دست و جیغ و هورای بلند!
7 سوال جیمی از 7 خواننده جان، در 7 سالگی جیم!

دست و جیغ و هورای بلند!

نویسنده : مریم شیعه زاده

وقتی تیتر مطلب را این طور انتخاب می‌کنیم، یعنی بسیار شنگول و شاد هستیم و امواج مثبت همین طور از ما ساطع می‌شود و می‌زند به در و دیوار! یعنی «آخ جون» کنان باید خدمتتان عرض کنیم که باز  19 آذر از راه رسید! 19 آذر امسال نوید 7 سالگی جیم را می‌دهد و به مناسبت از راه رسیدنش گپ و گفتی داشتیم با 7 نفر از خوانندگان هفته نامه جیم تا از دغدغه‌ها و خواسته‌ها و خاطرات جیمی‌شان بگویند:

 اگر یک روز به شما بگویند جیم دیگر منتشر نمی‌شود، اولین واکنش‌تان چیست؟

 یک انتقاد و یک پیشنهاد!

 اولین صفحه‌ای که از جیم می‌خوانید؟

 ماندگارترین خاطره شما از جیم؟

 سوژه‌ای که دوست دارید کار شود...  

 دوست دارید کدام یک از نویسنده‌های جیم را ببینید؟

 اگر تنها  یک شماره سردبیر جیم باشید چه کار می‌کنید؟

 

وقتی پای تسویه حساب شخصی به میان می‌آید

  وحید قوام 27 ساله است و 6 سال است که به مخاطبین جیم پیوسته. او کارمند دانشگاه علوم پزشکی است و این روزها سخت درگیر کار.

 ناراحت می‌شوم اما قطعا تاثیر چندانی روی زندگی‌ام ندارد.

 طنز جیم را قوی‌تر کنید!

 کمیک و صفحه 15

 روزی که با چند نفر از جیمی‌­ها به استادیوم رفتیم و همین پاییز امسال که به غرفه جیم در نمایشگاه کتاب آمدم برایم بهترین خاطره است.

 سوژه خاصی به نظرم نمی‌آید. اما جیم‌درشهر را دوباره راه بیندازید.

 تقریبا همه‌شان را دیده‌ام! شخص خاصی به ذهنم نمی‌رسد.

 در همان یک شماره آقای وکیلی را اخراج می‌کنم! قضیه تسویه حساب شخصی و این حرف هاست! نمی‌دانید چقدر لذت‌بخش بود اگر می‌شد! 

 

از شاهرود تا مشهد؛ فقط به عشق جیم

  سید امیرحسین مرتضوی از جیم خوانان عزیزی است که ما را امسال در نمایشگاه کتاب شرمنده‌سار کرد و از شاهرود برای دیدن بچه‌­های جیم و حضور در غرفه جیم به مشهد آمد! وقتی از او می پرسم چرا این همه راه را آمدی؟ می گوید دوست داشتم جیمی‌ها را ببینم و از نزدیک با آنها آشنا شوم و خوشحالم که این اتفاق افتاد. یکسال است که با جیم آشنا شده و هر هفته آن را دانلود می‌کند و قلم طنز جیم نویسان را دوست دارد.

 قطعا ناراحت می‌شوم

 ستون‌هایی مثل جاکتابی و پیامک مخاطبین را حذف کنید و به جای آن‌ها چند حکایت هفته چاپ کنید بهتر است.

 معمولا صفحه ورزشی و جارچی.

 نمایشگاه کتاب و مطبوعات

 چیز خاصی به ذهنم نمی‌رسد.

 اخوان و حسین‌زاده

 کار خاصی نمی‌کنم. راه سردبیر فعلی را ادامه می‌دهم.

 

سر زده بیایید مدرسه ما!

  اگر با قدوم خود دفتر جیم را منور کرده باشید، حتما تابلوی زیبایی را که یک عدد لوگوی جیم و یک اصله درخت روی آن گلدوزی شده را دیده‌اید! تابلویی که معصومه قربانی 14 ساله آن را فرستاده و وقتی از او می‌پرسم چرا این کار را کرده است، می‌گوید برای همه کسانی که دوست‌شان دارد هدیه‌ای برای یادبود می‌فرستد و از آنجایی که عاشق جیم است، دوست داشته تا اهالی جیم را هم خوشحال کند.

 می‌روم روزنامه خراسان اعتراض می‌کنم، اصلا می‌روم شکایت می‌کنم!

 طنز جیم را بیشتر کنید و سوژه‌های داغ‌تری کار کنید.

 از کمیک و پایان‌نامه شروع می‌کنم. 

 هر جایی که من هم در کنار جیم حضور داشتم برایم خاطره است.

 مثل سرزده که به سازمان‌ها سر می‌زند، شما هم یکبار بیایید مدارس ما! 

 سعید برند.

 صفحه‌آرایی را کلا عوض می‌کردم و برای مخاطبان جشن می‌گرفتم و مسابقه طرح می‌کردم.

 

جیم کاملا بی رنگ است

  غزال شرافتی 22 ساله و از آن جیمی‌هایی است که از بدو تولد آن را همراهی کرده و از همان دوران طفولیت جیم با آن آشنایی دیرینه دارد! پرسپولیسی دو، سه آتشه و یا حتی بیشتر است و برخلاف آن دسته از عزیزانی که تصور می‌کنند ما طرفدار رنگ خاصی هستیم، او معتقد است جیم کاملا بی رنگ است! می‌گوید با این که این روزها خودش را برای کنکور کارشناسی ارشد آماده می‌کند و وقت آزاد ندارد، اما بازهم حداقل صفحات آخر جیم را از دست نمی‌دهد و در پایان گفت‌وگویش این را اضافه می‌کند که به لطف یزدان و بچه‌ها، امسال پرسپولیس قهرمان می‌شود!

