زبان دوم + فرهنگ دوم
نگاهی گذرا به عمومی شدن زبان‌آموزی یا تب کلاس زبان رفتن...

زبان دوم + فرهنگ دوم

نویسنده : نرگس رضاپور

قدیم‌ترها آن زمان که خیلی از ماها دوران شیرین نوزادی را سپری می‌کردیم، اغلب تنها دانشجوهایی که برای ارائه علم جدید یا گرفتن مدرک‌شان گرفتار ترجمه متون آن ‌ور آبی‌ها شده بودند؛ محتاج زبان بودند که یا دست‌ به دامان اساتید فرنگ رفته‌شان می‌شدند یا اینکه مشتری معدود کلاس‌های زبان سطح شهر. همزمان با بزرگترشدن‌مان دیدیم که از آن‌‌ور آب فقط مقاله‌های علمی نیست که به این‌ور می‌آید.ولي در اين زمانه، از انواع سرگرمی ومحصولات فرهنگی بگیر تا وسایل مرتبط با شغل‌های جدید، همه نیاز به دانستن زبان داشت که دیگر دانشجو و غیردانشجو نمی‌شناخت. همزمان با نصب شدن یکی پس از دیگری تابلوهای آموزشکده‌های زبان انگلیسی، خانواده‌ها به این فکر افتادند که زبان بین‌المللی را از بچگی به فرزندان‌شان یاد بدهند تا به وقت نیاز دست‌شان خالی نباشد و سریع‌تر پیشرفت کنند... بازار كلاس زبان‌ها روز به روز گرم‌تر مي‌شد... خلاصه این‌که کلاس زبان رفتن خیلی سریع مد شد تا خودش و هزینه‌هایش را در سبد آموزشی بسیاری ‌از خانواده‌ها قرار داد. اما این روزها که بچه دبستانی‌های دور و برمان هم‌زمان با الفبای فارسی،A B C D یاد می‌گیرند و کلاس زبان برای خیلی از نوجوان‌ها و جوان‌ها، جزئی از برنامه‌های هفتگی‌شان شده است، فرهنگ و سبك زندگي مربوط به زبان دوم در كنار زبان‌آموزي منتقل مي‌شود، بعضي‌ها معتقدند اين دغدغه درست و بجا گريزي ندارد ولي آيا واقعا چاره‌اي نيست؟

نظرات کاربران
کد امنیتی