چی بخریم؟ چی نخریم؟
شبکیه

چی بخریم؟ چی نخریم؟

نویسنده : سید مصطفی صابری

این روزها شبکه نمایش خانگی رونق تازه‌ای گرفته، البته اگر عرضه آثار جدید را رونق بدانیم، چند اثر جدید عرضه شده و تعدادی از فیلم‌های شاخص دو دهه قبل هم به صورت DVD ارائه شدند تا مخاطبان امکان تماشای فیلم‌های به یاد ماندنی را با کیفیتی بهتر داشته باشند. یکی از این آثار، فیلم پیشرو و جنجالی مرحوم «رسول ملاقلی‌پور» یعنی «نسل سوخته» بود که در زمان خودش خیلی سر و صدا کرد و حالا می‌توانید این اثر اپیزودیک و پرجسارت را که در فرم  روایت، محتوا و ساخت سینمایی، سال‌ها از زمان خودش جلوتر بود، با کیفیت بسیار مناسب ببینید تا 3 داستان پر کشش عاشقانه و سیاسی را در اثری 120 دقیقه‌ای تماشا کنید؛ 3 داستانی که هر کدامش می‌توانست یک اثر مستقل باشد و حتی اگر طرح کلی‌اش دست برخی از آدم‌های پر ادعا و پرکار سیما می‌افتاد می‌توانستند از هر کدامش سریالی 50 قسمتی بسازند. نیکی کریمی، آتیلا پسیانی، فرهاد قائمیان و سیامک انصاری بازی‌های به یادماندنی در این فیلم دارند. خلاصه این‌که در کنار آثار قدیمی چند فیلم جدید هم عرضه شده است:


کازابلانکای چوبی

«پل چوبی» جديدترين اثر مهدی کرم‌پور فیلمساز جوان کشورمان که با «چه کسی امیر را کشت؟» و اپیزود دوم «طهران‌تهران» او را به خاطر می‌آوریم، بلافاصله بعد از اکران در سینماهای کشور وارد شبکه نمایش خانگی شد، پل چوبي داستان زندگی زوج جوانی به نام امیر و شیرین (بهرام رادان و مهناز افشار) است که زندگی مشترک‌شان با ورود یک استاد دانشگاه بدنام و متمول به نام صبوحی (مهران مدیری) دستخوش سوءتفاهم می‌شود و همزمان با حوادث سال 88 عشق قدیمی امیر به نام نازلی هم به همراه همسر هلندی‌اش به ایران برمی‌گردند و ماجرا ابعاد تازه‌ای پیدا می‌کند. «پل چوبی» که پایانش تن مایکل کورتیز کارگردان «کازابلانکا» را در گور می‌لرزاند روایت 5 عشق نافرجام و بی‌فرجام در کنار کُلی ژست سیاسی است که با تماشایش می‌توانید از نگاه کارگردان حوادث سال 78 و 88 را به تماشا بنشینید و در میان این‌همه پرگویی و آشفتگی، از اندک جلوه‌های بصری فیلم که به خاطر فیلم‌برداری بخشی از آن در شمال کشور است لذت ببرید. اما به یاد داشته باشید با یک فیلم عاشقانه یا سیاسی طرف نیستید، نسبیت اخلاق و احساس در فیلم به راحتی ادعای عاشقانه بودن را کنار می‌زند و نگاه سطحی به مسائل سیاسی هم نشان می‌دهد به تصویر کشیدن حوادث سال 88 فقط برای بازارگرمی و گیشه است درست مثل استفاده از ستاره‌ها در فیلم. 