 می روم سراغ وبلاگ نویسندگان و آنقدر کامنت می‌گذارم و به 2000999 پیامک می‌دهم تا یک نفر رسیدگی کند و جیم را برگرداند!   

 بیشتر سیاسی بنویسید و خط قرمزهای‌تان را کمتر کنید. جیم در شهر هم لطفا کار کنید، نمک جیم است.

 معمولا آنتن یا پیامک هاست.

 یک شماره از جیم که دو قسمت دخترانه و پسرانه داشت واقعا برایم خاطره‌انگیز بود.

 سوژه خاصی به ذهنم نمی‌رسد، اما لطفا جیم در شهر کار کنید!

 سعید برند را تا به حال ندیدم.

  سعی می‌کنم طنز مطالب را بالاتر ببرم و چیزهایی منتشر کنم که به درد مخاطبانم بخورد!

 

پدر جیمی و یک انتقاد دو فوریتی

  جواد محمدپرست بازنشسته بانک است و از همراهان همیشگی جیم، درآن حد که آمار همه جیم نویسان 7 ساله گذشته را دارد و می‌داند چه کسی، چه زمانی وارد جیم شد، کدام صفحه را نوشته و احیاناً چه زمان رفته! نوبت به انتقاد که می‌رسد با خنده می‌گوید در خانواده ما همیشه بحث سر این است که اول چه کسی جیم را بخواند، چرا لابه‌لای صفحات روزنامه دو یا سه تا جیم نمی‌گذارید تا راحت شویم! انتقاد سازنده این مخاطب 57 ساله را می‌گذاریم کنار تا خارج از نوبت و به صورت دو فوریتی به آن رسیدگی شود!!

 می‌روم روزنامه خراسان تا علت را جویا شوم.

 لای هر روزنامه ۳-۲ جیم بگذارید و سعی کنید گزارش‌های بیشتر کار کنید. فتوچاپ هم در یکی دو هفته اخیر خیلی جالب نبود.

 کمیک را نگاه می‌کنم.

 جیم همیشه لبخند را به مخاطبانش هدیه داده و این ماندگارترین خاطره است.

 درمورد رانندگی زیبای مردم مشهد بنویسید.

 جیم نویسنده خوب زیاد دارد و نمی‌شود یک نفر را انتخاب کرد.

 جیم را می بردم به حال و هوای دو سال پیشش.

 

مشکل ما نبود هافبک بازی ساز است

  طیبه مکاری، همان نوجوان 16 ساله‌ای است که با نوشتن نامه‌ای برای خداحافظی فرهاد مجیدی در صفحه جام و جنجال، توجه خیلی‌ها را به خودش جلب کرد. عاشق استقلال است و وقتی درمورد شرایط استقلال باهم صحبت می‌کنیم می‌گوید: مشکل ما نبود هافبک بازی‌ساز است. یازده سالگی برای اولین بار جیم را می‌بیند و آن شماره را هنوز هم نگه داشته و از آن پس هر هفته جیم را تهیه می‌کند و برایش پیامک می‌فرستد.

 نمی‌دانم! شاید از اسفراین بیایم مشهد تا ببینم چه شده!

 آگهی‌ها را کمتر کنید و پیامک‌ها را به همان تعداد قبل چاپ کنید.

 اول پیامک‌ها و بعد جام و جنجال.

 چاپ نامه‌ای که برای خداحافظی فرهاد مجیدی نوشته بودم.

 در اسفراین سینما نداریم، لطفا در این باره بنویسید، همین جا بگویم که خواندن مطالب قاب جادویی برایم واقعا جالب است.

 همه را! مخصوصا برند و صبا.

 در جیم مسابقه می‌گذاشتم، یک پک ته دیگ زعفرانی هم با جیم عرضه می‌کردم و البته رنگ همه صفحات را هم آبی می‌کردم! 

 

نمک­تان کم شده است!

  زهرا قاسمی 37 سال دارد و خانه دار است. 3 سالی است که با جیم آشنا شده و در این مدت با خواهر و دخترش مثلث جیمی خاندان قاسمی را تشکیل داده‌اند. 

 ناراحت می‌شوم. شاید تا چند روزی هم فکرم را مشغول کند. مثل اینکه چیزی را گم کرده باشم، شاید بروم سراغ شماره‌های قدیمی‌اش و تا مدتی آن‌ها را بخوانم. ما بزرگترها معمولا وابستگی کمتری داریم.

 شماره‌های گذشته جیم بانمک تر بود، الان کمی نمکش کم شده! طنز مطالب را بالا ببرید.

 همیشه از آخر شروع به خواندن می‌کنم. البته جارچی را هم دوست دارم.

 همین روزهای ما همه‌اش شده خاطره! همسرم مدام می‌گوید چرا دست از سرجیم بر نمی‌داری؟!

 در مورد دعواهای خانوادگی، مشکلات ازدواج جوانان و روزمرگی کار کنید.

 آقای برند و آقای صبا قلم خوبی دارند.

 همه جیم را مطالب طنز کار می‌کردم.

نظرات کاربران
کد امنیتی