طرح ضربتی سواد دهی!
پایان نامه

طرح ضربتی سواد دهی!

نویسنده : سعید برند

به نظر من یکی از عمده‌ترین مشکلات سازمان میراث فرهنگی کم سوادی نیروی انسانی آن است! دوستان میراث فرهنگی قبل از این که لیچارجات خود را به بنده عنایت کنند، اندک درنگی بفرمایند تا عرض کنم که این جمله قصار نظر بنده نیست و همانا نظر قائم مقام و معاون میراث فرهنگی، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و از این قبیل مسائل است آن هم در نشست خبری تشریح عملکرد 100 روزه این سازمان! البته حجت سه راهکار هم پیشنهاد داده از جمله جذب باسوادان با برگزاری آزمون، برپایی کلاس‌های آموزشی ضمن خدمت و در نهایت منتقل کردن نیروهای کم سواد به سازمان‌های وابسته. اما اگر شما هم جزو مدیرانی هستید که زبانم لال پی به کم سوادی نیروهای انسانی خود برده‌اید، ما برای شما راهکارهای بسیار سریع‌تری سراغ داریم:

1- ثبت نام اجباری نیروهای کم سواد در دانشگاه به زودی تاسیس ایرانیان.

2- بهره‌گیری از روش‌های نوین یادگیری در دروس فوق تخصصی. به عنوان مثال استفاده از روش «علی فینگلیش آبادی» برای یادگیری درس زبان انگلیسی! البته روش بهتر برای مأنوس شدن با این درس، سر زدن به صفحه فیس بوک «مسی» است، زیرا برخی ناعزیزان محبت کرده و ترجمه خارجگینی آن چه تا کنون تنها در پشت درهای توالت پارک شهر می‌خواندید را نیز صرفا برای یادگیری ملموس‌تر نگاریده‌اند!! 

3- دمیدن فوت استادی به وسیله نی قلیون منتهی به روش بوتاکس بهداشتی به نواحی زیر شقیقه، در صورت بیقی بیش از حد نیرو!

4- بقایی درمانی؛ به خصوص در سازمانی چون میراث فرهنگی! اصولا تلمذ در محضر برخی خواص برای افزایش سواد خوب نباشد، برای ارتقاء کاری در سال‌های آتی جواب می‌دهد!

5- اگر همه این راهکارها بی‌نتیجه ماند، وليّ نیرو را خواسته و در حضور او، گوشش را بکشید!

البته از ما می‌شنوید خیلی برای افزایش سواد نیروها تلاش نکنید، به هر حال اگر شما مدیر توانمندی باشید حتما می‌دانید که کم سوادی نیرو محاسنی نیز دارد! شاید شرایط کانادانشینی شما هم جفت و جور شد ولی اگر نیروی باسوادی داشته باشید، خوابش را هم نمی‌توانید ببینید! 

نظرات کاربران
کد امنیتی
وحید
وحید
٩٢/٠٩/٢١
٠
٠
باسلام خدمت جناب آقای سعید برند با تشکر ازنوشته ی شما واقعا زیبا بود من یکی از خوانندگا ن جیم هستم وما با شما رفت وامد دور داریم برادر شما عباس آقا باجناق برادر من هستش ومن ایشان را هفته ای یکبارمیبینم وحال شما را ازیشان جویا میشوم با تشکر
پربازدیدتریـــن ها
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
ساختنیجات

جالباسی، از تولید به مصرف

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و انبار پر خودروسازان

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

من از شما می‌پرسم: آیا مشکل ما این است؟

٩٧/٠٢/٢٧
مینیمال

مینیمال 535

٩٧/٠٢/٢٧