فصل خواب غنچه‌ها

فصل خواب غنچه‌ها

نویسنده : سعید برند

پاییز به روزهای آخر که نزدیک می‌شود

یک رنگ می‌شود، 

در این روزهای تک رنگی

که درخت‌ها باز تنها می‌شوند

و زمین برگ‌هایش را به آغوش می‌گیرد

هر کسی شعر خود را می‌سراید:

 

و در این باغ بی‌برگی

از میان کوچه‌ها آهسته برو

نگذار باد لرزه بیندازد به تن سرد درخت

خش خش برگ‌ها را آرام کن

غنچه‌ها تازه به خواب ناز رفته‌اند...

 

و در این سکوت پاک غمناک

باز می‌شود غصه‌ها را فریاد کشید و از گرفتگی صدا نترسید

باز می‌شود گریه کرد و از خیسی چشم‌ها نهراسید!

هر که پرسید بگو:

سرما خورده‌ام ...!

 

و در این شب‌های بلند

دانه‌های انار از دستان مادر می‌غلتد

قصه‌ها جان می‌گیرند

و هنوز اندکی از مهر پیداست!

هر چند زمستانی سخت در راه است ...

 

و در این روزهای سرد پاییزی

عاشق‌ترین ماه‌ خدا؛

آذر زیبای من!

سلام ...

نظرات کاربران
کد امنیتی
ali007
ali007
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
بسیا زیبا بود...............سپاس............سلطان فصل ها پاییز....
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٠٤
٠
٠
آخرین ماه پاییزه : (
تبلیغات
تبلیغات