روزمره آنلاین
روزمره آنلاین

روزمره آنلاین

نویسنده : نرگس رضاپور

مقدمه

 رتبه‌ات چند است؟

یکی از خدمات مفید دنیای مجازی برای کاربرانش اعلام رتبه صفحه مورد نظر در بین جمعیت عظیم صفحات مجازی است. بزرگ‌ترین و معرف‌ترین سایت‌هایی که این خدمت را ارائه می‌کنند «گوگل» و «الکسا» هستند. ایرادات مختلفی می‌شود به نوع رتبه‌بندی این ابرسایت‌ها وارد کرد. مثلا عدم رتبه‌بندی بر اساس معیارهای محتوایی و این‌که  آمار دقیق از وضعیت رتبه‌ای یک وبلاگ در دسته‌ها منطقه و گروه تخصصی خود ارائه نمی‌دهد. در دنیای مجازی فارسی سایت‌هایی هرچند درابعاد بسیار کوچک‌تر و صدالبته خودمانی‌تر هستند که با روش‌های فنی و محتوایی خاص خود رتبه وبلاگ‌موردنظرتان را اعلام ‌می‌کنند.

ازوبلاگ«کوچه پشتی»

 باور داریم؟

مرد داشت از زندگیش حرف می‌زد. یه زندگی می‌گم یه زندگی می‌شنوید ها... عجیب‌ این بود که آخرش می‌گفت «فبای آلاء ربکما تکذبان» واقعن کدوم نعمت خدامون رو تکذیب می‌کنیم؟ یا کدومش رو باور داریم؟ اصلن باور داریم؟

از وبلاگ «خارج از چهارچوب»

 ظرف بزرگ

سیستم حوزه علوم دینی هرقدر هم لنگ بزند، سیستم اصلی دین نوک سوزنی کاستی و اشتباه ندارد. همه چیزش به جاست و چفت و بست دارد. اگر کسی از رجبش جا بماند، شعبان هست، شعبان نشد، رمضان. رمضان نشد ذی‌الحجه و برای کسی که همه‌ آن‌ها را جا بماند یک محرم کافی است. محرم ظرف بزرگی‌ست که همه را جا می‌دهد و جلو می‌برد. فرقی نمی‌کند بین گناهکار و پاک. جوان و پیر. زن و مرد. لباس تن و موی‌ سر معیارنیست. صاحب مجلس فقط «دل» می‌خواهد. دل‌های شکسته و گرفته و از همه جا بریده را خریدار است...

از وبلاگ «ایرانی تبار»

 سال ۱۳۷۵صبح

توی محل کارم مشغول کارم .یه آقایی از در وارد شد و گفت: من کارمند دفتر نمایندگی ایران توی کشور الان یادم نیست (یه کشور آفریقایی) هستم. بعد یه کارتن بسته‌بندی شده نشونم داد و گفت این کارتن مال همکارمه برا خانوادش فرستاده شما لطفا زنگ بزنید بیان ببرن و رفت. خلاصه زنگ زدم و بعد از یک ساعت خانمی آمد واسه گرفتن کارتن، بسته رو گرفت و  بازش کرد. توش پر از میوه‌های خارجی اونم گنده مثل آناناس- موز- نارگیل- و چیزی که تا اون موقع نمی‌شناختم انبه! بود. از هر کدومش چندتا بهم داد و بعد از تشکر کارتن رو برداشت و رفت. بله دیگه.. یادمه تا مدتی دنبال راه‌های مصرف انبه بودیم!

ازوبلاگ«باغ تنهایی»

 کفش‌هایم کو؟

یدک کشیدن اسم «کارمند» برایم سخت شده. فکر می‌کنم به اینکه از شغلم چه می‌خواهم؟ یا شغلم از من چه می‌خواهد؟ راستی چه از جان هم می‌خواهیم؟ چرا رها نمی‌کنیم همدیگر را؟ حالا و اینجا، وقتی نمی‌توانی با شغلی که حاصل 14سال جان کندن توست در رشته‌ای که دوستش نداری، چیزی جز یک اپراتور ساده کامپیوتر باشی، چیزی ته مغزت خارخار می‌کند و می‌آزاردت. جایی در عمق قلبت درد می‌گیرد وقتی کشف می‌کنی که آنی نیستی که می‌خواهی و اینجا، این اداره جای تو نیست. با همکارت درددل می‌کنی، موضوع بحث را عوض می‌کند. این آزردگی تو را هیچ نمی‌فهمد. احساس حماقت می‌کنی از اینکه اصلا 

چرا حرفش را زدی؟ چرا به کسی که در دنیای دیگری است از دغدغه‌های مزخرف و ملال‌آورت گفتی؟ دلم بدجور رفتن می‌خواهد. دلم می‌خواهد پشت پا بزنم به این میز که گرچه دنج‌ترین جای اداره است، کنار پنجره‌ای است که مشرف است بر تمام کوچه و کلی مزایا ممکن است داشته باشد که من هنوز نمی‌دانم، ولی دوای درد من نیست. تنها چیزی که بازم می‌دارد بی پولی است. از رسیدن به آن نقطه صفر مطلق می‌ترسم. اگر کاری باشد نیمه وقت، کاری که آزادم بگذارد در زمان، کاری که دوستش داشته باشم حتی یک ذره، کاری که از انجامش حس مفید بودن کنم، می‌روم، بی هیچ درنگی! 

معرفي وبلاگ

http://www.chehreblog.com

 چهره بلاگ

خیلی از وبلاگ‌نویسان دوست دارند خودشان را محک بزنند تا ببینند در بین همشهری‌ها و هم‌استانی‌های خودشان یا وبلاگ‌نویسانی که در قالب‌های تخصصی آن‌ها می‌نویسند چه جایگاهی دارند. سایتی که نشاني‌اش را ملاحظه می‌کنید چند سالی است که به ارائه «برترین چهره وبلاگ سال» با کمک اعضایش می‌پردازد. قوانین خاص خود را دارد و در مجازستان فارسی حامیان مختلفی دارد. به دلیل اینکه رتبه‌بندی‌هایش براساس ملاک‌های محتوایی نیز هست و رتبه وبلاگ را در دسته‌اش تعیین می‌کند و روش کار خاص خود را دارد.

نظرات کاربران
کد امنیتی