به روز شده يك سنت قديمى
گفت‌وگو با عباس جانفدا به بهانه آغاز جلسات نمایش‌نامه خوانی «شنبه‌های‌خوانش»

به روز شده يك سنت قديمى

نویسنده : ملیحه جهانبخش

تعداد صندلی‌هایی که دایره‌وار چیده شده‌اند زیاد نیست... شاید 14 یا 15 صندلی! فضا دوستانه و صمیمی ا‌ست. همه یکدیگر را می‌شناسند، به همین خاطر مجری برنامه دور از تکلف‌های رایجِ نشست‌های ادبی، خوش‌و‌بش می‌کند و می‌گوید که قرار است «عباس جانفدا» آخرین نمایش‌نامه‌اش را برای جمع بخواند. با خودم درگیرم که مگر می‌شود نمایش‌نامه را یک نفر بخواند و به جای همه شخصیت‌ها بازی کند؟! که جانفدا شروع به خواندن می‌کند...

شخصیت‌ها جان می‌گیرند و جانفدا دیالوگ هر کدام را با لحنی که مناسب اوست می‌خواند... کافی‌ است چشم‌هایت را ببندی و گوش کنی... انگار پرده نمایش به یک سو رفته‌است... می‌توانی حتی قیافه شخصيت‌هاي نمایش‌نامه را تجسم کنی! شخصیت‌ها روی صحنه می‌آیند و دیالوگ‌ها رد و بدل می‌شوند و داستان جلو می‌رود... کنش‌ها و درگیری‌ها در موقعیت‌های مختلف اتفاق می‌افتد تا... نمایش‌نامه به آخر می‌رسد  و با صدای دست زدن بچه‌ها به خود می‌آیم... 

جانفدا برگه‌های نمایش‌نامه‌اش را روی میز می‌گذارد، لیوان آب را سر می‌کشد و می‌گوید که منتظر نقد دوستان است. نیم‌ساعتی نمایش‌نامه بین اهالی جلسه تجزیه و تحلیل می‌شود... یکی می‌گوید که ایده نمایش‌نامه را فدای دیالوگ‌های طولانی کرده‌ای و دیگری از سوژه نمایش‌نامه تعریف می‌کند! یکی می‌گوید که بعضی صحنه‌ها اضافی بودند و دیگری می‌گوید که موقعیت‌های مختلف را خیلی خوب کنار هم چیده‌ای و... نقد در فضایی آرام با تشکر جانفدا به پایان می‌رسد و عنوان نمایش‌نامه‌ شنبه آینده اعلام می‌شود. بعد از پایان جلسه از عباس جانفدا می‌خواهم که گپ‌و‌گفتی درباره جلسه‌های نمایش‌نامه‌خوانی داشته باشیم. با خوشرویی می‌پذیرد و چون به دلیل پایان وقت، چراغ‌ها را خاموش کرده‌اند، در محوطه رو‌به‌روی مجتمع روی نيمکتي می‌نشیند و خستگی ناپذیر و بی‌تفاوت به هوای سرد، با اشتیاق شروع به صحبت می‌کند:

ایده ای از هنرهای نمایشی خراسان‎

درباره کلیت جلسه از جانفدا سوال می‌کنم و این که اصلا چطور شد که این جلسه‌ها شکل گرفت؟ می‌گوید: «این جلسه‌ها ایده من نبود! ایده هنرهای نمایشی خراسان بود و بعد هم اضافه می‌کند: عنوان این سلسله نشست‌ها «شنبه‌های خوانش» است. فرصتی برای دوست‌داران ادبیات نمایشی. رویکرد این خوانش‌ها، نمایش‌نامه‌های بومی از نویسندگان بومی مشهدی و در گام‌های بعدی خراسانی ا‌ست.»

سنت قدیمی نمایش‌نامه‌خوانی را به روز کردیم

عباس جانفدا با تاکید بر  این که جلسه‌های امروزی نمایش‌نامه‌خوانی به نوعی شکل استحاله شده شیوه قدیمی آن است می‌گوید: «نمایش‌نامه‌خوانی در قدیم نیز رواج داشته اما با گذشت زمان تغییر کرده است تا امروز به این شیوه اجرا می‌شود. در مشهد نیز به همت روحی مسئول هنرهای نمایشی استان رویکرد جدیدتری به نمایش‌نامه‌خوانی شکل گرفت و آن هم این است که نویسنده اثر جدید یا برجسته خود را در محفلی که همه اهالی آن دوست‌داران ادبیات نمایشی هستند می‌خواند و دیگران نقد می‌کنند تا نمایش‌نامه‌اش غنای بهتری پیدا کند.»

جای اهالی تئاتر هنوز خالی ا‌ست

درباره استقبال از این جلسه‌ها از جانفدا سوال می‌کنم. کمی مکث می‌کند و سرش را به علامت رضایت تکان می‌دهد و می‌گوید: «می‌شود گفت استقبال خوب بوده است اما چون کار جدیدی ا‌ست، هنوز بین اهالی تئاتر جا نیفتاده است. تا مخاطب خودش را پیدا کند نیازمند زمان است. البته نظم این جلسه‌ها هم به جدی شدن آن کمک می‌کند. اگر هر هفته و منظم برگزار شود  مخاطب هم این جلسه‌ها را جدی می‌گیرد. الان تلاش دوستان این است که این نظم اتفاق بیفتد.»

