ساندويچ‌مغز!
به بهانه پنجاه و ششمين سال درگذشت مردي که خيلي زياد مي‌دانست

ساندويچ‌مغز!

نویسنده :

چشم‌هايتان را ببنديد و جهان را بدون نابغه‌اي مثل اينشتين تصور کنيد. البته اين‌را قبول دارم که خيلي از دانشجوها خصوصا دانشجويان فيزيک واقعا اين دنيا را دوست دارند!، دنيايي بدون اينشتين!! اما از قديم گفته‌اند: «براي يک بي‌نماز که در مسجد را نمي‌بندند!» ما خيلي هم اينشتين را دوست مي‌داريم. خيلي‌هاي ديگر هم همين احساس ما را دارند؛ نشان به آن نشان که کمتر کسي در اين دنيا پيدا مي‌شود که اينشتين را نشناسد. اما زندگي اينشتين آن‌قدر بالا و پائين داشته که حتما چيزهايي پيدا مي‌شود که تا به‌ حال درباره‌ او نشنيده‌ايد. ما اين مطلب را براي همين نوشته‌ايم.

آقاي اينشتين کاشف رابطه نسبيت است؛ همان رابطه‌اي که هنوز خيلي‌ها معتقدند مهم‌ترين کشف قرن بيستم است؛ همان قانوني که رابطه جرم و انرژي را نشان مي‌دهد و من و شما توي کتاب‌هاي دبيرستان يک چيزهايي درباره‌اش ياد گرفتيم؛ همان E=mc2 معروف خودمان. اين رابطه همان است که بعدها مقدمه انرژي اتمي شد. براي همين، انرژي هسته‌اي که حالا مهم‌ترين موضوع اقتصادي سياسي دنياست، به طور اساسي مديون اينشتين است. همين تئوري در ظاهر بسيار ساده نسبيت، پايه ساخت و عملکرد موشک‌ها و سفينه‌هاي فضايي، ليزرها و ابزارهاي نوري هم هست. با شروع جنگ‌جهاني دوم، يک دانشمند مجارستاني به نام «اشزيلرد» براي دولت آمريکا خبر آورد که آلماني‌ها در فکر ساخت بمبي هسته‌اي هستند! اما کسي حرف‌هاي اين بابا، اشزيلرد را گوش نداد و از او اصرار و از آمريکايي‌ها انکار! اما اين آقا چون از آن سيريش‌هاي روزگار بود، بي‌خيال قضيه نشد و چيزي که به ذهنش رسيد اين بود که دست به دامان اينشتين شود مگر حرف او را باور کنند. اينشتين هم که مي‌دانست چه خبر است، مرام گذاشت و حرف‌هاي همکار مجارستاني‌اش را تائيد کرد و در سال 1939 همراه چند دانشمند ديگر نامه‌اي به رئيس‌جمهور وقت آمريکا که «روزولت» بود نوشتند و خطر سلاح هسته‌اي را به او هشدار داد. امضاي اينشتين که آن روزها مهم‌ترين دانشمند دنيا محسوب مي‌شد، آمريکايي‌ها را به تکاپو انداخت که از رقيب اروپايي‌شان عقب نيفتند و بالاخره برنده اين ماراتن کسي نبود جز آمريکا. اما بازندگان اين ماراتن هم خيلي زود مشخص شدند: مردم ژاپن! با اينکه انيشتين در ساخت بمب اتمي هيچ نقشي نداشت، اما بعدا بارها و بارها از نوشتن آن نامه ابراز پشيماني کرد.

انشيتين در سال 1921 برنده جايزه نوبل فيزيک شد و نه به دليل نظريه نسبيت، بلکه به دليل کشف اثرات فوتوالکتريک نور. اينشتين تئوري‌هاي ديگري درباره خواص الکترومغناطيسي مواد، قوانين اتمي عناصر، مکانيک، جاذبه، ترموديناميک و کيهان‌شناسي هم دارد، که تعداد بسيار زيادي از آن‌ها تازه و بعد از اين همه سال با آزمايش‌هاي پيچيده ثابت شده‌اند. حالا اين‌که آقاي نابغه اين همه سال پيش چگونه به اين نتايج رسيده است را بايد يادتان باشد تا در آن دنيا از او بپرسيد! در کل اينشتين بيش از 300 مقاله علمي و 150 مقاله غير علمي منتشر کرد که جالب است بدانيد مقالات غيرعلمي‌اش بيشتر درباره مباحث ضدجنگ، خداشناسي، فلسفه و انسان‌دوستي است. اين را هم بدانيد که امروز در سراسر دنيا بيش از 30 دانشگاه به نام آلبرت اينشتين است و علاوه بر جايزه آلبرت اينشتين که هر سال به يک فيزيکدان تعلق مي‌گيرد، جايزه ديگري به نام جايزه صلح اينشتين وجود دارد که به دانشمندان برتر صلح‌طلب اعطا مي‌شود. اين را هم بدانيد که از طرف مجله معتبر «تايم» و براساس نظرسنجي‌ها، اينشتين به عنوان «مرد قرن بيستم» معرفي شده است. به همه اين افتخارات اضافه کنيد تصوير پروفسورهاي نابغه حواس‌پرت اما دوست ‌داشتني در کتاب‌ها، فيلم‌ها و کاريکاتورها را که بيشترشان از آلبرت اينشتين الهام گرفته شده و تمام اين سال‌ها زندگي ما را با نمک‌تر کرده‌اند.

اگر هنوز هم به اهميت اين مرد پي نبرده‌ايد، به ياد بياوريد که اگر اينشتين را نداشتيم، به همه هم‌کلاسي‌هاي باهوش، خرخوان و عينکي‌مان چه‌طوري تيکه مي‌انداختيم؟! خوب است بدانيد که اين تيکه‌پراني‌ها جهاني است و يک بچه مثبت تمام عيار، در هر کجاي دنيا که باشد، به او مي‌گويند: «اينشتين!!»

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
مینیمال

مینیمال 535

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

من از شما می‌پرسم: آیا مشکل ما این است؟

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
ساختنیجات

جالباسی، از تولید به مصرف

٩٧/٠٢/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و انبار پر خودروسازان

٩٧/٠٢/٢٧