دستمزد پشت کوه‌های بلند را نگرفته‌ام!
یک فنجان چای در منزل «امرا... احمدجو» کارگردان سریال ماندگار «روزی روزگاری»

دستمزد پشت کوه‌های بلند را نگرفته‌ام!

نویسنده : مریم ضیغمی

این روزها سیما کار سریال‌سازی را رها کرده است و به شبکه‌سازی می‌پردازد و در عوض در شبکه‌های جدید همان سریال‌های قدیمی را پخش می‌کند، حتی اگر سریال تازه‌ای هم بسازد ترجیح مدیرانش بر این است که سریال کم خرج و سریع باشد و مراحل نگارش فیلمنامه و پیش تولید توسط گروه‌هایی مشخص و در کمترین زمان ممکن انجام شود. از قضا ماندگاری این آثار در ذهن مخاطب هم مثل مراحل تولیدشان کوتاه است و خلاصه دوره سریال‌هایی که خیابان‌ها را خلوت می‌کرد گذشته است، در این بین و با سیستم موجود آدم‌هایی مثل امرا... احمدجو که سریالی مثل «روزی روزگاری» را در کارنامه خود دارد خانه‌نشین هستند و گلایه‌های بسیار دارند. در اصفهان و در منزلی که با کمک همسر احمدجو به زیبایی طراحی شده بود میهمانش شدیم تا با او همکلام شویم. «امرا... احمدجو» با وجود این که تعداد آثاری که تا به‌حال ساخته به تعداد انگشتان دو دست هم نمی‌رسد اما عمر زیادی را صرف نگارش، تحقیق و کارگردانی کرده است. حاصل 4 ساعت دیدار ما با کارگردان سریال‌های «روزی روزگاری»، « تفنگ سر پر»، «پشت کوه‌های بلند» و فیلم «شاخه‌های بید» را از نظر بگذرانید تا از زبان او بدانیم چرا دیگر عوامل آثار ماندگار جایی در سریال‌سازی ندارند:

 شنیدم بعد از ساخت سریال «پشت کوه‌های بلند» مشغول نگارش فیلم‌نامه دیگری هستید؟

 به دلیل خستگی، نگارش فیلمنامه‌ای را که در دست داشتم متوقف کردم، البته خیلی دلم می‌خواست که فیلمنامه‌ام را به سرانجام برسانم اما به اندازه کافی بعد از سریال «روزی روزگاری» تجربه محدودیت را داشتم! البته خیلی جدی تصمیم گرفتم فعالیتم را درسینما ادامه دهم، اما متاسفانه به دلیل کمبود بودجه نشد در این حوزه فعالیت کنم و خستگی در من تشدید شد.

 مگر چه محدودیت‌هایی در ساخت سریال‌های‌تان داشتید؟

 ابتدا این نکته را بگویم که در ساخت سریال «روزی روزگاری» هم محدودیت‌هایی بود، اما 2 سریال بعدی‌ام یعنی «تفنگ سر پر» و «پشت کوه‌های بلند» با محدودیت‌های فراوانی به سرانجام رسیدند و محدودیت‌ها شبیه هم نبودند. در «تفنگ سر پر» علاوه برمحدودیت زمان، محدودیت امکانات داشتیم. هر روز سهمیه داشتم که ابتدای صبح خبری بد به من بدهند که آزار دهنده‌ترین آن این بود که در فلان تاریخ پروژه متوقف می‌شود! شما تصور کنید درچنین شرایطي چه بلایی سر آدم می‌آید. مسئله دیگر دخالت‌های غیر ضروری و مخل بود که در طول کار تحمیل می‌شد. در مرحله تدوین هم محدودیت‌هایی داشتیم و300 دقیقه به کار اضافه شد که ریتم را کُند کرد و آب بستن به کار بود! همچنین پخش سریال با لجبازی مدیران با یکدیگر هم زمان با پخش سریال شبانه پربیننده دیگری شد. این را هم بگویم که هنگام پخش مجدد این سریال از شبکه آی فیلم در اوجش قطع شد و سریال دیگری را به طور کامل پخش کرده و سپس دوباره پخش سریالم را ادامه دادند! این کار مسئولان خیلی معنا دار است؛ چه دلیلی دارد من این رفتار را بپسندم!

 و محدودیت‌های «پشت کوه‌های بلند...»

 سریال در حال فیلمبرداری بود که معاونت سیما تغییر کرد و نمی‌دانم معاونت جدید به چه دلیل دستور توقف سریال را داد! بالاخره این را بگویم که علاوه بر مشکلات فراوان، با محدودیت‌های مالی هم روبه‌رو بودیم. البته از یک جای کار به من هشدار دادند که منتظر زمان نباشید و شاید فیلمبرداری را زودتر متوقف کنند، پس کار را جمع کنید، بنابراین در این شرایط خیلی از جزییات فدای دخالت‌ها شد. البته تا به حال عوامل اصلی کار، دستمزد خود را نگرفته‌اند. من از سال 67 تا 75 در شبکه اول سیما عضو شورای تایید فیلمنامه بودم و خط قرمزها را می‌شناسم، این را هم بگویم که شخصی با دست باز برای کارم اعمال نظر می‌کرد و سکانس اول را آخر می‌برد و دو قسمت را یک قسمت می‌کرد و به طور علني می‌گفت در تدوین حضور نداشته باشم. 