جلسه‌ها فقط برای نویسنده‌ها نیست!

جانفدا در جواب این که می‌گویم در این جلسه‌ها به نظر می‌رسد همه باید نویسنده باشند، می‌گوید: « نه! این جلسه‌ها فقط برای نویسنده‌ها نیست اما نمایش‌نامه‌خوانی فضای خاصی دارد، نسبت به اجرای صحنه‌ای متفاوت است. مخاطب نمایش‌نامه‌خوانی باید با تئاتر آشنا باشد. یعنی حداقل اگر بیننده حرفه‌ای تئاتر نیست، بیننده آماتور باشد. چون جذابیت‌های اجرای صحنه‌ای را ندارد. نویسنده، جای همه شخصيت‌هاي بازی می‌کند و این خود به خود، بخشی از جذابیت کار را می‌گیرد. برای همین فکر نمی‌کنم مخاطبِ عام از این شیوه خوشش بیاید!»

فرصتی برای در کنار هم رشد کنیم

عباس جانفدا درباره هدفِ شکل‌گیری این جلسه‌ها می‌گوید: «اول از همه تقویت درام‌نویسی در استان است و بعد از آن شناسایی وکشف استعدادهای جدید نویسندگی و در نهایت فرصتی برای گردهمایی منظم نویسندگان این شهر که بتوانیم ایده ها و افکارمان را با هم در میان بگذاریم و در کنار هم به غِنای هنر نمایش‌نامه‌نویسی کمک کنیم.»

مهمترین آفت:  ژست‌های روشنفکرانه‌

در پایان از جانفدا می‌خواهم که در کنار همه خوبی‌های این جلسه‌ها از آفت‌های آن هم بگوید. بعد از این که به بی‌نظمی‌های احتمالی در برگزاری این جلسه‌ها و کمرنگ بودن هماهنگی‌های اجرایی اشاره می‌کند، می‌گوید: 

«مهمترین آفتی که من در این جلسه‌ها هنوز ندیده‌ام اما ممکن است در ادامه به وجود بیاید و به نوعی تهدید تلقی شود، ژست‌های روشنفکرانه است. گاهی برخی به دلیل به رخ کشیدن سواد هنری به یکدیگر، جلسه‌ها را دچار آفت می‌کنند که از این منظر باید خیلی مراقب باشیم.»

از عباس جانفدا خداحافظی می‌کنم و به این مسئله فکر می‌کنم که فرصت‌هایی از این دست به همان اندازه که می‌تواند احیا کننده یک هنر باشد با بی اعتنایی‌های اهالی آن تا چه اندازه ممکن است زودهنگام نیز از دست برود...

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
کافه جهان نما

دهلی نو شهر سکانس های بی پایان

٩٥/١١/٢٨
شگرد خفن

چگونه از دست اینترنت اکسپلورر خلاص شویم

٩٥/١١/٢٨
برگزیده سایت

نقطه سر خط به توان 3

٩٥/١١/٢٨
شاخ هفته

پلک بگشا صنما، صبح مرا روح ببخش

٩٥/١١/٢٨
تلگجیم

تلگجیم 475

٩٥/١١/٢٨

نفس های آخر

٩٥/١١/٢٨
چند روایت برای این‌که روزهای قبل از عیدمان متفاوت شود

عید نوروز را از اسفند شروع کنیم

٩٥/١١/٢٨
درباره شخصیت‌های فیلم‌های ماجرای نیمروز، سیانور و امکان مینا و تصویری که از سازمان منافقین برای ما می‌

ماجرای منافقین

٩٥/١١/٢٨
مستند «فیلمی ناتمام برای دخترم سمیه»؛ روایتی پی پرده از گروهک تروریستی منافقین

قربانی ایدئولوژی پدر

٩٥/١١/٢٨
جاکتابی

مردی که گورش گم شد

٩٥/١١/٢٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا 475

٩٥/١١/٢٨
آنتن

ظرفیت پشت یخچال تکمیل است

٩٥/١١/٢٨
فتوچاپ

فتوچاپ 475

٩٥/١١/٢٨
مینیمال

کی عروسی گرفتن از مد می افتد؟

٩٥/١١/٢٨
درباره برد شیرین آبی‌ها در دربی یکشنبه که به یک قهرمانی می‌ارزید

تیم خوب منصوریان، تیم بد برانکو!

٩٥/١١/٢٨
چهره هفته

در چیستی اصولگرایی

٩٥/١١/٢٨
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و ناله های ایشان

٩٥/١١/٢٨
درباره انتخاب سرمربی تیم ملی والیبال و پایان کشمکش برای نیمکت

«ویچ» غیر کروات این بار برای والیبال

٩٥/١١/٢٨
جارچی

جارچی 475

٩٥/١١/٢٨
نکاتی درباره زندگی ورزشی و شخصی مربی جدید تیم‌ملی والیبال ایران

کولاک کن کولاکوویچ!

٩٥/١١/٢٨
تبلیغات
تبلیغات