازی کردن در گیم‌نت‌ها و فرهنگی‌ترش خواندن کتاب و رمان‌های خارجی تولید شده در شرق تا غرب، همه به دانستن سطوحی از زبان نیاز دارد. این روزها نه فقط برای سرگرم شدن، که برای بهره‌مندی از محصولات فرهنگی درست و حسابی هم باید زبان بلد بود.

نظرات کاربران
کد امنیتی