فیلمی بدون ستاره درباره روی ماه مادر

بر خلاف «پل چوبی» که در مدت زمان کمی بعد از اکران وارد شبکه نمایش خانگی شد، فیلم «بوسیدن روی ماه» اثر تحسین شده همایون اسعدیان یک سال پس از اکران با تاخیر بسیار زیادی عرضه شد؛ فیلمی که در زمان اکران فروش خوبی داشت اما آن‌طور که باید و حق فیلم بود مورد استقبال مخاطبان قرار نگرفت، به خصوص این‌که اسعدیان با «طلا ومس» توجه مخاطبان را جلب کرده بود و در تبلیغات «بوسیدن روی ماه» هم روی این‌که این اثر، فیلم دیگری از عوامل «طلا و مس» است تاکید شد و پیش بینی می‌شد فیلم فروش بیشتری داشته باشد؛ به خصوص آن‌که داستانی پرکشش و لطیف داشت. در این بین به نظر می‌رسد از مخاطبانی که مدت‌ها است به بهانه نبود فیلم فاخر با سینما قهر کرده‌اند و حتی گاهی به اکران دیگر فیلم‌ها انواع اعتراض‌ها را دارند انتظار می‌رفت به تماشای این اثر بنشینند که ماجرای عشق و دلدادگی دو مادر شهید به فرزندانی است که پیکر مطهرشان به وطن بازنگشته است. «خلاصه «بوسیدن روی ماه» که مجموعه عواملی که یک فیلم را تماشایی و به خصوص تامل برانگیز می‌کنند را دارد میهمان شبکه نمایش خانگی شده است، فیلمی که ستاره ندارد اما قصه روی ماه مادرها است. 

     مختار به نخریدن!!

اما این روزها شبکه نمایش خانگی میزبان دواثر دیگر هم بود، یکی قسمت اول و دوم سریال «شاهگوش» اثر داود میرباقری که بعد از نقدهایی که به قسمت اول آن وارد شد عواملش وعده دادند از قسمت دوم راه می‌افتد و از قضا با پخش قسمت دوم ماجرا نتیجه عکس داد و مخاطب اذعان کردند قسمت اول بهتر هم بود؛ و دیگر فیلم «زندگی در شهر بزرگ» با بازی رضا عطاران و بهنوش بختیاری که تیزرش در محصولات قبلی و همین‌طور جلد توزیع شده‌اش در فروشگاه‌ها بسیار کنجکاو کننده است. برگردیم به «شاهگوش»، میرباقری با همه ابهت و کارنامه درخشانش در شاهگوش نشان داده چندان به مختصات طنز آن‌هم برای مخاطبی که پول می‌دهد تا سریال ببیند مسلط نیست، قسمت دوم شاهگوش ریتمی کُند دارد، ماجرا پیش نمی‌رود، سکانس‌ها طولانی هستند و بازیگران از چند سریال مختلف گلچین شده‌اند!! مرجان گلچین در نقش گلاب همان شخصیت تکراری زن سنتی سریال‌های مناسبتی است. احمد مهرانفر همان ارسطوی پایتخت است که گریمی متفاوت دارد اما با همان لهجه و رفتار!! جوان اول سریال که پسر میرباقری نقشش را بازی می‌کند هم هنوز مقبول مخاطب نیفتاده! می‌ماند برگ برنده سریال که قرار بود تنابنده و گریم ویژه‌اش باشد که آن‌هم نقش چندانی در سریال ندارد و گاهی بی مقدمه و بدون توجه به خط اصلی داستان می‌زند زیر آواز. هر چند باید اعتراف کرد با همه این اوصاف تا این‌جا «شاهگوش» میرباقری به دلایل زیادی خوش ساخت‌تر از موارد مشابه مثل «ساخت ایران»، «ویلای من» و «گنج مظفر» است اما مخاطب چه‌قدر این نوع طنز را که نمی‌خنداند به خاطر خوش ساختی تحمل می‌کند معلوم نیست.


شهر بزرگ عطاران و فراستی!! 

اما می‌رسیم به فیلم «زندگی در شهر بزرگ» با حضور عطاران، بختیاری، سعید ابوطالب و مسعود فراستی، بله تعجب نکنید نماینده سابق مجلس و کارگردان معروف یعنی ابوطالب و مسعود فراستی هم در این فیلم که نویسنده و کارگردانش محمدرضا آریان شوهر بهنوش بختیاری است؛ حضور دارند اما نه به عنوان بازیگر! بلکه در جایگاه منتقد!! خلاصه خود کارگردان فهمیده پدیده عجیبی که جای فیلم طنز به روایت (با صدای) علی صادقی عرضه کرده آن‌قدر ناشناخته خواهد بود که باید دو نفر بیایند فیلم را توضیح بدهند!!! خلاصه این فیلم طنز نیست گفتیم بدانید که با دیدن عکس عطاران نروید بخریدش و مثل ما پشیمان شوید!! حالا این که چیست بماند!

نظرات کاربران
کد امنیتی
ali007
ali007
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
پل چوبی رو دیدم.............قشنگه!!!!!!!