 در حرف‌های‌تان اشاره کردید دستمزدها تمام و کمال به عوامل «پشت کوه‌های بلند» پرداخت نشده است! خودتان دستمزدتان را گرفته‌اید؟

 از خودم مطلع هستم که بیش از 50 درصد دستمزدم را از تلویزیون دریافت نکرده‌ام.سریالم از شبکه‌های سوم، اصفهان و فارس پخش شده است اما برای پرداخت نکردن دستمزدم بهانه آورده‌اند که کم بیننده بود، البته صداوسیما طبق قرارداد بدهکار است و اگر این بدهی را شرعا بخواهد بپردازد باید به نرخ روز محاسبه کند. 

 در چنین وضعیتی تکلیف تجربه امثال شما چه می‌شود؟

 تجربه‌هایم مفت به دست نیامده است، بخش زیادی از تجربه‌ها تلاش و عمر صرف کردن می‌خواست و براي بخش دیگری نیز هزینه‌هایی لازم بود تا این تجربه‌ها حاصل شد. شما نگاهی به آثارم بیندازید از نخستین ساخته‌ام «روزی روزگاری» تا «تفنگ سر پر» 9 سال فاصله افتاد و بین «تفنگ سر پر» تا «پشت کوه های بلند» هم حدود 11 سال فاصله افتاد و با این فاصله کاری‌ام چند سال دیگر با عصا و کهنسالی دیگر خود به خود ساخت اثری دیگر توسط من منتفی است و همین ماجرا به من جرات می‌دهد تا مسئولان را نقد کنم. این را هم بگویم که سال‌هاست سیمافیلم، 4 طرح سریال و 3 کار سینمایی‌ام را از من خریداری کرده است.

 به‌خاطر همین مشکلات و محدودیت‌ها بود که «تفنگ سر پر» به لحاظ ساختاری ضعف‌هایی داشت؟

 به طور حتم همین طور است. بعد از «روزی روزگاری» تجربه بیشتری به دست آوردم. ضعف‌ها دلایل فراوانی داشت و با وجود کسب شهرت مجبور بودم کاری با تدارکات بسیار ضعیف و زمان محدود بسازم و مرتب فریاد بکشم، البته این را بگویم که درفاصله ساخت سریال اول و دوم خود یک تغییرفاحش اخلاقی در بسیاری از بازیگرانی که در گذشته با من کار کرده بودند دیدم که برایم خیلی عجیب بود. یعنی می‌گفتند در کارهای دیگر به ما می‌گویند هر طور دوست داری جلوی دوربین دیالوگ بگو و بازی کن! بازی در آثار دیگران، بازیگران را تنبل کرده بود.  


 از «روزی روزگاری» بگویید؛ گویا به عنوان کارگردان حقوقی نگرفتید و به حقوق قبلی‌تان اکتفا کردید؟

 آن‌زمان، من استخدام تلویزیون بودم و در آن موقع همان حقوق کفاف زندگی را می‌داد. هیچ سریالی در تاریخ تلویزیون ایران به اندازه «روزی روزگاری» تعدد پخش نداشت و شاید بیش از 50 پخش تلویزیونی داشته، اما حقوقم از کارگری که کاه برای اسب‌ها می‌آورد پایین‌تر بود! من از این گله دارم که سریال در زمان توزیع در شبکه نمایش خانگی دست کاری شده بود، تازه چرا من نباید هیچ نفع مادی از سی دی سریالم داشته باشم؟ در جلسه‌ای که آقای ضرغامی داشتند مطرح شده بود که اگر اثری پخش مجدد شود حق و حقوق مادی برای عوامل در نظر بگیرند اما...

 گویا دل پری از تلویزیون دارید؟

 سازمان باید این جور برخوردها را تغییر دهد و زود به آن‌ها برنخورد و مطمئن باشند وقتی روحیه داشته باشم اثر خوبی تولید خواهم کرد. در حاشیه حرف‌هایم بگویم که رقابت با آن طرف آبی‌ها سخت است، ما باید کارهای قوی‌تر با حفظ خط قرمزهای خودمان بسازیم؛ اگر ما بخواهیم مثل آن‌ها راه برویم هرگز نمی‌توانیم با آن‌ها رقابت کنیم. 

 شخصیت‌های مختلف سریال‌های‌تان مانند مرادبیگ، خاله لیلا، سام شاه... از کجا آمدند؟

 در خلق شخصیت‌ها، نویسنده به طور قطع از آن‌چه که در عالم واقع و در عالم داستان نویسی و قصه‌نویسی موجود است استفاده می‌کند، ممکن است با شخصیتی مانند «خان خله» در واقعیت هرگز برخورد نکنیم اما شاید ویژگی‌هایی پراکنده از او در هر شخصی پیدا کنیم. در آثارم قصه خودش پیش می‌رود و هر روز می‌نویسم و منتظر یک اتفاق جدید هستم.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

خلاق‌های اینستاگرامی

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌و‌گو با «ساراسادات خادم‌الشریعه»

در آن لحظه به نتایجم فکر نکردم

٩٥/٠٩/١٨
درباره تعطیلات و فرهنگ تعطیلی به بهانه احتمال اضافه شدن یک روز تعطیل دیگر به تقویم کشور از سال آینده

فیتیله چندتا تعطیله؟!

٩٥/٠٩/١٨
پیشنهاد جیم برای تاسیس یک وزارت خانه جدید:

وزارت تعطیلات حواسش به همه شنبه‌ها هست

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨
چهره هفته

جینگولک بازی غربی‌ها

٩٥/٠٩/١٨